تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




وسواس فکری زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:setareye ashena
آخرین ارسال:سارا5588
پاسخ ها 48

صفحه‌ها (5): صفحه 2 از 5 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

وسواس فکری

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سرکاریه؟؟؟؟؟!!!!!؟؟؟؟
    [align=CENTER][size=large]
    وقتی که می خوای گناه کنی چپ و راست رو نگاه می کنی تا کسی نبینه، یه بار هم بالا رو نگاه کن!!!!


    [/size]
    [/align]
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    ترنّم آواتار ها
    چی سر کاریه؟
    حرفای ایشون یا حرفای بنده؟
    یا هر دو؟


    در هرصورت شما اگر فکر میکنید که سر کاریه که ایرادی نداره حداقل وقتتون پر شد
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    حرفای ایشون

    البته جسارت نشه منظورم شما نبودید
    [align=CENTER][size=large]
    وقتی که می خوای گناه کنی چپ و راست رو نگاه می کنی تا کسی نبینه، یه بار هم بالا رو نگاه کن!!!!


    [/size]
    [/align]
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    راستش رو اگه بگم ، میخوام تشخیصش بدید و بهم بگید 
    بعد که نظرتونو شنیدم با هم راجبش حرف بزنیم 
    خدایا مرا ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خانه تو نبود

    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    ترنّم آواتار ها
    نه جسارت نیست
    شوخی کردیم.ولی بدونید سرکاری نیست....





    ببینید اگر شما از دوران کودکی و حالا مثلا دبستان اینجوری بودید بهتره که به صورت حضوری به یک مشاور مراجعه کنید
    ولی اگر از دوم سوم راهنمایی به بعد به این نحور رفتار میکردید قضیه فرق میکنه .
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    اگر از دوم سوم راهنمایی به بعد به این نحور رفتار میکردید قضیه فرق میکنه .

    میشه توضیح بدی چه فرقی میکنه ؟
    همینو میخوام بدونم
    خدایا مرا ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خانه تو نبود

    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    درواقع نمیدونم از کی بود، فک میکنم اگه بگم از بچگی تو سر خودم میکوبیدم و خودمو گاز میگرفتم،با کسی دوست نمیشدم،توی دبستان هم حالته بدی داشتم که به دوستم زیاد نزدیک بشم، احساس حقارت خیلی شدید داشتم، از ترسیدنم لذت میبردم، میترسم اگه بگم اینا در همین حد بوده...دوباره به خودم شک میکنم که شاید دارم بزرگش میکنم،ینی نمیتونم به خودم اعتماد کنم ، شایدم از دبستان بوده، شایدم همین دو ساله ایحاد شده و من اینقد دوس دارم بیمار روانی باشم که این مسائل تو بچکیمو بزرگ میبینم 
    نطرت چیه؟
    دیوونم؟
    میخوام دیوونه باشم؟
    وایییی
    خدایا مرا ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خانه تو نبود

    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    ترنّم آواتار ها
    اگر یک عادت رفتاری قدیمی باشه احتمال وجود اختلال زیاده
    ولی از دوران بلوغ به بعد قضیه کمی فرق میکنه و مربوط به هیجانات و افکاری که هدایتگر اصلیش خودتون بودید...
    میتونید به صورت حضوری به یک مشاور مراجعه کنید یا شرایطشو ندارید؟
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    نه، نمیخوام،بیخود برم چی میگه بهم، یه بار رفتم یه مشت قرص داد 
    منم مث منگلا خوردم و یه ساعت نمیدونم چرا میخندیدم!!شاید تلقین پزیریم زیاده 
    چه مرگمههههههه
    خدایا مرا ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خانه تو نبود

    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    اگه عادت رفتاریه قدیمی باشه احتماله وجود اختلال زیاده..
    چه اختلالی؟؟
    تو فک میکنی قدیمیه؟؟((اخه چرا من اینو دارم از تو میپرسم .... : ((  ))
    خدایا مرا ببخش بخاطر تمام درهایی که کوبیدم و خانه تو نبود

    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (5): صفحه 2 از 5 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •