تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خستگی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:الیناز
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 79

صفحه‌ها (8): صفحه 5 از 8 نخستنخست ... 34567 ... آخرینآخرین

خستگی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:41#
    سلام .
    پرهام. آقا عزیزی من باید با یه مشاور صحبت کنم چون حرفام یه طوریه که نمیتونم بنویسم حالا اگه مشکلی نداره من شماره ای از شما داشته باشم و تماس بگیرم و یا من شمارمو براتون بفرستم زیاد مزاحمتون نمیشم چون شما تا حدودی مطلع هستید بهتره با شما صحبت کنم تا کس دیگه. و همسرم هم همینجا اینترنتی ازتون مشاوره میگیره فقط من تلفنی مشکلاتمو میگمو دیگه مزاحم نمیشم.

  2. ارسال:42#
    سلااااااااااااااااااااااا ااااااام مشاورای محترم <آقای دکتر> بداد ما برسید داریییییییییییییم روز بروز داغونتر میشیم

  3. ارسال:43#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    شماره رو خصوصی ارسال کردم.

  4. ارسال:44#
    سلام عزيزم
    خيلي از خوندن سرگذشتت متاثر شدم اما احسنت ميگم به اين همه صبوري و از خودگذشتگيت واسه اين مشكلات سن خيلي كمي داري از خدا ميخوام تنها خودش كمكت كنه عزيزم سوره ياسين رو هر روز با حضور قلب بخون و واسه خودت و همسرت هفته اي يك شب جلسه اي برگزار كن واسه حرفهايي كه قراره به هم بگيد اين جلسه حتماً در هفته در همون روز و همون ساعت برگزار بشه من اطمينان دارم جواب ميگيري
    الهي موفق بشي

  5. ارسال:45#
    سلام آقای عزیزی عالی بود فقط کاری نباید انجام بدم من؟

  6. ارسال:46#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خواهش می کنم

    خب، چند تا پیشنهاد میدم فعلا:

    زمانی که همسرتون به منزل برگشتند، با زبان و روی خوش ازشون استقبال کنید و بهشون خسته نباشید بگید. اگر دیدید که از چیزی ناراحت هستند، و شما هم ازشون بنا به هر دلیلی دلخوری داشتید، صحبت درباره موضوع دلخوری رو به بعد موکول کنید. بهشون بگید استراحتی بکنند و شما هم براشون شربتی چیزی درست کنید و سپس مثلا برن به اتاق خودشون و مقداری استراحت کنند. هرموقع آماده صحبت بودند، باهاشون صحبت کنید.

    درباره نحوه صحبت کردنتون حین مشکلات و مشاجرات هم باید به وقتش توضیحاتی بدم.


  7. ارسال:47#
    ناراحت باشیم یا نه بیشتر وقتها اینکارو میکنم اون موقعی هم که انجام نمیدم بعد از رفتارهای واقعا ... که نمیتونم روی خوش داشته باشم استراحت هم که هر وقت میاد خونه فقط استراحت میکنه خیلی خیی کم کاری بخواد انجام بده اونم فقط واسه اینکه میگن این بیشتر از همه ی بچه ها به باباش برده آخه همه میگن باباش تو خونه خیلی کمک میکرد همه کارارو انجام میداد ولی همسر من الان چند ماهه که چراغ سرویسو درست نمیکنه من خودم خواستم انجام بدم لامپشو تعویض کردم ولی مشکل از جای دیگست یا مثال لباسشویی الان چندوقته نمیبره درستش کنن و خیلی چیزااااااااااای دیگه . فقط به تنها وظیفه ی مردونش که فقط کاره رسیدگی میکنه اونم فقط میره اونجا بیشتره وقتها پیش همسایه ها  فقط همین به حساب کتابو چکو برنامه ریزیشم هیچ کاری نداره . ا.ایل خیلی خوب بود انقدر احتراممو داشت انقدر خوب بودیم باهم خیل واسم ارزش قائل میشد ولی حالا بگو یه درصد اصلا...تنها امیدم به اعتیادشه که اونم میگه رفتارم به اعتیاد ربط نداره منم چندتا  مثال زدم واسش که داره
    ولی بازم هر چی که شما بگید چشم منم از خدامه که همه چی درست بشه آقای عزیزی اگه درست شه
    بهترین همسر دنیاست نمیدونید خوب که بود چقدر ماه بود.به امید خدا بازم چشم

  8. ارسال:48#
    راستی آقای عزیزی در مورد نحوه ی صحبت تو مشاجره هامونم اگه میشه یکم زودتر برام توضیح بدید.ممنون

  9. ارسال:49#
    محسن عزیزی آواتار ها
    بسیارخوب

    همسرتون از صبر شما خیلی تعریف کردند.

    یه نمونه مشاجره تون رو اینجا قرار بدید، با در نظرگرفتن ای موارد:

    زمینه های شروع مشاجره

    نحوه شروع مشاجره

    صحبتهای پیش از شروع مشاجره

    صحبتهای رد و بدل شده حین مشاجره

    واکنش هر دوی شما پس از مشاجره و حال روانی شما پس از اون

    سعی کنید جملات و حالات غیرکلامی رو دقیق بنویسید. چون همینها هستند که بسیار تعیین کننده هستند.

    ان شا الله پس از نوشتن یک نمونه توسط شما، درباره اش توضیح میدم که موارد اشکالش کجا بوده و کجاها باید اصلاح بشه

  10. ارسال:50#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام الینازخانم

    خب، تو صحبتی که با همسرتون داشتم، ایشون برخی انتظاراتشون رو از همسرشون بیان کردند. مثلا گفتند که ظاهرا از اینکه همسرشون جواب مرد رو بده بدشون میاد. میدونید چیه؟ گاهی یه مساله خیلی جزئی، برای ماها یادآور خاطرات قدیمی بد انباشته شده در ذهن ماست. دیدید مثلا یه قیافه ای رو میبینیم و با اینکه هیچوقت اونو ندیده بودیم، نسبت بهش حس منفی یا مثبت پیدا می کنیم؟ گاهی یک رویداد هم برای ما یادآور خاطرات منفی بسیاری هست. اگر همسرتون به جواب دادن شما حساس باشن، این ممکنه براشون یادآور این باشه که مثلا روی زنشون تسلط ندارن و شاید این یادآور خاطرات منفی در دوران گذشته زندگیشون باشه و بنابراین همین یه جرقه کوچک، ممکنه باعث انفجار بشه. این یک نکته

    نکته بعدی در رابطه با این خاطره به خصوص که تعریف کردید هست. اکثر مردها اصلا و ابدا دوست ندارن آدرسی رو گم کنند و اگر گم کنند، اصلا دلشون نمیخواد همسرشون بهشون بگه که از یکی بپرس(چون اینو نشان دهنده بی عرضگی یا عدم توانایی شون تلقی می کنند)! چون دوست دارن همسرشون بهشون اطمینان کنه و بهشون بگه که مطمئنم آدرس رو پیدا میکنی، من میشناسمت و به تواناییت اطمینان دارم. اینجوری، مرد احساس قوت قلب پیدا میکنه و رفتارش مثبت میشه

    اما من همانطور که به همسرتون هم تلفنی گفتم، به نظرم میرسه که هردوی شما انتظارات خودتون رو از همسرتون بنویسید. ما باید بررسی کنیم که این انتظارات اولا چقدر منطقی هستند، دوما چقدر اجرایی هستند، سوما اگر منطقی و اجرایی هستند، شما و همسرتون باید چگونه عمل کنید، و چهارم اینکه اگر براورده نشدند، باید چگونه واکنش نشون بدید. من منتظر میمونم تا هردوتون این موارد رو برام بنویسید.

صفحه‌ها (8): صفحه 5 از 8 نخستنخست ... 34567 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •