تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




کمک فکری در رابطه با دختری که باهاش قصد ازدواج داشتم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:فرهادز
آخرین ارسال:PARSABARZEGAR
پاسخ ها 6

کمک فکری در رابطه با دختری که باهاش قصد ازدواج داشتم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام،

    مستقیما میرم سر اصل مطلب که وقت کسی‌ را بیش از حد نگیرم. چندین سال پیش با دختری از راه دور آشنا شدم و بعد از مدتی‌ که به هم علاقمند شدیم با خانواده‌ام رفتم خواستگاری. اینو رو هم اضافه کنم که من خارج از ایران زندگی‌ می‌کنم و بد از ۲۰ سال اومدم ایران فقط به خاطر این موضوع. پدر دختر خانوم در صورتی‌ راضی‌ میشد که من اول تو ایران برای دختر خانوم یک خونه بخرم. خوب من نمی‌تونستم و تازه من اینجا که هستم خونه دارم و قرار نبود بیام ایران زندگی‌ کنم. خلاصه خانواده دختر خانوم راضی‌ نشدند. بعد از این ماجرا من هنوز که ایران بودم این دختر خانوم به من زنگ میزد و ناراحت بود و گریه میکرد که من ولش نکنم و یه جوری درست می‌شه. منم که راستش قصد اینو نداشتم که کسی‌ دیگر رو پیدا کنم پس بعد از اصرار این خانوم راضی‌ شدم که صبر کنم.

    از این جریان الان سالها می‌گذره. من چند بار دیگه با این دختر خانوم تو کشورهای دیگه مسافرت رفتم با خرج خودم. البته بد فکر نکنید من به رابطه جنسی‌ قبل از ازدواج اعتقاد ندارم. نمیگم مذهبی‌ هستم ولی‌ به دلایلی خودم دوست ندارم چون اعتقاد دارم رابطه جنسی‌ آدم رو شدیدا به هم وابسته می‌کنه و من نمی‌خواستم بدون اینکه مطمئن بشم به ازدواج این کارو در حق خودم و این دختر خانوم بکنم. در ثانی‌، فرهنگ داخل ایران با خارج فرق می‌کنه و داشتن رابطه جنسی‌ برای دختر خانوما میتونه شدیدا تو ایران بد باشه. بگذریم، خواستم کوتاه داستان منو این خانومو بدونید.اینجا که من هستم، می‌شه برای کسی‌ که باهاش قصد ازدواج دارید تقاضای ویزا بکنید (ویزا نامزدی) و اگر قبول بشه به طرف ۳ ماه ویزا میدان که بیاد اینجا و اگه شد ازدواج کنند و اگه نه که بعد از ۳ ماه باید از کشور خارج بشه. من این اقدام رو برای این دختر خانوم کرده بودم و تصویب هم شده بود. حالا تصمیم گرفته که بیاد اینجا ولی‌ نه برای ازدواج بلکه برای دیدن و بعد از ۳ ماه برگرده. الان داره تو ایران تحصیل می‌کنه و قصد داره ادامه بده. اینو هم باید اضافه کنم که سن هر دوی ما کم نیست. خانوم تقریبا ۳۰ سال و من ۱۰ سال بزرگتر. مشکل اصلی‌ من الان اینه که من با برادرم یه خونه مشترک داریم (۲ طبقه) و اون که از من ۳ سال کوچیکتره خیلی‌ مخالف این کار من هست. میگه که من با این کار به خودم یه ضربه روحی‌ بزرگی‌ خواهم زد و اینو با بقیه خانواده هم در میون گذشته (خواهرم و مادرم). مادرم که شدیدا مخالفه و بد جوری با من جرو بحث می‌کنه (به همراه گریه و زاری البته). هر چی‌ من میگم که من سنم کم نیست و این تصمیم خودمه تو گوششون نمیره. من خودم ولی‌ دلم می‌خواد که این دختر خانوم بیاد حتا اگه برای مسافرت باشه و انتظاری بیشتر از این ندارم. پیش خودم میگم که بعد از این همه سال این کار کوچیکی هست که من می‌تونم براش بکنم با در نظر به اینکه اونم تو خانواده سخت در فشار و حال روحی‌ خوبی‌ نداره. آخه خانوادش مخالف درس خوندنش هستند و اصرار دارن که باید ازدواج کنه چون سنش رفته بالا.

    آیا به نظر شما من دارم کار اشتباهی‌ می‌کنم؟ هزینه سفر، خرج اضافه اینجا و غیر ه به کنار، آیا این کار منطقی‌ و درستی‌ در حق هر دو ما هست؟ از وقتی‌ که برنامه ریختیم که بیاد اینجا خیلی‌ روحیش بهتر شده و خوشحاله ولی‌ خوب من اینجا باید در گیر این بحثهای خانواده نیز باشم. از همه چیز گذشته، چرا خانواده‌های ایرانی‌ اینو درک نمیکنند که یه مرد ۴۰ ساله خودش میتونه برای زندگیش تصمیم بگیر حتا اگر تصمیمش غلط باشه؟ امیدوارم به کسی‌ بر نخوره ولی‌ این حقیقته.خوشحال میشم هر کی‌ نظرشو اینجا بگه و از همه مهمتر اگر این نظر از طرف یک کارشناس روانشناس باشه.

    با تشکر،
    فرهاد
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    راهله آواتار ها
    سلام
    در ابتدا اشاره کردید که همراه خانواده اتان به خاستگاری این دختر خانم رفتید پس چطور الان خانواده اتان ناراضی هستند؟
    آیا تا به حال در مورد دختر خانم و خانواه ایشان تحقیقی توسط شما انجام گرفته؟
    علت ناراضی بودن خانواده شما چیست؟
    طبق گفته های شما دختر خانم چند بار با شما به مسافرت های خارج از کشور اومدن
    در ایران کمتر پدری که راضی به مسافرت دخترش به خارج از کشور با یک پسر بشود (بدون عقد و ازدواج)
    آیا از نظر فرهنگی و اعتقادی خانواده شما و ایشان به هم میخورید
    آیا بهتر نیست یکم بیشتر تحقیق کنید و عجله نکنید
    این دوری راه و فاصله باعث نشه منطقی تر فکر نکنید
    هر چند که سن شما سن فردی که کاملا پخته است و عاقلانه تصمیم میگیره ولی دوری و غربت و عشق ممکن باعث زود تصمیم گرفتن بشه

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز آیا تنها دلیل مخالفت خانواده اون دختر خانم خرید منزل بود ؟
     پس اگه مخالفن چطورمیشه که بذارن با شما مسافرت بیان؟
    یک مقدار بیشتر فکرکنید شاید از این طریق بخوان وابستگی زیاد تر بشه و راضی به خرید منزل بشید
    بهتره با هردو خانواده صحبت کنید و اگر هیچ مشکلی این بین نیست این ارتباط رسمی بشه تا خانواده شما خیالشون راحت باشه
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    با تشکر از دوستانی که زحمت کشیدند و ماجرای منو خوندن و سوال یا راهنمایی‌ کردند.

    راهله خانوم، خانواده من مخالف ازدواج نیستند هر چند که اتفاقی‌ که تو خواستگاری افتاد خیلی‌ بهشون بر خورد. پدر خدا بیامرزم که فوت کرد ولی‌ خیلی‌ دوست داشت عروسی‌ پسرش رو ببینه. حتا در روز خواستگاری به پدر این دختر خانوم گفت که حاضر هستش یه زمینی‌ که تو ایران داره به اسم این خانوم بکنه بعد از عقد که پدر این خانوم قبول نکرد. خانواده من مخالف این کار هستند که اون بیاد اینجا فقط برای مسافرت یا دیدن و دوباره برگرده.

    من یه کم فرهنگم اینجا خارج که بودم تغییر کرده هر چی‌ باشه اینجا بزرگ شدم و سنی‌ نداشتم وقتی‌ از ایران رفتم. تحقیق کردن رو قبول ندارم چرا که چطور می‌شه به حرف آدما اعتماد کرد؟ شاید از روی غرض چیز بدی گفتند یا حتا شاید از روی آشنایی الکی‌ تعریف کردند. روی حرف مردم که نمی‌شه قضاوت کرد. تازه، من تقریبا کسی‌ رو که فامیل نزدیک و دلسوز باشه تو ایران ندارم اگر که حتا می‌خواستم تحقیق کنم.

    چون این دختر خانوم تحصیل می‌کنه در رشته دکترا، به خانواده گفته بود میره خارج از طرف دانشگاه. این چیزی هست که به من گفته و گفته که خانوادش خبر نداشتند که با من مسافرت رفته. فقط خواهرش میدونسته.

    از نظر فرهنگ و اعتقاد، ما و خانواده ایشون خیلی‌ متفاوتیم. ولی‌ من با خود این خانوم تفاهم دارم. البته این را هم بگم که من از لحاظ شخصیتی تقریبا با همه سازه گارم. در ثانی‌، من که نمی‌خوام با خانواده این دختر ازدواج کنم. کنار منم که همیشه نیستند پس برام فرقی‌ نمی‌کنه آیا مثل خودمون باشند یا نه.

    میدونید چیه؟ من خودم فکر می‌کنم چه مشکلی‌ برای منو اون مگه ممکنه پیش بیاد. یه دیداری هست و یه کم اونم میتونه اعصابش آروم بشه. حالا این فکرم درسته یا اشتباه نمیدونم. همین هم بود که اینجا خواستم مطرح کنم و ببینم نظر دیگران چیه. هر چی‌ باشه، اینجا کسی‌ نه من رو میشناسه نه اونو پس نظرات کاملا بی‌ طرفه.

    در جواب خانوم موج آبی، دلیل مخالفت خانواده این دختر خانوم فقط نخریدن یه منزل در ایران بود و بس. به قول خودشون با من هیچ مشکل دیگه نداشتن. جواب سوال دومتون رو هم که بالا دادم. خانواده این خانوم کماکان سر حرف خودشون هستند و براشون مهم نیست که دخترشون اینقدر عصبی و شکسته شده. من ترجیح میدادم که این رابطه رسمی‌ باشه چون هم خیال خودم هم دختر خانوم و هم خانواده‌ها راحت‌تر بود.

    حالا مشکل دیگه اینه که این ویزا (ویزای نامزدی) فقط ۳ ماه مهلت داره و بعد باطل می‌شه در غیر این صورت شاید میشد بیشتر صبر کرد و روش عمیقتر فکر کرد.

    با تشکر بسیار زیاد از هر دو شما برای توجه و راهنمایی‌.

    خوش و سلامت باشید،
    فرهاد
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    راهله آواتار ها
    سلام
    منظورم از تحقیق این که از نظر اصل و نسب دار بودن متوجه بشید که با خانواده شما هماهنگ هستند
    وقتی دو نفر با دو فرهنگ و اعقاد متفاوت باشند و اینطوری بزرگ شده باشند چطوری میتونند زیر یک سقف زندگی کنند
    به نظر شما کسی که به خانوادش دروغ میگه و پیش شما میاد کار درستی انجام میده؟
    فکر نمیکنید به شما هم خیلی چیز ها رو ممکن دروغ گفته باشه
    به نظر من بازم بیشتر فکر کنید شما باید بیشتر شناخت نسبت به ایشون پیدا کنید
    موفق باشید
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام

    دوست عزیز فرهاد جان بدون هیچ توضیحی باید بگم شما کاملا با تفکرات خودتون دارید مسائل را میبینید و به قول خودتون با فرهنگ غرب نه ایران .

    حتی در فرهنگهای دیگر هم به این مسئله توجه دارند که ما در ازدواج با یک نفر ازدواج نمیکنیم و با همهی خانواده فرد مقابلمان ازدواج میکنیم . اینکه این دختر خانم بدون اجازه والدینش به آنجا میآیند و فقط خواهرشان میداند نشان از این میدهد که مخالفت خانواده با خانه خریدن نیست بلکه با کل مسئله مخالف هستند . این دختر خانم هم باید بدانند که تنها با پول و موقعیت زندگی انجام نمیشود و جریان ندارد .

    اگر کمی بیشتر بیاندیشید خواهید دید که این دختر خانم فقط با احساستش تصمیم میگیرد نه با چشم عقل آزاد .

    شما فرض کنید آمدن آنجا پیش شما چه خواهد شد .؟ بدون اجازه ازدواج میکنید که بنظر غیر ممکن میرسد
    آخر راه این است که یا شما به ایران بیاید و در ایران زندگی کنید یا ازدواج نمیکیند اما اگر ازدوج نکنید با سرنوشت یک دختر جوان با هزاران آرزو طرف هستید و از ایشان تمام آرزو و رویاهایشان را گرفته اید.

    هر چند که هر دو نفر دارید با احساساتتان اندیشه میکنید منطقی فکر کنیم به این نتیجه میرسیم که آمدن دختر خانم به آنجا کاملا اشتباه هست .
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •