تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وابستگي زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mona0047
آخرین ارسال:سجاد صالحی
پاسخ ها 4

وابستگي

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من تاره عضو سايت شما شدم. نياز به مشاوره دارم . دو مشكل اساسي دارم.
    1- من در رفتارهاي اجتماعي خود حاضر جواب نيستم. البته منظور بي ادبي نيست بلكه جواب مناسبه. معمولا كم مي يارم. در حالي كه ديگران راحت جواب ميدن و شخص مقابل رو سر جاش مي نشونن. البته با اين وجود خيلي راحت نه رو مي گم ولي همين . چكار كنم كه به راحتي عقايد خود رو مطرح كنم. راستي اين رو هم بگم من كم رو نيستم مثلا در زمان ارائه سمينارها معمولا مشكلي ندارم.
    2- من تك فرزند خانواده هستم. پدرم فوت كرده و از كودكي با مادر ، دايي و خاله ام زندگي ميكنم. وابستگي عاطفي ما خيلي خيلي زياده . ولي برخي اوقات ديگه زيادي ميشه . من تحصيلات ارشد دارم و شاغل هستم ولي نمي تونم با ماشين خود تنها جايي برم يا تنها برم خريد. نمي تونم تنها به ماموريت برم. يك روز ماموريت خارج شهر و استان بايد حتما يكي با من باشه. وضعيت منزل قرمز ميشه : گريه و زاري هيستري مادرو خاله ، تا تو برگردي من سكه كردم و من رو بايد دفن كني، تو عوض شدي كه مي خواهي تنها باشي، تا خود رو به بيماري زدن و گفتن اينكه  ما خودمون هزينه هاي هتل و بليط رو مي ديم  و...  هم ميرسه .
      اين رو بگم هر بار پرسيدم مگر به من اعتماد ندارين مگراز من خطايي سر زده و .. مي گن داريم به جامعه اعتماد نداريم. اين درحاليكه تمامي كار هاي اداري و بيمارستاني و سفري رو همه خودم راحت انجام ميدم. من هتل رزو مي كنم ، من مي يارم و مي برم و، بليط ميگيرم و غذا سفارش ميدهم ، پرداخت قبض و ...
    اين وابستگي در اين سن داره منو خيلي خيلي خيلي تحت فشار قرار ميده.
    من از كودكي بچه حرف گوش كني بودم فكر كنم مشكل همين جاست ، نه ؟
    لطفا منو راهنمايي كنيد چطوري از شدت اين وابستگي بكاهم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز دلیل این وابستگی و عدم دفاع از حقتون هردو برمیگرده به خانوادتون یعنی وابستگیشون
    و اینکه یه اتفاقی در گذشته باعث این مسئله و حساسیتشون شده
    مثلا از دست دادن کسی یا گم شدن کسی
    شما میتونی یه مثال بزنی؟آیا قبلا اتفاقی رخ داده؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    samin66 آواتار ها
    بسم الله الرحمن الرحيم
    سلام خدمت دوست توانام [size=12px]مونا عزيز.توانا از اين بابت كه قدرت "نه" گفتن رو كه هنر بزرگيه داري.ميدوني كلمه وابستگي يعني چي؟يعني علاقه. پس نتيجه اينكه وابستگي قشنگه.اما!!!!!!!!!!!!!!!!دوست خوبم خودت بهتر از من ميدوني كه هرچيزي كه رنگ افراط و تفريط بگيره قشنگيشو از دست ميده.فكر كن يه نقاشي رو ميخواي با مداد رنگيت رنگ كني.حالا اگه خيلي كمرنگ بزني اصلا قشنگ نميشه!حالا زيادي پررنگ كني ،يا نوك مداد رنگيت ميشكنه يا كاغذت پاره ميشه.خب حالا تو بايد زندگيتو متعادل رنگ كني.چه جوري؟قبلش بذار يه سوال بپرسم؟؟؟؟؟؟يعني وابستگي هم شما و هم خانواده به يك اندازه هست؟يا وابستگي خانواده زيادتره؟راستي چند سالته و اختلاف سنيت با خانوادت چطوره؟اينو جواب بده تا ايشالله باهم پيش بريم.مويد باشي خانومي.يا علي.[/size]
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام !
    اگر اجازه بدید این تاپیک رو به وابستگی مادر و خاله تون به شما اختصاص بدیم و در تاپیکی جدا بعدا به مشکل دیگرتون بپردازیم!
    مادر و خاله شما به نوعی با پاسخ های مثبت شما نسبت به این قضیه شرطی شدند ! با هر بار رضایت شما وابستگی اونها به شما بیشتر و بیشتر شده به حدی که حتی تحمل دوری یک روز از شما رو نخواهند داشت .......

    همانطوری که مشاور عزیز "موج آبی " هم فرمودند این وابستگی با از دست دادن پدرتون برای مادر شما غیر قابل تحمل شده !

    الحمدلله شما با علم و اطلاع نسبت به این موضوع با طرح کردن این مساله با مشاور میتونین رابطه رو بهبود ببخشین اولین کار شما اینه که اونها ر نسبت به مشکلشون آگاه بکنین و افراط در همراهی با شما رو بهشون گوشزد بکنین ....
    در مرحله بعدی ایشون رو از همه لحاظ برای مراجعه حضوری به جلسه مشاوره آماده کنین ! با این کار ایشون زمینه پذیرش تکالیف رو خواهند داشت و حتما راهکارها و تکالیف مشاور رو انجام خواهند داد .......


    آیا تا بحال خواستگاری داشتید ؟ اگر بله علت رد خواستگارتون چی بود ؟ آیا مادر و خاله تون در تصمیم گیری دخیل بودند؟

    بعد از فوت پدرتون زمیه ازدواج مجددبرای مادرتون فراهم نبود ؟
    خاله تون با شما زندگی میکنن ؟ آیا ایشون هم مجردند؟
    میشه در این مورد بیشتر توضیح بدید؟

    پیروز باشید
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •