تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عشق واقعی یا سراب؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:شفق
آخرین ارسال:لیلا ال منصور
پاسخ ها 17

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

عشق واقعی یا سراب؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    دوستان خوبم مشاورین مهربان
    من ذاتا آدم مثبت اندیشی هستم و هیچگاه طلاق را راه مناسبی نمی دونم
    ما 6ساله عقد کرده ایم و 2ساله هیچگونه رابطه ای با هم نداریم،یعنی بعد از آخرین خیانتشون و افشا شدنش
    در این مدت نه من و نه خانواده ام هیچگونه بی احترامی به ایشون نکردیم تنها حرف تندی که من به ایشون گفتم این بود که عشقش به من هوس بوده (این حرف را در اوج ناراحتی زدم)
    من مهریه و حق و حقوقم را بخشیدم (گذشت بیش از اندازه) تا راهی باشهبرای آشتی
    تمام این 2سال را برنامه مشاوره جور کردم حتی با وجود مخالفت خانواده ام به منزلشون تبریز رفتم که ایشون حتی برای یه دیدار هم نیومدند و رفتند.(رفتم تا منطقی صحبت کنیم)
    از صمیمی ترین دوستانش کمک گرفتم
    خانواده ام پادرمیانی کردند.
    جواب ایشون: من همینم که هستم عسل(یعنی من)خودش می دونه  جدا شه یا همینجوری بمونه .
    من بازهم گذاشتم به پای غرور بیش از اندازه اش
    تا این لحظه که دارم  برای شما دردل می کنم تا راهی با همفکری شما عزیزان بیابم دوستش دارم اما دیگه نمی دونم چهراهی هست برای بازشدن چشمهایش به زندگیمون؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    هم
    همسرم کسی که من با همه وجود بهترین لحظه هایم را بهش هدیه کردم تمام زندگیش شده
    صفحات مجازی facebook
    ایشون تازگیها اعتقاد پیدا کرده فارس ها در حق قوم ترک ظلم کرده(نظر شخصی ایشون هست و به همه ی آذری های عزیز تعمیم نمی دهم)
    ایشون خودش را یک تورک آزادیخواه می دونه و من را به عنوان یک زن فارس بی ارزش قلمداد می کنه
    وقتی با هم آشنا شدیم ایشون می دونست من فارسم و حتی یک کلمه تورکی بلد نیستم
    ایشون عقیده ی افراطی نداشت و منهم اعتقادم بر این است که تمامی اقوام ایران زمین و حتی تمام مردم دنیا قابل احترام هستند جدا از رنگ و زبان
    ایشون هم بر این عقیده بود اما ناگهان بر اثر رفت و آمد با چند افراطی تحت تاثیر واقع شد و بعد از آن تغییر رفتارهایش شدید تر شد با اینکه قبلا هم خیانت کرده بود اما این عمل را مبتنی بر فارس بودن من کرده بود
    حالا من مانده ام و انبوهی از مشکلات که می دانم راه حل دارند اما من آنها را بلد نیستم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    موج آبی آواتار ها
    یعنی این طر که شما میگین ایشون یه دفعه تغییر کردن و عقایدشون عوض شده یعنی تحت تاثیر قرار گرفتن

    یه بار دیگه امتحان کنید و برید و یه بار به خودتون نه اون فرصت بدیدوو برید و منطقی حرف بزنید
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    حتما این کار را انجام میدم
    من همین امروز با ایشون تماس می گیرم و قرار می گذارم تا برای آخرین بار با اینکه همه ی غرورم را دراه عشق داده ام
    با ایشون صحبت کنم شاید باید حرفهایی نو داشته باشم
    مرسی مشاوران عزیزم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    سلام دوست عزیز

    مشکلتون رو خوندم و متاسف شدم
    ببینید اگر بخواهیم واقع بینانه با این جریان برخورد کنیم زمانی یک رابطه بهبود پیدا میکنه که هر دوطرف خواهان اصلاحش باشند آیا همسر شما خواهان بهبود این رابطه هستند؟ در طول مدت این دوسال آیا هیچ اقدامی مبنی بر آشتی و عوض شدن انجام دادند؟به نظر خودتون درصد تفاهمتون در زمیینه های مختلف مثل اعتقادی و خانوادگی و فرهنگی چقدره؟
     یادتون باشه ما هیچکسو نمیتونیم تغییر بدیم تا خودش نخواد !
    اگرچه جدایی همیشه به عنوان بدترین راه حل انتخاب میشه اما ببینید آیا فقط با عشق به تنهایی میتونید این رابطه رو اصلاح کنید؟
    درسته که طلاق برای شما همراه با درد و رنج هست اما آیا ادامه دادن به این رابطه بیشتر بهتون صدمه وارد نمیکنه؟
    اگر فردا زیر یک سقف رفتید و ایشون باز هم به کارهاش ادامه داد و بعد بچه هاتون رو هم درگیر کرد چی؟
    هرکدوم از معایب ایشون به تنهایی برای نابود کردن یه زندگی کافیه مثلا اعتیاد به مشروب نه تنها به زندگیتون لطمه وارد میکنه حتی اگر بخواهید بچه دار بشید آسیب های غیر قابل جبرانی هم برای جنینن داره یا خیانت کردن رو به سختی میشه درمان کرد
    (اعتیاد جنسی و اعتیاد به مشروبات الکلی سخت درمان میشند)

    اما من باز بهتون توصیه میکنم شما  هر دوتون حضورا به یه مشاور مجرب مراجعه کنید و با نظر ایشون یه تصمیم قاطع برای زندگیتون بگیرید. اگر قرار نیست ایشون عوض بشند برای چی شما زندگیتون رو تباه کنید؟ واقعا به چه قیمتی ایشون تغییر میکنند ؟ هزینه ایی که شما در قبالش میدید آیا نیرویی برای ادامه زندگی براتون باقی میگذاره؟

    ازدواج و ادامه یک زندگی مشترک زمانی یک مزیت محسوب میشه که به شما در جهت رشد کردن و تعالی کمک کنه
    یادتون باشه شما قبل از همه چیز در قبال خودتون و زندگیتون مسئول هستید . یادتون باشه شما قراره حداقل 50_40 سال در کنار ایشون زندگی کنید آیا عشق میتونه کمکتون کنه؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    سلام وتشکر فراوان
    نکاتی که مطرح کردید کاملا به جا و صحیح می باشد و از این بابت کمال تشکر را از شما دارم. این دقیقا همون حسی است که من بعد از سالها انتظار برای بهتر شدن اوضاع اکنون دارم تجربه میکنم.اما باید به یک حقیقت نیز اشاره کنم از راهی که آمده ام به هیچ عنوان پشیمان نیستم به خاطر سختی و دوری راه خسته ام اما پشیمان نه چون در این راه دشوار بسیار پندها گرفتم و درس ها آموختم درد کشیدم و بالیدم
    اکنون خوب می دانم هر انسانی حلقه ای طلایی در زنجیر خیر و صلاح من به حساب می آید.من نمی توانم همسرم را تغییر دهم و نمی خواهم از ماهیت خویش هم بگذرم 
    به مشاورین مجربی مراجعه داشتیم اما تنها هدف ایشون از این مراجعات این بود که من بدون هیچ درخواستی از زندگیشان بیرون بروم
    بنا به مشورتی که با یکی از دوستان مشاور تالار داشتم دیشب با ایشون صحبت کردم اما نتیجه: همان حرفهای همیشگی که دوست دخترهایی که داشتم نیازهایم را بهتر رفع می کنند.در هر زندگی هر کدام از زوجین نیمی از مشکلات را عهده دار هستند من این مسئولیت را قبول دارم اما ایشون کاملا خودشون را مبری می دونند.
    و این مسئله که عشق در حالی ناجی است که این جاده دو طرفه باشه.
    خوب که فکر می کنم از دوران آشنایی تا الان هم من تنهام هیچگاه ایشون را به عنوان یک تکیه گاه در کنارم احساس نکردم و الان زمان این است که  بت عشق را بشکنم.
    با تشکر
    التماس دعا
    شفق
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    شفق جان واقعا تحسینتون میکنم  من هم باهاتون موافقم شما هیچیو از دست ندادید الان کلی تجربه دارید من خودم یه دوست داشتم که یه ازدواج خیلی ناموفق داشت همسرش به مراتب بدتر از شوهر شما بود و مجبور به جدایی شد اما خداروشکر بعد از چند سال با کمک خدا الان یه ازدواج موفق کرده و خیلی خوشبخته
    من هم کتاب اسکاول شینو خیلی دوست دارم خیلی مفیده
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •