تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چطوربااخلاقهای بدهمسرم کناربیام؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سرگردان
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 6

چطوربااخلاقهای بدهمسرم کناربیام؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام راستش نمیدونم از کجا شروع کنم و از کدوم مشکلم بگم.اول از خودم میگم یه آدم درونگرای بی نهایت که درمورد دیگران  خیلی زود تجزیه و تحلیل می کنه و بر اساس ذهنیت خودش از اونها باهاشون رفتار میکنه هستم. 6-7ساله ازدواج کردم با یه آدم برونگرا که خیلی از رفتارهاش آزارم میده و در این مدت اونقدر گریه کرده ام که اشک ریختن برام مثل آب خوردن شده. من یه آدم مذهبیم که از ادعاکردن متنفرم روی واجبات فوق العاده حساسم و به مستحبات بی توجه. یه 10 سالیه حافظ قرانم البته فقط برا فهم خودم نه حتی دنبال نام و نشان/همیشه هم تومدرسه ودانشگاه جزو نفرات برتر بودم  اماشوهرم محکم رو اعتقاداتش/روزه مستحبی این سه ماهش ترک نمیشه ولی نمازش گاهی قضاست از صبح که میره تا ساعت  2و نیم سرکاره بعد میاد خونه یه خستگی درمیکنه  و دوباره ساعت 5 من و دختر 2ونیم ساله شیطونمومیذاره میره تاساعت 9ونیم (البته نگفتم که 5 ماهه باردارم) بعدش طبق معمول افطارو خوه مامانشو بعدم ما(من و دخترم) میخابیم و ایشون باید تا 1-2نیمه شب فیلم ببینه/حالامشکل من جیه؟مدام تو فکرم: پس من چی؟مگه بچه مال دوتاییمون نیس/من دلم نمیخاد بغیر شوهرم تو کارام به کسی تکیه کنم و راستش تنهایی هم از عهده کارام برنمیام اونم بیخیال نیس ولی همچین به فکر ماهم نیس حتی گاهی گله میکنه که چرا برا خودش اوقات فراغت انچنانی نداره/یه جورایی خودخواهه/حرفایی که منطقی میشینیم و بهش میگم و حتی قبول میکنه فرداش انگار به دیوار گفتم/دوست مشاورم میگه تو باید صبوری کنی و با خواسته های اون خودتو هماهنگ کنی ولی من خیلی خسته ام. بارها کوتاه میام ساکت و مهربون و مطیع اون میشم فقط به خاطر خدا و وجدانم که میگه زن خوب باید خاستش خاسته همسرش باشه ولی باز بعد مدتی در خودم فرو میرم و شوهرم از این ساکت شدنم و به قول خودش اخمم ناراحت میشه و قهر میکنه حتی سرم داد میزنه/از بس قهر و آشتی کردم اونم گیج شده/دلم میخاد یه داستان از زندگیم بنویسم ولی ... نمیدونم  دیگه باید چی بگم براتون فقط الان از شدت گریه سردرد گرفتم. در پناه خدا/لطفا راهنماییم کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    خب شما یه ادم درونگرایی دوست داری بیشتر وقتت در منزل و با اطرافیانت باشه و همسرتون اهل جنب و جوش و تنوعه حالا درمورد مذهب و اعتقادات که هرکسی اونطوری که راحته اقدام میکنه
    اما شما میتونی قانون برای خودت بذاری؟
    چرا با همسرت همکاری نمیکنی چرا سعی نمیکنی گاهی رفتارهای اونو امتحان کنی/
    با قهرکردن و گوشه نشینی فقط فاصلتون زیاد میشه
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام ممنون از راهنماییتون میشه لطفا یک کم بیشتر توضیح بدین منظورتون از قانون گذاشتن برا خودم یا امتحان کردن رفتارهای همسرم چیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    درمورد اینکه برای خودتون قانون بذارید که مثلا روزهای پنجشنبه باهم برید خونه ی پدرهمسرتون یا مثلا اینکه گاهی از منزل خارج بشید با همسرتون یا فرزندتون مثل اون جنب و جوش پیدا کنید البته با برنامه ریزی

    درمورد امتحان کردن کارهای ایشون منظورم اینه که گاهی باهاش ببشینید فیلم نگاه کنید و گاهی هم ازایشون بخواید کارهای آرومی که شما دوست دارید انجام بدید
    یعنی حفظ تعادل گاهی جنب و جوش مثل همسرتون و گاهی هم آرامش بیشتر که شما دوست دارید
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام بازم منون
    یه گله ای از شما دارم موج آبی من انتظار داشتم از حرفام  به حال و روز روانشناختی من برسید ولی شما با اون شعرتون در مورد من زود قضاوتی کردیدحرفم این ود که اگه کسی واقعا ادعا داره خداییه، با سازش و عطوفت با بنده های خدا و رحم کردن به بنده های اون اینو ثابت کنه/نشنیدین میگن یه ساعت نشستن مرد پیش همسرش از ساعتها اعتکاف تو مسجدالحرام بالاتره!میخاستم بگم خب شوهر عزیزم اگر به طول عبادته، والله ما آخر عبادتیم که شما سرت بره روزه های مستحبیت نمیره راستش بخاطر روزه رفتناش خیلی دلم میگیره حتی یه تعطیلی مثل جمعه ها جایی نمیتونیم بریم اگرم بخواهیم بریم میگه شما رو میرسونم برمیگردم که دراینصورت مجبورم  هم توی جمع اقوام تنها بشینم و هم بار مسؤلیت شیطنتهای دخترمونوبه دوش بکشم البته این یکی از مشکلات رفتارها و تصمیمات یکطرفشه دلم میخاد تو هر کاریش به هر سه تاییمون فکر کنه نه این که بگه نه من میخام اینطور باشم  خودتون دیگه مردا رو کمابیش میشناسید البته یه راهی رو هم تجربه کردم یه مدت بدون غرولند و با مهربونی بقول زنای امروزی دور از جونتون خر کردن مردا (نه اما خداییش صادقانه)رفتار کردم باهاش دیدم مثل اینکه وقتی داره با دوستاش برا کاری برنامه ریزی میکنه گفته بود من زن و بچمم رو هم دارما و باید با اونام هماهنگ کنم/ببینید گفتم میخام قصه زندگیمو بنویسم چون تا حالا تجربیاتی هم دارم ولی چون آدما ابعاد مختلفی دارن بازم دوست دارم نظرات مختلفیو بشنومبقول حضرت علی(ع) هیچکسی از موعظه شنیدن بی نیاز نیست. بازم تشکر میکنم.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خوش آمدید

    خب، اگر همسرتون و خودتون افراد مذهبی باشید که واقعا مقید هستند تا دستورات دین رو اجرا کنند، اونوقت میشه با آگاهی درست از دین، مسائل رو بهتر حل و فصل کرد.

    پیش از اینکه وارد صحبت درباره این بخش بشم، ازتون میخوام که مساله ای که عمیقا در حال حاضر شما رو آزار میده بیان کنید. خب، البته هر مردی باید اگاه باشه که در دوران بارداری همسرش، باید خیلی بیش از حال عادی به او رسیدگی کنه. قطعا در تربیت فرزند هم همسرتون باید مشارکت داشته باشند و این تکلیف شرعی ایشون هست. اما باید ایشون رو به شیوه درست متوجه رفتارهاشون کرد.

    خب، حالا از شما میخوام که دغدغه اصلی و فعلی تون رو که خیلی آزارتون میده، بازگو کنید و سپس مابقی داستان زندگی رو بیان کنید.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •