تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وابستگیه زیاد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:بنیتا
آخرین ارسال:shahramyellow
پاسخ ها 16

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

وابستگیه زیاد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    من حدود 6 ساله که ازدواج کردم اما به دلیل یه سری مشکلات از همسرم توافقی جدا شدم....تو این مدت جدایی با یه پسر مجردی که دقیقا همسن و سال خودم بود از طریق یکی از دوستام اشنا شدم.وقتی از همسرم جدا شدم دچار افسردگی شدم و خیلی احساس تنهایی کردم.اما تنها کسی که واقعا درکم کرد و لبخند به لبام آورد همین پسره بود که واقعا از جون و دل برام مایه گذاشت.کم کم گذشت و وابستگیه من بهش زیاد شد طوری کرد تمام لحظه هامو باهاش میگذروندم.اون واقعا پسر مودب و با شخصیتی بود و منو واقعا واسه خودش میخواست نه خواسته هاش.عشقه پاکشم بهم ثابت کرد...واقعا عاشقه هم بودیم من و اون وفادار عشقه همدیگه موندیم .لحظه هامون خیلی قشنگ با هم میگذشت تا اینکه یه روز همه چی خراب شد.سه روز ازش بی خبر موندم تا اینکه متوجه شدم اون بیمارستانه.بهم زنگ زد و گفت فراموشم کن.چون اون بیماری سرطان داشت و توی قرنطینه بود...حالش اصلا خوب نبود.هنوزم بیمارستانه و ازش هیچ خبری ندارم.دارم دیونه میشه نمیدونم واقعا چیکار کنم.من دوستش دارم.من واقعا بدونه اون نمیتونم.کارم شده گریه کردن.تو رو خدا بگید من چیکار کنم.حال روحیم اصلا خوب نیس.ازش هیچ خبری ندارم.کلافم..من باید چیکار کنم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    واقعا متاسفم.برو سراغش.نذار فکر کنه دوست داشتنت واست جنبه اینو داشته که ازش نفعی ببری.تنهاش نذار تو این شرایتش
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام کاربر عزیز
    درکتون میکنم، شرایط سختی دارین.
    چندسالتونه؟ تحصیلاتتون چیه؟
    چندمدته که باهاشون رابطه داشتین؟ شما از وقتی که رفته بیمارستان رفتین بهشون سربزنین؟ آیا از دکترش راجع به بیماریشون پرسیدین؟ فرزندم دارین؟
    [size=medium]ای پسرعمران، هرگاه بنده ای مرا بخواند آنچنان به سخن او گوش می سپارم گویی بنده ای جز او ندارم،اما شگفتا از بنده ام که دیگران را چنان می خواند گویی همه خدای اویند جز من...[/size]
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام نه فرزندی ندارم همش 24 سالمه.ازش هیچ خبری ندارم نمیدونم کجاست حتی گوشیشم جواب نمیده.بیماری سرطان از پا دراوردتش.حتی نمیذاشت صداشو بشنوم.پنج ماهی هست که باهاش ارتباط دارم.نمیدونم چقدر دیگه باید منتظر پیامش باشم.دوستاشم ازش خبری ندارن.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    الآن به نظرخودتون بهترین کاری که میتونید انجام بدین چیه؟ و دوست دارین مشاوران چه کمکی به شما کنند؟
    [size=medium]ای پسرعمران، هرگاه بنده ای مرا بخواند آنچنان به سخن او گوش می سپارم گویی بنده ای جز او ندارم،اما شگفتا از بنده ام که دیگران را چنان می خواند گویی همه خدای اویند جز من...[/size]
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    میخوام بدونم منتظرش بمونم با این وضعیت....در نبودش باید چیکار کنم .
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    ما همدیگرو خیلی دوست داریم یعنی امکانش هست بازم مثل قبل با وجود بیماریش بخواد بازم کنارم باشه یا امکانه این هست که ترکم کنه؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    چرا کسی جواب سوالمو نمیده
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    سلام دوست من.اگه واقعا دوستش داری تنهاش نذار اون تو شرایط خیلی بدی قرار داره.نذار به جای تو تصمیم بگیره تو حق انتخاب داری پس اگه میخوای باهاش بمونی خواسته قلبی خودته نه اجبار.من ئاگه جای تو بودم تمام تلاشمو برای بودن کنارش میکردم.قدر احساستو بدون
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    شاید اون فکر می کنه که بیشتر بهش وبسته می شی و با از بین رفتنش نابود می شی.
    به نظر من اگر می تونی فراموشش کنی این کارو بکن وگرنه برو پیشش.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •