تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اختلاف با خانواده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:baran71
آخرین ارسال:baran71
پاسخ ها 5

اختلاف با خانواده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    baran71 آواتار ها
    سلام
    من توی تاپیک قبلیم هم از مشکلاتم با پدر و مادرم تا حدی گفتم.مسئله اینه که من هر کاری میکنم و هر روشی انتخاب میکنم نمی تونم به زبان مشترکی با والدینم به خصوص مادرم داشته باشم.من برای رفع تمام نقاط ضعف و بدی هایی که در خودم سراغ دارم سرسختانه دارم مبارزه میکنم.ولی موضوع اختلافات تموم نشدنیم با والدینم آرامشمو می گیره و تو این راه توانمو تحلیل می برهوبه خصوص که برای مسائل حتی کوچک دخالت و اعمال قدرت از طرف مادرم وجود داره.من مادرمو بی نهایت دوست دارم و نمی خوام باعث رنجشش بشم و به همین خاطر خیلی جلوش کوتاه میام.ولی تو خلوت خودم این موضوع آزارم میده.نمی دونم باید چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام

    با توضیحاتی که شما به من دادید

    باران خانم شما بچه اول خانواده هستید باید بدانید که در خانواده ها والدین روی فرزندان اول حساسیت زیادی به خرج میدهند چرا که زوجین تازه فرزند دار شده اند و هنوز با تربیت فرزند تجربه کافی را ندارند و دوست دارند فرزندی داشته باشند که همه اقوام وآشنایان ازاین فرزند تعریف کنند وبگویند که چه بچه باادبی وچقدراین زوج این بچه را خوب تربیت کرده اند به همین خاطر در تربیت بچه های اول سخت گیری بیشتری اعمال میکنند و بعد از بزرگ شدن بچه اول از آن انتظارات بیشتری دارند و خواستار این هستند که الگو خوبی برای دیگر فرزندان باشند.

    یکی دیگر از عواملی که باعث مشکل در ارتباط فرزندان و والدین میشود تفاوت سنی زیاد با والدین میباشد که به طور خودکار والدین قادر به درک احساسات و عواطف و نیازها و خواسته های کودکی بچها به طور کامل نمیباشند وعواملی دیگر که تاثیر دارند:

    شاغل بودن والدین

    سطح سواد والدین که سعی میکنند خیلی اصولی به تربیت فرزند بپردازند اما برعکس شدن موضوع

    محیط کار پدر

    جوی نظامی دارد و استبدادی(قانونی و خشک) برخورد کردن دراین محیط با افراد و شکل گرفتن این شخصیت درافراد واعمال آن در خانواده خود و برخورد با همسر و فرزندان که ظاهرا این موضوع در خانواده شما دیده میشود .

    اما راه کاری شما باید بکار ببرید این است که با احترام به والدین خود و حرف شنوی از آنها سعی کنید کاملا منطقی با آنها صحبت کنید و دلایل آنها را بخواهید . مادر شما همانطور که گفتید آدم مذهبی هستند و اعتقادات خود را شاید کمی بیشتر اعمال میکنند شما با وساطتت پدراز ایشان اجازه بگیرید و به جاهای که تایید آنها به نفع شما هم هست بروید . نه هر جایی که دوست دارید و آنها تایید نمیکنند.

    پنهان کاری شما نه تنها کاری را حل نمیکند بلکه اعتماد آنها هم از شما سلب میشود وبیشترمانع میشوند.سعی کنید راز و اسرار خود را با مادرتان در میان بگذارید و برایش هدیه بگیرید تا بتوانید رابطه صمیمانه ای داشته باشید .

    این را بدانید که هیچ پدر و مادری دشمن فرزند خود نیستند و قطعا خیر و صلاح آنها را میخواهند .
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    تو خونه هرچی بد بختی و در ب دری دارن میگن مسببش منم  به خدا همه ازم تعریف میکنن همه دوسم دارن همه حتی تو دانشگاه باهام با احترام رفتار میکنن همه قبولم دارن جز خانوادم
    مدام  اعتماد ب نفسمو از بین میبرن
    به خاطر ریز و درشت کارام سرزنشم میکنن اگه براشون از دوستام بگم چند وقت بعد یا همونا رو میزنن تو سرم یا میگن دوستات کار یادت میدن
    دلم نمیخواد فرار کنم چون بدبختیام 100 برابر میشه ولی واقعا خسته شدم هیچ راهی ندارم به دادم برسید،بگین چی کار کنم
    افسردگی گرفتم  واقعا زندگی برام معنایی نداره
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    دوست عزیزم....
    اولین کار اینه که بهشون احترام بزاری....
    از مادر و پدرت بخواه که نقاط منفی و مثبتتو بهت بگن و ازشون بخواه توی راه رفع مشکلات نظرشونو بگن..
    من خودم وقتی این کارو کردم مامانم بهم گفت هیچ نقطه مثبتی نداری و پدرم هم جواب نداد ولی نباید دست از تلاش برداری...
    نمیخوام فکر کنی ادم مذهبی هستم نه ولی واقعا نماز خوندن حتی یکی در میونشم بهت کمک میکنه تا اروم بشی...
    همونطور که اقای برزگر گفتن معمولا خانواده ها روی فرزندای اولشون یه احساس خاصی دارن...
    منم فرزند اولم.....شاید شرایطمون باهم فرق کنه ولی مشکلمون یکیه...هر جفتمون از ماردرو پدرمون گله داریم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    baran71 آواتار ها
    مشکل اینجاس که اینجا اکثرا فکر می کنن من بی احترامی می کنم...یا لجبازی و این حرفا
    من انقدری پیش خانواده م ارزش ندارم که جلوی برادر کوچیکترم باهام درست رفتار کنن و در نتیجه اونم به خودش اجازه میده هر رفتاری که دوست داره با من بکنه...شما اگه 21 سالتون بود و برادر 10 سالتون بهتون می گفت غلط کردی...تو احمقی و هزار تا چیز بدتر دیگه یا جلوی جمع فامیل و دوستا و آشناها هر چیزی بارتون می کرد بازم می تونستین اینقدر ریلکس و خونسرد اینا رو به من بگین؟؟؟؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •