روش مادر در تربیت ، تعیین کننده سرنوشت کودک است. بسیاری از سعادتمندی ها و یا

تیره روزی های کودکان به مناسبت انتخاب روش صحیح یا غلط مادر است. شک نیست که

مادر هم مانند دیگر انسانها جایزالخطاست و این خطاها اغلب به مناسبت نقص در علم و

اطلاعات مربوط به تربیت است.
اگر آن نقایص رفع شود امر تربیت بدون دشواری انجام

خواهد شد. براین اساس از ضروریات زندگی مادر ارزیابی روش خود و پیگیری درباره یافتن

علل آنست تا بتواند به ریشه کن کردن آن اقدام نماید وگرنه او بار تقصیر را بر دوش خواهد

داشت و خود را دائما باید ملامت کند.
خطاهای مادر به هر علت و سببی که باشد موجب

لطمه هائی برای کودک است، او ممکن است در مورد شوهر خود مرتکب خطائی شود و یا

لطمه ای بر خودش وارد آورد ولی چون کودک دائما با او و وابسته بدوست به گونه ای غیر

مستقیم خطایش متوجه طفل خواهد شد.


 خطاها و اشتباهات مادر در مواجهه با خود و دیگران بدین شرح می باشد:

خطاهای مادر در مورد خود

اظهار ناتوانی مادر:

اینکه مادر در امر تربیت خود را ناتوان پندارد و یا در حضور کودک از آن اظهار عجز کند

اشتباهی بزرگ است. اگر مادر ابهت خود را در مقابل طفل از دست بدهد دیگر قادر به

تربیت او نخواهد بود. از دیگر خطاهایش در این زمینه اظهار عجز و زبونی در برابر زندگی

است. خود را بدبخت دانستن، تقصیر را به گردن دیگری انداختن، کودک را به علت ناتوانی

از پدر ترساندن، همه و همه خطاست و موجب لطماتی بر روی کودک می شود.


جاه طلبی مادر:

گاهی جاه طلبی مادر باعث می شود که از فرزندانش بیش از آنچه در استطاعت دارند توقع

شود. ممکن است گاهی اثر جاه طلبی مادر نه تنها به زبان، بلکه حتی به خوشبختی

فرزندانش هم حسادت بورزد.


دروغ و کتمان:

کتمان حقایق ، بخصوص آنچه که مربوط به کودک می شود خطائی آشکار است. مثلا

گاهی مادر به کودک می گوید آمپول زدن درد ندارد، ولی کودک پس از تحمل آن در می یابد

که مادر دروغ گفته  است در چنین صورتی اعتمادش از او سلب می شود. لازم بود مادر به

او بگوید : که آمپول مختصری درد دارد ولی برای تندرستی تو لازم است که آن را تحمل

کنی.


 خطا در برخورد با شوهر:

از خطاهای مادر برخورد با شوهر در حضور کودک است، چه ناخوشایند است زن و

شوهری  با هم دعوا کنند و کودک تماشاچی صحنه باشد و عملا درس کینه و نفاق

بیاموزد. و چه خطائی بزرگتر که پدر و مادری بخواهند از هم متارکه کنند و مادر، کودک را

متهم کند که از بس تو مرا اذیت کردی می خواهم از تو دور شوم. و کودک بر اساس آن

عمری خود را گناهکار بداند.
خطاهای مادر به هر علت و سببی که باشد موجب لطمه هائی برای کودک است، او

ممکن است در مورد شوهر خود مرتکب خطائی شود و یا لطمه ای بر خودش وارد آورد

ولی چون کودک دائما با او و وابسته بدوست به گونه ای غیر مستقیم خطایش متوجه طفل

خواهد شد

 خطا در برخورد با کودک

پذیرش کودک:

از خطاهای مادران عدم پذیرش کودکان به خاطر جنس، ضعف یا نقص اوست، در حالی که

کودک در آن تصیری ندارد، مادر کودک زیبا می خواست، زشت درآمد. پسر می خواست

دختر شد.
کودک در سایه رشد، تدریجا این نگاه نفرت انگیز مادر را در می یابد و خود را

طبعا گنهکار می داند و این احساس مفیدی به حال او نیست و گاهی ممکن است زیان

شدیدی را موجب شود.


در جنبه محبت به کودک:

این غلط است که مادر بخواهد فرزندش همه چیز داشته باشد، خوب بخورد، خوب بپوشد و

خوب استراحت کند، این محبت برای آینده طفل زیان بخش است. طفل نیازمند است که

محرومیت ببیند، کمی با رنج و مشکلات زندگی آشنا شود. محبت به کودک نباید چنان

باشد که به کودک باج دهند و او را فاسد سازند.

اگر کودک بداند با گریه به همه چیز می رسد از این پس به حرف مادر اعتنا نخواهد

کرد، زور گو و پر توقع می شود.
 

خطا در لباس و آرایش کودک

گاهی مادر دختر می خواهد ولی پسر می زاید او را به لباسی زنانه می آراید و ادا و اطوار

زنان را درمورد او پیاده می کند در چنین وضعیتی کودکان حتی پس از رشد زن صفت بار

می آید و احساسات زنانه پیدا می کند در حالی که چنین روحیه ای به صلاحش نیست. 







خطا در تنبیه کودک:

این خطاست که مادر برای اینکه دل کودک را بسوزاند نقص عضو یا زشتی او را به رخش

بکشد و مورد اهانتش قرار دهد. این اشتباه است که مادر در مواخذه و سرزنش شدت به

خرج دهد و تنبیه خود را با طعنه و ریشخند توام سازد. و این نارواست که کودک را در جائی

که از آن می ترسد زندانی کرد و نادانسته زمینه را برای بیماری روانی او فراهم ساخت.


خطا در پاسخ به سئوالات کودک:

از اشتباهات مادران سرهم کردن پاسخ هایی برای سئوالات کودک و یا ندادن

جواب های کافی بدان است. این امر خواه به علت جهل مادر و خواه بع دلیل بی

اعتنائی به سوال کودک باشد برای کودک زیان بار است و کودک به ناچار پاسخ

خود را از دیگران می گیرد ولی پاسخی که ممکن است با بد آموزی های دیگر هم

همراه باشد.


بی خبر گذاشتن او از مراحل رشد:

این امر مخصوصا برای مادرانی است که دختر دارند، مادر باید نظر دختر به خود جلب کند تا

پناهی برای او باشد و بدین وسیله دختر اسرار خود را بی پرده با او در میان بگذارد. مادر

باید اطلاعاتی مربوط به رشد را در اختیار دختر بگذارد و حتی قبل از مرحله بلوغ و قاعدگی

مسائل مورد نیاز را به او تفهیم نماید.
 


 فرآوری: نوریه نوچمنی
بخش خانواده ایرانی تبیان