تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اختلاف من و دخترم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سارینا خانم
آخرین ارسال:سارینا خانم
پاسخ ها 26

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اختلاف من و دخترم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    niloofarabi آواتار ها
    راستش من به دخترم هم حسودیم میشه.

    خب لابد چون همه ازش تعریف میکنن؟ یا مگین باهوش هست یا شاید اینکه احساس می کنید به اون بیشتر از شما توجه میشه؟

    خب برای حل این قضیه:

    -مادر این دختر کی هست؟ مامانی
    -دختری که اینقدر باهوش هست ؛ حتما یه مامانی باهوش داره که این ژن باهوشی رو بهش انتقال داده.
    - هر کی از دختر من تعریف کنه, در واقع داره از من هم تعریف میکنه. چون مادرش من هستم اگه من نبودم دخترم هم نبود!
    - دخترم اعتماد به نفسش بالاست ؛ چون من که مادرش هستم.


    شما خودتون رو با دخترتون مقایسه می کنید!!!! شما مادر این دختر هستید. کلا مقایسه کردن که اصلا عمل درستی نیست.

    شما اعتماد به نفس خودتون رو ببرید بالا. اینجوری این باورهای منفی تون میره کنار. می تونید در مورد خودتون یه تصور درست و واقع بینانه داشته باشید.
    تمام افکارتون نسبت به خودتون منفی هست!
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    سلام
    نیلوفر جان صحبتهای شما کاملا درسته من با صحبتهای شما کاملا موافقم
    ولی نمیدانم چرا این اعتقادات فقط برای من زبانی هست و درونی نمیشه
    این راه کار شما و دهها رراهکار دیگه را که روانشناسم بهم داده بود را انجام دادم به مدت طولانی ولی  بازخوردی که انتظار داشتیم رو نداد
    روانشناسم معتقده که من یه گاردی در برابر این موضوع بطور ناخوداگاه دارم که این کاررو سخت میکنه
    البته به دلایلی 6 ماه هست که دیگه پیشش نمیرم
    دکتر روانپزشکم یه مشاور دیگر رو بهم معرفی کرد که روش اون روی شناخت سایه وجود هرکس هست
    نمیدونم اصلا باهاش حال نمی کنم ولی خودش اعتقاد داره میتونه منو عوض کنه البته اگر خودم بخوام
    بنظرم حرفهایش پایه علمی نداره ولی خوب اون که از من بیشتر حالیشه
    تازه بدبختانه اونم بمن گفت تو یه مقاومت نامشخص داری که معلوم نیست منشاء اون چیه

    از ایتها بگزریم
    الان تا این مشکلات بخواد حل بشه دخترم از دستم میره
    یه راهکار اورژانسی بده
    منو شناخت خودمو بدون اعتماد بنفس بودنم و بذاریم کنار
    بادخترم چکار کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    niloofarabi آواتار ها
    می دونید چی هست؟ شما اینقدر روی نقاط ضعف خودتون تاکیید کردید و انقدر اونا رو بزرگ کردید که شده جزیی از شخصیتت.
    و کل زندگی ات و رفتار رو بر اساس اون باورهای منفی خودت بنا کردی!
    رفتارتو با دخترتون هم یکی از همون موارد هست.
    روانشناس یا هر کسی دیگه تا خود شما نخواین تغییر کنید نمی تونه هیچ کمکی بهتون بکنه
    کلید حل مشکل دست خود شماست.

    دخترتون بیشتر از هر کس دیگه به مادر مهربون و کسی که صمیمی باشه باهاش نیاز داره.
    من پیشنهادم اینه که یه کم رو خودتون اول کار کنید و یه کم اعتماد به نفس داشته باشید!!!! سخت نیست که. خیلی هم راحته...
    به جای اینکه همش خودتون رو سرزنش کنید ؛ از خودتون تعریف کنید. به خدا کار نداره امتحان کنید.

    حالا اگه میخاین از دخترتون بگید.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    سلام
    ممنون
    دخترمن بسیار باهوش بسیار تنبل بسیار حساس   مثل خودم خیلی راحت احساساتش رو بروز میده
    خیلی خیلی کثیف و شلخته برای جمع کردن وسایل ولباسهایش همیشه از اون اول دعوا داشتیم وبعد از کلی گریه وزاری جمع وجور میکنه تا بهش نگی دست وصورت نمی شوره یا حمام نمیره مثلا همین چند نوبت آخر با کتک بعد از 15 روز رفت حمام اصلا براش ریختوپاش بودن خونه مطرح نیست هیچی نگی اصلا دست به هیچ چیز نمی زنه و روی کوهی از آشغال ووسایل راه میره ومیشینه

    بیشتر بازیهای پسرونه رودوست داره از نورادیش همینطور بوده .بازیهایی که جیغ و داد داشته باشه وکثیف باشه
    بچه که بود عموش باغ داشت ما هر هفته میرفتیمم اونجا مهدیه (دخترم) فقط توی گل ره میرفت و بازی میکرد یا بالای درخت بود
    ببینید اینایی که میگم وبراحتی ازش رد میشم برای من کلی سرکوفت بهمراه داشته


    بسیار اهل مطالعه در هر زمینه ای البته فقط علمی زیاد اهل رمان وداستان نیست
    خوب برای این موضوع من خیلی تلاش کردمهربار نمایشگاه کتاب بود من تا 120 هزارتومان براش کتاب میخریدم وپدرش براش هرشب کتاب میخوند تنبیه زمانی که بچه بود این بود که یک شب کتاب نو نمیدادم وباید کتاب قدیمی میخوند الان بیشتر کتابهاش روحفظه

    بسیار پرحرف حتی وقتی باخودش تنهاست داره حرف میزنه جوری که اگرنتونی ببینیش فکر میکن داره تلفن صحبت میکنه
    توی خواب هم حرف میزنه ولی زیاد نه
    هروقت از دستش پیش کسی گلهمیکردم میگفتند بابا بچس سخت نگیر (مثلا عمه اش )بچه های ماهم همین طوربودن تو کم طاقتی
    ولی وقتی من برای یک کاری مهدیه را 3 روز پیش عمه اش گذاشتم خودش اعتراف کرد بابا وحشتناکه
    این موضوع برای مادرم وعموش و مادربزگش نیز اتفاق افتاده


    توی هر حرفی وهر کاری دخالت میکنه ونظر میده به قول پدرم پامنبری افراد رو میکنه
    خیلی کثیف غذا میخوره اصلا رفتارهایش یه جوریه که من بخاطر اون تقریبا هیچ جا نمیرم یا اگر برم دیر میرم و زود برمیگردم
    پدرش اونو خیلی دوست داره وفقط تو کثیف بودنش با من موافقه ولی اصلا براش مهم نیست

    زیاد شد بقه اش باشه برای ارسال بعد باید برم ناهار درست کنم
    بازم ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    سلام
    نیلوفرجان کجایی؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    سلام دوست عزیز

    به هر حال همه ی آدما و بچه ها شبیه هم نیستند  تقریبا این مشخصه های مهدیه جون که میگی توی خیلی از بچه ها میتونم ببینم.منضبط بودن و همه ی بچه هاندارن.من الان خواهرزاده ای دارم دقیقا پر حرف.بسیااااااااار بازیگش.پرخور.وراج.خرابکار.ت وی امر نظافت و مرتب بودن بسیاااااااااااااااااااااا ر ضعیف.و تنیل.آدم گاهی عصبانی میشه .ناراحت میشه ولی نفرت زیادیه.با توجه به حرفایی که زدی به نظرم آدم مهربون و مادر خوب و با منطقی باید باشی ولی باید خیلی خوشحال باشی خدا دختری باهوش و زیبا بخصوص سالم و شبیه به خودت بهت داده تو همه چیز داری و داری ناشکری میکنی و بس. خدارو شاکر باش و برو از چیزای خوبی که داری و خدا بهت داده شاکر باش و استفاده کن از فرصتی که خدا بهت داده بهترین لحظه هارو واسه خودت و فرزندت بوجود بیار اگه دخترت که باید از تو محبت و مهربونی ببینه و با تو درددل کنه و با تو همه چیز تجربه کنه به عنوان مادر و فرزندو اگه تو دست و آغوش مهربونت از اون دریغ کنی میدونی تهش چی میشه.؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//
    مهدیه شاید طرف دستی و محبتی دروغین کشیده شه و شاید هم فرار کنه و شاید هم هزاراااااااااااااااااان اتفاق دیگر بیفته .
    تو به عنوان مادر وظیفه داری از موجودی که تو بوجود آوردی اونهم دختر محافظت کنی و بهش عشق بدی و محبت نثارش کنی و غرق در بوسه های مادرانت کنی و و بهش بگی تنها نیست و تو در کنارش هستی و بهش زن بودن و دختر بودن و درست زندگی کردن یاد بدی و حضورت به عنوان پشتیبان همه جا حس کنه.تو اعتماد به نفستو باید ببری بالا.به خاطر زندگیت و بچت.سعی کن بهش نزدیک شی چون به نظرم اگه حمام نمیره،اگه تنبل شه،اگه به خودش و اطرافش اهمیت نمیده به این دلیل میخواد جلب توجه کنه و یا اینکه از طرف تو به عنوان مادر محبت نمیبینه و دچار افسردگی و ....شده .تو مسئولی نسبت به خودت و زندگیت و فرزندت.من به عنوان یک دوست یک همیار.یک کسی که اهمیت میدم به زندگی بچه های بیگناه ازت خواهش میکنم به خاطر خدا و بهتر شدن زندگیت کمی بخواه و انجام بده.باور کن سخت نیست.از چیزای کوچولو شروع کن و خودتو بهش نزدیک کن.و تجربه کن این حس قشنگ مادر و فرزندیرو.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام مامانی
     
    خب میریم سراغ مهدیه جون
    گفتید که 10 ساله هست و هوش بهر 130 داره و بیش فعالی هم داره.
    خب چون خیلی باهوش هست ... 130 میشه بهش گفت نابغه نیاز به توجه بیشتری داره. اصلا این کارهایی که انجام میده برای این هست که میخاد جلب توجه کنه ... میخاد به شما بگه که به من توجه داشته باشید! حالا یه کم مسائلی که گفتید رو بررسی میکنیم. ولی کاش اینا رو دونه دونه بگید!

    شلختگی ممکنه به دلیل سخت گیری بیش از حد  والدین برای نظم و نظافت و .. باشه . سخت گیری زیاد ممکنه بچه رو شلخته بار بیاره یا برعکس خیلی وسواس! بعد این که در اجرای قوانین و اصول و آموزش آن ها به کودک باید  قاطع باشید اما سخت گیر نباشد.

    شما گفتید که مهدیه هوش بهر 130 داره ؛ بی نظمی و شلختگی  در بچه های تیزهوش بیشتر دیده میشه.دلیل این بی نظمی ها ممکنه خستگی ذهنی یا فقر عاطفی و یا ناکامی هایی باشه که کودک با اونا رو به رو هست. میشه برای منظم کردنش از آموزشهای غیر مستقیم استفاه کرد ؛مثلا  
    -
    مادر به پدر زمان مسواک زدن را یادآوری  کنه  و پدر با رویی گشاده از این یاد آوری استقبال می نماید درس مهمی را به فرزند خود ارائه داده اند. که اولاً مسواک زدن را فراموش نکند و دوماً در قبال توصیه ها و یادآوری ها مقاومت ننماید.
    - برای تقویت رفتاری خاص در کودک، همان رفتار را در کودکان دیگر مورد تشویق قرار دهید. البته بدور از ایجاد حس مقایسه و تبعیض.
    و نکته دیگه  اینکه از اقتضائات سنین نوجوانی این هست که در مواردی آنها نظم را مورد بی توجهی قرار می دهند. در این زمان از زدن بر چسب های منفی به او خودداری کنید.از کلماتی مثل تو بی نظم شدی- چقدر شلخته ای و ... بپرهیزید. و رفتارهای نظم آمیز او را تشویق کنید پس از گذر از نوجوانی رفتارهای او تعدیل خواهد شد.

    زیاد صحبت کردن کودکان، در بسیاری موارد نیز با هدف جلب توجه والدین می باشد.  همین طور کنجکاوی نیز یکی از اصلی‌ترین دلایل پرحرفی بچه‌ها هست ؛ حس کنجکاوی کودکانه‌ای نباید از طرف والدین مورد بی توجهی قرار بگیره.
    زیاد حرف زدن حتی در بزرگسالان نیز وسیله‌ای برای پوشش پریشان احوالی روحی یا نگرانی‌های درونی است. اگر والدین به فرزندشان به اندازه کافی توجه کنند و برایش به طور اختصاصی وقت بگذارند، اما باز هم فرزندشان به طور غیرعادی صحبت کند، باید به دنبال ریشه‌های روانی قضیه بگردند.
    پرحرفی زیادش ممکنه به خاطر بیش فعالی اش هم باشه.

    فعلا اینا



     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    سلام
    تینا جان من همه حرفهای شما روقبول دارم اصلا نگرانی از آینده مهدیه باعث شد که من الان 3 سال هست که تحت نظر روانشناس وروانپزشکم حالا میخوام بهانه های خودم روبگم میگم بهانه چون با مطالعه هایی که کردم ومشاوره هایی که دیدم فهمیدم که هرکس خودش مسئول اتفاقات مربوط به خودشه ولی فهمیدن تا یقین یکمی فاصله داره

    ببینید  مادرمن از مادرش وایشون هم از مادرش و.... یا نگرفته اند محبت کنند وبه طبع من نیز اصلا بلد نیستم محبت کنم یه مثال میزنم
    من وقتی باردار شدم چون ترم آخر بودم وقتی با یه جعبه شیرینی رفتم خونه پدرم وقتی بارداری خودم رو عنوان کردم مادرم بامن آنقدر دعواکرد که من از زنده بودنم پشیمان شدم
    3ماه گذشت ومن دچار آمبولی ریه شدم و بچه هم از دست رفت من 2 هفته در icu بودم وفقط شوهرم میتوانست منو ببینه بعد از 2هفته به خوانواده اجازه ملاقات از پشت شیشه داده شد
    باورتان میشود که من وقتی مادر وپدر و برادرام و خواهر شوهرم رادیدم به محض اینکه خندیدم مادرم با من به شدت دعوا کرد که کوفت خنده داره نیشت راببند

    از این نمونه ها زیاد دارم من 4 بار بار دارشدم ودر بچه دارم و برای هر بارداری 2 تا 3 ماه مادر وپدرم با من قهر بودن

    حالا بگین من چطوری باید خطاهای دخترم رو ندیده بگیرم و با او مهربان باشم؟مگه من بلدم؟
    خوانواده شوهرم که از بیخ عربن اصلا شوهر من دوست داشتن ومحبت رو یه چیز دیگه معنی میکنه
    تازه تونستم بهش بقبولانم ابراز علاقه احمقانه نیست

    تازگیها به من میگه دوسم داره
    بچه هارو خیلی دوست داره ولی فقط دوست داره واصلا هم زیر بار تربیت آنها نمیره و اصلا هم با من همکاری نمیکنه

    در رابطه با پرحرفی مهدیه
    مشاوری که مهدیه رو پیشش میبرم علت پرحرفی مهدیه رو بیشفعالی دونست و راهحل هم  داد
    ولی شوهرم قبول نکرد که مراعات کنه او اصلا علم روانشناسی و علوم تربیتی رو قبول نداره

    در رابطه با نظافت متاسفانه من تا 1 سالگی مهدیه پیش مادرم بودم و مادر من در حد اعلا وسواس دارند ودر رابطه با مهدیه هم اعمال کردن
    باتشکر از شما
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    مامانی گل

    پس خودت قبول داری رفتارهای خانوات درست نبوده تا اینجا یک امتیاز جلویی چون قبول کردی اونا راهشون اشتباه بوده و هست پس اینگونه رفتار نکن جلوی ضرر هر وقت بگیری منفعته.در مورد همسر و دخترت سعی کن به عنوان  همسر و مادر هیچوقت و هیچ زمان جلوی هیچکس خجالت به خودت راه ندی و سعی کنی اونارم عادت بدی به ابراز علاقه در همه جا.
    همسرت هم کم کم وقتی ببینه شما به عنوان همه جوره داری حمایتش میکنی در همه جا راه میفته و در مورد دخترت هم همینطور.شما به گذشته ی خودت و مادرانت نگاه نکن شما خودتو با آدمای موفق اطرافت نگاهی بنداز و ببین شما و خانوادت توی کوچکترین و بی هزینه ترین چیز دنیاچرا باید عقب باشین .بیان احساساتتون خیلی به خانوادتون کمک میکنه خانواده ای شاد و دوس داشتنی داشته باشی.میخوای غذا درست کنی  مهدیه رو صدا کن دخترم،عزیزم به مامان نمیخوای کمک کنی از اون سالادای خوشمزه واسمون درست کنی؟؟؟؟؟یا به همسرت بگی عشقم موافقی با بچه ها بریم بیرون بستنی بخوریم و ...ببین همین چیزای کوچیک دنیای زیبا و بزرگ میسازه .اصلا فک نکن کی بودی و چه جوری زندگی کردی الان یک مامانی خوب و یک همسر ایده ال و خوب هستی و واسه ی خوشبختیت همه کار کن ودر رابطه با ابراز احساسات و عشقت اصلا خجالت نکش.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    niloofarabi آواتار ها
    باسلام خدمت شما و تشکر از خانم سنجری عزیز.

    مامانی جون

    من همون اول هم اشاره کردم...
    شما اول باید مشکلات و مسائل خودتون رو تا یه جایی حل و فصل کنید ...
    بعد پرداخته بشه به مسائل مهدیه جون.
     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •