تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عشق نافرجام زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:شب مهتابی
آخرین ارسال:شب مهتابی
پاسخ ها 30

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

عشق نافرجام

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    موج آبی آواتار ها
    عزیزم واقعا درکت می کنم و حالتو درک می کنم اما اگه خودت جای همسر ایشون بودی چه حالی داشتی؟
    آیا می تونستی خیانتو تحمل کنی و عشقتو با کسی قسمت کنی؟آیا میتونی بری و روی سقف یکی دیگه زندگیتو بسازی؟
    بازم فکر کن نمی گم فراموش میکنی و تموم میشه و میتونی تحمل کنی؟ اما خودت گفتی علاقه ی خودت بیشتر یعنی این آقا در اختیار خودت گذاشته که بمونی یا نه ؟ پس مطوئن نباش که کنارت بمونه چون من کیس هایی رو داشتم که آقا با این شرایط با کسی بوده و بعد از چند ماه رفته سر زندگیش و خانم رو با کلی آبروی رفته و عشق بی ثمر تنها گذاشته
    سخته ولی تا دیر نشده به عواقبش فکر کن و به خودت بیا و دلتو برای خودت نگه دار
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    میدونید همه ی حرفاتون رو قبول دارم و متوجه ام میدونید ولی طرف من خیلی فرق میکنه من کاملا شرح دادم بهش که تو چنین سایتی عضو شدم حتی تو فکر م که ادرس کامل سایتو بدم تا اونم تو این پرسش و پاسخ ها باشه به هر حال شما فقط فعلا حرفارو از دهن من شنیدید مطمئنم وقتی کمی باهاش اشنا بشید نظرتون تغیر میکنه ....میدونید من دیوانه وار عاشقشم انقدر که به اون فکر میکنم اصلا به خودم فکر نمیکنم با اینکه لحظات و ساعت ها رو به سختی میگذرونم  با این حال بیشتر نگران اون و زندگیشم چون میدونم به وجود من خیلی دلگرمه به هر حال میبینم و درک میکنم که وقتی باهمیم بیشتر به نیاز هاش پاسخ داده میشه البته باید بگم نیاز جفتمون مینظورم از نیاز نیاز جنسی نیست ما بیشتر نیازمون روحیه چون ببینید این یه واقعیته که اون الان موقعیتش رو داره و زنش هست و بدون هیچ دردسر و استرسی نیاز جسمیش برطرف میشه تا اینکه بخواد خودش و زندگیش رو بیاد به خطر بندازه و دختری رو از این سر ایران بکشونه اونور و تمام مسائل رو بپذیره میدونید طرف من ادمی با عابرو و خانواده دار و خداشناسه این سری اخر که همدیگرو دیدیم وقتی داشتیم صحبت میکردیم با حالتی مستاصل و گرفته گفت مهتاب من کاملا منتظره یه عقوبتم  یه عقوبت الهی که بخاطر کاری که با تو کردم و ضربه روحی که به تو زدم پس بدم....من بهش ایمان دارم اقا از هر کسی تو زندگیم بیشتر و به این باورم که اگه واقعا عاشقشم باید ازش بگذرم و بزارم به زندگیش برسه خودم مهم نیستم و همین چند وقته پیش با کلی کلنجار که با خودم رفتم بهش گفتم میخوام ازت بگذرم وجود من تو زندگیت مسبب خیلی چیزا میشه من جای جفتمون تصمیم میگیرم و از همه چیز میگذرم  میخوام عشقم به خودم اثبات بشه فقط خدا میدونی تو  ساعتی که این اتفاق افتاد و من ایمیلو براش فرستادم چی بهم گذشت  وقتی ایمیلو فرستادم بعد از کلی کلنجار تو عالم خواب و بیدار خواب بدی دیدم که طرفم گرفتار طوفان شده تو دریا و در حال غرق شدنه  و من تو ساحلم هر چی دست و پا میزنم نمی تونم بهش برسم و کمکی بهش بکنم وقتی پریدم از خواب باهاش تماس گرفتم انقدر حالش نامساعد بود نمی تونست حتی حرف بزنه باورم نمیشد مردی که اسوه ی مردی و مردونگیه برام  به گریه اش انداختم  احساس میکردم خوردش کردم  بهم گفت انگاری بهم گفتن یکی از عزیزاتو از دست دادی میگفت بیشتر از این میسوزم که اصلا به فکر خودت نیستی فقط و فقط من  میگفت من چطوری میتونم  با این ضربه روحی و جسمی که بهت زدم ولت کنم برم  ..... باور کنید تا به امروز از هیچکاری برام فرو گذار نکرده  چه مالی چه روحی و معنوی  من به بودنش ایمان دارم  .... میدونید کاملا میدونم  شما نمیتونید بپذیرید چنین احساسی رو و هیچکس نمیتونه بپذیره حقم دارن برای هیچکس قابل هضم نیست هیچکس .... و در پایان باید اضافه کنم طی چند روز گذشته چند تست افسردگی انجام دادم تست برنز  و دکتر بک اگه اشتباه نکنم و نتیجه این بود که دچار افسردگی حادم و باید به روانشناس مراجعه کنم  .... فقط خدا میدونه که چه روزایی رو دارم میگذرونم حس میکنم تو یه جاده تاریکه تاریک گیر افتادم که از تاریکی و ظلمت یک قدم جلوترم رو هم نمیبینم  از همه چیز و همه کس خستم خیلی خستم  توانم و روحیه ام تضعیف شده کاش میشد هر چی تو مغزم هست پاک بشه همه چی  ری استار.... نمی دونم تو زندگیم  کجا چه اشتباهی کردم چه گناه و خطایی در محضر خدا کردم که مستحق چنین روزی شدم  اگرچه همین الانشم بازم هوامو داره  ولی خیلی شرایط اسف باریه نمی خوام ناشکری کنم  به درگاهش ولی حق من این بود واقعا؟
    بازم بخاطر پیگیری ها و پاسخ هاتون کمال تشکر رو دارم....
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    نمیدونم شاید در خواست نابجایی باشه ولی کاش میشد تو یه فرصت مناسب بصورت انلاین باهاتون صحبت کنم  بصورت پرسش و پاسخ ....نمیدونم...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    راستی یه مسئله یادم رفت راجع به حرفی که گفته بودی ای میتونی بری رو سقف یکی دیگه خونتو بسازی ؟
    باور کنید  دارم همه جوره خودمو میسوزونم که ذره ای به کسی خدشه ای وارد نشه اگه میبینید هنوز سرپام و نفس میکشم بخاطر تمام اطرافیانمه تک تکشون  اگه فکر همسرش نبودم تا به الان حداقل شرایطی ایجاد کرده بودم  که یه خونه زندگی داشتم و اینقدر در عذاب نبودم باورتون نمیشه با این شرایطی که دارم و مخفی کاری هایی که میکنم چقدر خودمو خورد کردم و شکستم که حضورم باعث سلب ارامش کسی نشه  مطمئن باشین بمیرم هم حاضر نیستم خدشه ای به زندگیش وارد کنم و طرفم هم تا جایی که میتونه کم نمیزاره واسه زندگیش با همسرش کاملا در جریانم  و به وضوح همه چیز رو میبینم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    موج آبی آواتار ها
    شما توی چت روم میتونید با من یا هر مشاوری به صورت آنلاین ارتباط برقرار کنید مطمئن باشید دست خالی از این سایت نخواهید رفت
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    ببخشید چت روم کجا؟چطوری؟ ایا این سایت روم مخصوصی برای این اعضا داره؟ اگه میشه بیشتر راهنماییم کنید ممنونم
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    موج آبی آواتار ها
    بله
    چت باکس پایین صفحه اصلی هست دقت کنید و از مرورگرموزیلا بهتر باز میشه
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    خواهر خوبم
    من خودم کسی هستم که قربانی عشف افراطی یک زن یا دختر به همسرم شدم
    کسی که با وجود اطلاعش از متاهل بودن همسرم و با وجود دیدن من اما به این رابطه ادامه داد
    حالا
    1-خانه ی من ویران شد
    2-احساساتم اشکست
    3-سردرگم شدم
    4-بدبین به همه مردهایی که ادعای عاشقی دارند
    5-بیماریهای جسمی گرفتم و ...
    دختر  خوب علم بر اینکه طرف در چه شرایطی است و ادامه دادن با او اشتباه محض است و رها کردن کانون خانواده هرچقدر هم محیط سخت باشه اشتباه بزرگتری
    مردی که به راحتی زندگی چندین ساله اش را رها کنه و به سراغ یک دختر 20ساله برود نه ایمانی دارد نه مسئولیتی پس بیهوده برای آینده ات با او حساب باز نکن
    ایمانت را قوی کن و از خدا بخواه راه درست را بهت نشون بده ادامه این بازی فقط از دست رفتن وقار و نجابتت به پای مردی بی لیاقته
    امیدوارم دعا کردن را بلد باشی و برای رهابیی خودت از خداوند بزرگ طلب کمک کنی
    ساختن خانه روی آب هیچ حاصلی ندارد جز غرق شدن اما
    از کرم و بخشش خدا ناامید نباش
    در را بزن تا به رویت باز شود
    اول با خودت اتمام حجت کن بعد مانند یک زن قوی و با ایمان با این مرد رابطه ات را تمام کن و ببین چگونه درهای رحمت به رویت گشوده خواهد شد
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    میدونید من یه انسانم از همه مهمتر زنم  خوب میدونید که زن چه احساساته لطیفی داره  میدونید وقتی داشتم پیغامتون رو میخوندم تب کردم  تمام سر و تنم داغ شد نمیدونم  منظورمو چطوری بگم یا اصلا باید بگم یا نه
    میدونید خانم قربانی این داستان منم نه هیچکس دیگه ای این رو بهتون اطمینان میدم
    میدونید قبول دارم که برخی اقایون خو خصلت حیوانی دارن تنوع طلبن و پی ارضای حیوانین فقط این یه واقعیته و همینطور میتونیم بگیم تو جامعه کنونی ما خیلی از این خانوم ها هم هستن و شرف انسانیتشون رو زیر پا گذاشتن و حیوان صفت شدن میدونید من نمیخوام بگم برتر از اونام نه من یه انسان سادم ولی خو خصلت انسانی دارم  و بهتون اطمینان میخوام بدم که طرفمم انسانه ....بخدا قسم از ترس اینکه دید و برخورد تمام افراد جامعه نسبت به من و رابطه ام و احساسم بده جرات نمیکنم کلمه ای از دهنم در بیاد یا حتی از کسی طلب کمک کنم  چون کسی که محکوم میشه اول خودمم و چه خصیصه هایی بهم میچسبه  حقم دارن هیچکس نمیتونه هضم کنه چنین داستانیو  .... ولی خانم شفق من عاشقم  عشق حرمت داره احترام داره مسلک داره من هیچ چیز عشق رو زیر پا نمیذارم هیچوقت هیچوقت ذره ای از حقوق اون  بنده خدا اون زن  به ناحق استفاده نکردم همه ی احساسات و نیازمو تو خودم کشتم همه چی شده برام عقده باورت نمیشه شده برام عقده که یه بار تو خیابون شونه به شونه اش راه برم  نمیخوام بگم درحقش بدی نکردم نه میدونم زن  و هیچ زنی حاضر نیست تقسیم کنه همسرش رو ولی تنها یه سوال دارم چرا باید خانواده های ما انقدر سست باشن و یه مرد روحش جسمش نیازهاش کنار همسرش برطرف نشه که نتیجه اش بشه الانه من  هیچ فرقی نمیکنه خیلی از زن ها هم جواب نیاز هاشون داده نشده و بیرون از خونه کشیده شده اند  میدونید  مگه من برای طرفم چیکار میکنم  که وقتی من هستم میگه اشباع میشم تمام  هیچی فقط و فقط به خواسته های هم احترام میزاریم ...میدونید این بحث سر دراز داره و میدونم کسی زیاد قبول نداره ولی بنظره من واقعیت های زندگی اینه کافیه ریز بشیم تو زندگیا
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    چقدر احساس حقارت میکنم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •