تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تحمل به خاطر بچه ها زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:تنهایی
آخرین ارسال:avin507
پاسخ ها 8

تحمل به خاطر بچه ها

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام.
    من یه مرد 46 ساله هستم که 26 ساله ازدواج کردم و حدودا یک سال بعدازازدواج با خنمم مشکل پیداکردم.
    من وخانمم دبیر اموزش وپرورش هستیم و ازهمین راه باهم اشناشدیم چون محل کار هردی ما در یکی از شهرهای اطراف بود.
    یک سال بعدازازدواج پسراولم بدنیا امد وما نقل مکان کردیم به شهرخومان اما چون جایی نداشتیم به اصرار خانمم رفتیم خانه ی دوست برادرشون(البته ظاهرا دوست برادرشون بود)ومن اونجا بود که فهمیدم خانمم به من خیانت کرده وازقبل ازازدواج رابطه داشته وصحنه های بدی دیدم ان شب ها .حتی چندسال بعدهم یک روز زودترازهمیشه ازکار به خانه رفتم که همان اقا رو درخانه ام دیدم باصحنه ی بدی اما بخاطر پسرم که کوچک بود وخانواده خودش نادید گرفتم وگذشتم تا اینکه پسردومم هم به دنیاامد امابعدازاون شاهد چیزهای دیگر ورابطه های دیگر با افراد دیگراما بازهم گذشتم بخاطر پسرانم وایندشان تاپنچ سال پیش هم این رابطه ها ادامه داشت حتی با تلفن خانه.اماالان داره ازتمام گذشت های من علیه خودم استفاده میکنه وذهن بچه هام رو طوری خراب کرده که من رو یه بابی فاسد وخراب کار میبینن واون رو یه فرشته.پسرام چنان دشمن شدن باهام که چشم دیدنم رو ندارن وفقط بخاطر پول من رومیخوان البته خداشاهده که کم نگذاشتم برایشون وبازهم تلاشم رو میکنم اما دلم رو خون کردن مثلا جندشب پیش پسربزرگم چنان برگشت بهم که حتی دستش روی من هم بلندشد والان مادرش  به طرفداری از اون من رو سرزنش میکنه که بدرفتاری کردی با بچه درصورتی که من حتی جواب کارهاش روهم ندادم!!!!!!!!!!
    حالا دیگه به اخرخط رسیدم .همه ی سکوت کردن هام وحرف ناحق شنیدن وتهمت های بی جای خانمم رو تحمل کردم بخاطر پسرهام که اونهام اینجوری شدن.
    توروخدا کمک کنید.دیگه نمیدونم چیکارکنم؟؟؟!!!!!!ایا باید صبرکنم تا پسرهام ازدواج کنن وخودشون بفهمن؟؟؟
    ممنون.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    zohree آواتار ها
    سلام
    من نظر خودمو میگم با پسراتون دور از چشم خانمتون صحبت کنید و علت بی احاترامیهاشونو  بپرسید بهشون بگید که خیلی دوسشون دارید و برای راحتیشون چقد زحمت کشیدید و در کل رابطه صمیمی تر و دوستانه تری باهاشون برقرار کنید
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام
    از داستان زندگیتون خیلی متاسف شدم.
    من خودم به شخصه خیلی با صبر در هر موردی موافق نیستم. صبر بر امور نادرست نتیجه ای جز فنا شدن نداره.
    اما حالا که گذشته!

    با زهره موافقم. با پسرهاتون صمیمی بشین. باهاشون برنامه تفریح بذارید(البته تفریح مورد علاقه اونها). باهاشون صحبت کنید و ببینید چه خواسته و توقعی دارند. بگید بخاطر اینکه از هم دور بودید به روحیات هم آشنا نیستید والا قصد و عمدی در کار نبوده.

    اما توجه داشته باشید که چهره مادرشون رو پیششون خراب نکنید. اینکار باعث نمیشه که چهره شما محبوب بشه، و فقط پسرهاتون سرخورده میشن و ممکنه به راه های نادرست کشیده بشن چون هیچ الگوی مثبتی در خانه ندارند.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    محیا مودت آواتار ها
    متا سف شدم . واقعا ایطوری سخته .
    میتونم بپرسم همسرتون چطوری اونارو نسبت به شما بد بین کردن؟
    باید راهی باشه تا خلاف حرفای همسرتو بهشون ثابت بشه.
    بچه های ادم هر چقدر م از ادم بدشون بیاد در ظاهر تهدلشون به نظر من دوستون دارن .
    اگه میدونید که چه چیزایی بهشون میگه باید رفتارایی داشته باشین که خلاف حرفای همسرتو بهشون ثابت بشه سعی نکنید با حرف  خودتونو براشون توجیح کنید سعی کنید مدرکی برا اثباتشون داشته باشید
    نمیگم وجهه مادرشونو جلوشون خراب کنید ولی بهتره از این به بعد حواستونو جمع کنید و از کرای نادرست همسرتو مدرکی تو دستتون باشه
    گاهی اینا برا دفاع از خودتون به ردد میخوره
    طبق گفته خانما بهرته بدون ایکه همسرتون ببینن با پسراتون حرف بزنید
    کاملا صمیمی در اول ازشون بخواید که بگن نسبت بهتون چه احساسی دارن و ازشون بخواین کمبودایی که دارن و از سوس شما احساس میکنن و بگن.
    اشتباهاتونو ازشون جویا بشید
    سعی نکنید  که بفهمند ذهنیت شما از اونا اینکه که فقط به خاطر پول که دوستون دارن
    جنبه های مثبت و بد خودتونو ازشون بپرسیدو ازشون بخواید که بهتون کمک کنن تو اصلاحات یک سری از این ها
    بهشون بگید که چقدر تنهایید . و ازشون بپرسید ایا دلیل این تنهایی و میدونن؟
    قبل از پرسیدن سوالاتون ازتون میخوام خوب مرورشون کنیدو در مورد ش کلی فکر کنید و جوابای احتمالیو در نظر بگیرید تا بتونید شما هم جواب قانع کننده ای بهشون بدید.
    سعی کنید باهاشون دوست باشید
    نصیحتشون نکنید
    سعی کنید به جای نصیحت از حکایتای مشابه استفاده کنید.
    نصیحت کردن هیچ وقت خوب جواب نمیده
    واینکه بازم درموردش فکر میکنم و راهای دیگه ایم اگه به ذهنم رسید میگم.لطفا نتیجرو بهمون بگید ممنون میشم این طوری بهتر کمکتون میکنیم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    آیا مسایل رو به همسرتون گفتید ؟یا اینکه فقط سکوت و صبر کردیید؟
    چرا همون ابتدا اقدام نکردید؟
    توی این مدت میشه از ارتباطتون بگید؟

     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    اگرمنظورتون اینه که باهاش حرف زدم باید بگم بله هردفعه اما بدترشد وتصمیم به سکوت گرفتم.
    ازاقدام منظورتون جدایی است؟خب بخاطر بچه هام تحمل کردم.
    یعنی چی؟ارتباط با خانمم؟
    فقط شرمنده اگر میشه مشاوره من کاملا خصوصی باشه چون مشکلم کاملا خانوادگیه.ممنون میشم اگر فقط با مشاور در ارتباط باشم.ببخشید.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    موج آبی آواتار ها
    مشاورین به رنگ صورتین هرکدومو خواستید خصوصی پیام بدید تا جوابگو باشن
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    شما اشتباه کردید که بخاطر بچه هاتون خیانت های زنتو نادیده گرفتید
    حضرت علی می فرمایید هر کس غیرت ندارد ایمان ندارد
    بعضی وقتها ادم نباید ببخشه کسی که صلاحیت اصلاح نداره
    بگذار کسی نداند
    که چگونه من به جایِ نوازش شدن، بوسیده شدن، گزیده شده‌ام !
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •