تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خسته شدم از این زندگی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:aloneboy
آخرین ارسال:mahla
پاسخ ها 24

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

خسته شدم از این زندگی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام راهله عزیز
    باید بگم من معمولا هفته ای یکبار فست فود مصرف میکنم معمولا همراه با دوغ یا نوشیدنی. فقط میخوام در جریان باشم اساس کار این رژیم قضای که گفتی چیه؟
    و در جواب دوست دیگمون باید بگم اعتماد به نفس من متغیر یعنی گاهی اوقات راحت با دیگران ارتباط برقرار میکنم گاهی اوقاتم به شدت کاهش پیدا میکنه و یک شخص منزوی میشم خیلی سعی کردم برسونمش به حد متعادلی ولی هیچ راهکاری جواب نداده چون اون جور که از دیگران توقع داشتم بام رفتار نشده.
    و یک مسئله دیگه من در جمع هایی که بیش از چند نفر باشن به شدت منزوی میشم و به سختی میتونم جمله ای بیان کنم با اینکه گفتار و فن بیانم قویه. مثل گرفتگی و لرزش صدا یا فراموش کردن چیزی که میخواستم بگم.


     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    سلامی دوباره
    به نظر خودت کجای کار مشکل داره؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    راهله آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    طبق طب ابو علی سینا و دکتران تغذیه سالم 
    فست فود ها باعث به وجود آمدن افسردگی ، کابوس شبانه ، بیماریهای روحی و روانی  و جسمی می شوند
    یکی از علت های استرس و عصبی شدن های بی مورد خستگی و کسل بودن بهانه گیری الکی میتونه خوردن دوغ و فست فود باشه
    و همچنین اینها باعث یبوست مزاج میشه که خود از مهمترین عامل های این حساس بودن شماست
    میتونید امتحان کنید
    زندگی شادی را برایتان آرزومندم 
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    مشکل من اینه که در طول زندگیم مشکلات زیادی از جمله خانوادگی، دوستی، و اجتماعی داشتم و تازه چند سالی میشه که میتونم راحتتر نسبت به قبل با دیگران برخورد داشته باشم و من فکر میکنم منشا این مشکلات ، مشکلات خانوادگی باشه که قبلا در طول زندگیم تجربه کردم، قبلا به محض شنیدن حرفی که توقع شو نداشتم به جوش میومدم و حتی شده مثلا برادرمو کتک زدم ولی حالا حتی بش توام نمیگم چون به خاطر مسائل گذشتم افسوس میخورم که چرا چنین رفتاریو باش داشتم، هیچی بیشتر از مسائل گذشته زجرم نمیده، با پدر مادرمم زیاد بحث میکردم که الان خیلی کم شده و حتی گاهی اوقات به کارمون به دعوا میکشید...
    در کل دوران نوجوانیم حالت نرمالی نداشتم البته خودم اینجوری فک میکنم بقیه رو نمیدونم چی دربارم فک میکنن.
    و در جواب راهله بگم که حق با شماس هیچی بدتر از فست فود نیس و سعی میکنم از این به بعد رژیم غذاییمو تغییر بدم ، اگه میتونی بیشتر راهنماییم کن.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    سلام  عزیزم من مشاور نیستماااا 1 دوستم
    این که قبلا با خانوادت بد برخورد میکردی  خوب به خاطر اقتضای سنته
    منم قبلا مثل شما بودم ولی خوب الان خیلی آروم شدم
    و شاید یک عاملش این بود که از وقتی اومدم همیاری رفتارام بهتر شد و دیگه با کسی دعوا ندارم
    میدونی من یکی دو  بار به مامانو بابام گفتم که از رفتار قبلم که با دعوا کردم عذاب وجدان دارم ...البته من غدما ولی یکهو اینو گفتم آروم شدم
    و گاها برای مامانو بابم شده کادو حتی کوچیک بگیرم تا بفهمند من دیگه مهربون شدم و خوب رفتار میکنم و به بزرگترم احترام میزارم
    حتی سرکارم باهمه خوب رفتار میکنمو جواب کسی و نمیدم و احترام نگه میدارم ....
    این که قبلا بد بودی مهم نیست مهم اینه که الان داری خوب میشی
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    اگه بخوام برای زندگیم مثالی بزنم زندگی من مثل بهشت و جهنم میمونه که بینش حبس شدم. گاهی اوقات خاطرات خوبی دارم گاهی اوقات خاطرات بدی که شیرینی خاطرات خوبمو از بین میبره.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    باید بت تبریک گفت 
    منم الان رفتارام خیلی خوب شده و تا جای که میتونم هوا برادرمو دارم و با پدر مادرم خیلی قاطعانه برخورد میکنم ولی مشکلم با پدرم همچنان باقی چون خیلی برای درسم جوش میزنه و شده که بشینه ساعتی منو نصیحت کنه ولی نمیدونم چرا تصمیم نمیگیرم درس بخونم این مشکلو از دبیرستانم دارم...
    از این که میبینم پدرم لحظه ای اروم نیس خیلی وجدانم درگیره و نمیدونم چرا تصمیم جدی نمیگیرم. اکثر تصمیماتی که گرفتم در حد یه حرف بوده ولی هیچ وقت عملیش نکردم.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    به نظرت فقط این نوع زندگی مختص تو هست و بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

    نوع زندگیت و آیندت زائیده ی افکار خود آدماست .اگه فک کنی بدبخت و بد شانس و ...........هستی واست اینجوری پیش میاد.به هر حال همین که الان کلی تغییر کردی و بدرفتاری دیگه نداری و آروم هستی خیلی خوبه .همینقدر که کنترل خشم داری عالیه به نظر من.
    یطور مثال تو.ی جمع هستی چه تیکه های بهت میندازن؟چی میشنوی؟چی ج میدی؟
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    باباتم حق داره نگرانته
    برنامتو شروع کن با انگیزه  شروع کن و باهدف میتونی
    به گذشت فک نکن هرچی بود تموم شد رفت دوباره بساز
    مثل 1 مرد
    خوب نیست بهت بگن چکار کن بهتر اینه که قبل اینکه کسی گوشزد کنه حرکت کنی
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    راهله آواتار ها
    سلام
    قسمتی از مقاله ام رو در مورد شناخت مزاج ها در قسمت طب سنتی گذاشتم میتونید مطالعه کنید
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •