تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خستگی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:الیناز
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 79

صفحه‌ها (8): صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 5678 آخرینآخرین

خستگی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:61#
    محسن عزیزی آواتار ها
    اگه میدونید فایده ای نداره، تصمیمتون رو عوض کنید.

    تصمیم گیری برای ادامه دادن یا ندادن، با خود شماست الینازخانم

    تمام جوانب رو در نظر بگیرید. اینکه با ادامه فکر می کنید چه شرایطی بر شما حکمفرما خواهد شد؟ و بدون ادامه دادن؟

    منتظر هستم نظرتون رو بدونم.

  2. ارسال:62#
    سلام  جناب آقای دکتر
     
    معذرت میخوام دیر کردم برای جواب دادن .

    من با ادامه دادن با این شرایطی که علاقه ای دیگه به ادامه دادن ندارم و برخوردهای همسرم هم درست نشده
    فکر میکنم درست نباشه و روز بروز همه چیز بدتر میشه و ممکنه اتفاقهای بدی بیفته

    واما با ادامه ندادن مشکلات زیادی ممکنه برام پیش بیاد ولی با مشکلات شخصیش کنار میام اما فقط نگران خانوادم
    هستم برادرام مادرم مخصوصا پدرم که حالش خوب نیس میترسم اتفاقی براش بیفته که تا آخر عمر عذاب وجدان بگیرم.
    خیلی دلم میگیره به این چیزا فکر میکنم با همه ی بدیهایی که داشته نمیخوام این تصمیمو بگیرم ولی ادامه ندادنم خیلی بهتر از ادامه دادنم هستش
    من نمیدونم تصمیمم چقدر درسته  ولی خیلی سخته اگرم تصمیم درستی باشه درسترین تصمیم زندگیه آدم بدترین تصمیم باشه
    ولی حالا که من باید همه ی این چیزارو بخاطر زنده بودنم باید تحمل کنم
    من دیگه نمیتونم بهش کمک کنم چون حتی دیگه توانایی کمک به خودم رو هم ندارم
    نمیدونم چطور تصمیمم رو عنوان کنم  میدونم قبول نمیکنه اگه هم قبول کنه به سختی این اتفاق میفته
    ولی تو این مدت خودشم میدونه که تغییر چندانی نکرده و حس میکنه که من دارم به جدایی فکر میکنم
    نمیخوام فقط واسه یه مدت اونم واسه اینکه میدونه دارم به جدایی فکر میکنم خوب باشه
    خلاصه اینکه بدجوری آج و واجم   بد حالی ام

  3. ارسال:63#
    وااااااااااااااااااای نمیدونم چیکار کنم چند بار خواستم با خانوادم در میان بزارم تا میرم میبینمشون دلم نمیاد
    شادیهاشون رو خراب کنم

    خانواده ی من به من خیلی اختیار دادن ولی من .................

  4. ارسال:64#
    سلام .
    من با برادرم در میون گذاشتم و ازش خواستم که بین خودمون باشه نمیدونم به چی فکر میکنه ولی خیلی ناراحتش کرده بود این موضوع.

  5. ارسال:65#
    اصلا حال خوبی ندارم . خیلی خستم خیلی انقدر خستم که حتی نمیتونم باهاش حرف آخرمو بزنم .
    خیلی بهم ریختم اصلا حوصله خودمم ندارم . از دست خودم خیلی ناراحتم.  فکر همه چی داغونم کرده دوست دارم یه طرفه بشه بره. اصلا به زندگی متأهلی فکر نمیکنم میخوام تنها بشم اینبار با خودم عهد کردم .

    ادامه برام خیلی سخته هر روز صبح با اعصاب خورد کنی باید بیام سر کار هرشب با بهم ریختگی باید بخوابم
    هر روز باید تصمیمای لحظه ای ولی در حد جدیشو تحمل کنم سر کار نرو برو کلاس نرو برو . بیخوابیهاش کلافم کرده
    حرفای طولانیش دروغاش بددهنیهاش بدرفتاریهاش بی منطق بودناش تنبلیو بی مسئولیت بودناش بی فکر بودناش بی ذوق و بی اهمیت بودناش بی تفاوت بودناش صد رو بودناشو صدرنگ بودناش دیوونم کرده منو کشته داغونم کرده همه چیمو ازم گرفته.  لعنت به منو شانس گندم
    .

  6. ارسال:66#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام الیناز خانم

    به برادرتون بگید که فعلا با خانواده مطرح نکنند، همینکه ایشون در جریان باشند، میتونه فعلا کفایت کنه. باید راههای اصلاح رو رفت، و اگر جواب نداد، اونوقت به گزینه های دیگر فکر کرد. امید رو از خودتون نگیرید...

    پیشنهاد من اینه که با همسرتون صحبت کنید و براش این شرط رو بگذارید که در جلسات مشاوره و رواندرمانی و ترک اعتیاد مرتبا شرکت بکنه. بهتون مشاور خانواده و در صورت لزوم روانشناس بالینی هم میتونم معرفی کنم. در حضور اطرافیان معتمد، از همسرتون تعهد بگیرید برای شرکت در جلسات

    خودتون هم تمام تلاشتون رو برای کمک به همسر به کار ببندید. جملات و تلقینات منفی رو دور بریزید. شش ماه تا یک سال به همسرتون فرصت بدید برای تغییر. راهکارهای مشاور یا روانشناس باید دقیق و اصولی اجرا بشن. مشاوره اینترنتی در چنین مواردی باید با مشاوره حضوری تکمیل بشه. باید فرایند درمان طی برنامه مشخص و البته انعطاف پذیر پیش بره و بازخورد دریافت بشه.

    ممکنه احساسی ازدواج کرده باشید و حالا مسائل براتون نمود پیدا کرده باشه الیناز خانم. پس، از این تجربه استفاده کنید و احساسی طلاق نگیرید.

    میدونم که شرایطتتون سخته و سعی می کنم درک کنم؛ اما ازتون میخوام روندی که گفتم رو طی کنید. اگر جواب نگرفتید، اونوقت به سراغ گزینه های دیگر برید.

    در این مدت، میتونیم روی مثبت اندیشی و آرامش شما بیشتر کار کنیم.

    همچنین یک سری مهارتهای اساسی رو میتونید فرابگیرید، مثل:

    مهارتهای لازم در رابطه با رفتار با یک فرد معتاد و کمک به درمان آن

    مهارتهای ارتباطی سازنده

    مهارت کنترل احساسات منفی و خشم درونی

    مهارت جلوگیری از احساسات منفی خود و همسر

    تمرکززدایی از مشکلاتی که با همسر دارید و پرداختن و تمرکز روی سایر جنبه های زندگی مثل کار، تحصیل، روابط با دوستان و خانواده، سرگرمیها و ...


  7. ارسال:67#
    ای واااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا اااااااااااای خدا  خدا خدا

  8. ارسال:68#
    بازم چند بار با هم به مشکل خوردیم رفتاراش اصلا درست نشده . نمیدوووووووووووووووونم دیگه چی باید بگم فکر همه چیز داره منو از پا در میاره تصمیم خودکشی گرفتم دارم بهش فکر میکنم به بودنم و نبودنم
     

  9. ارسال:69#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام الیناز خانم

    ممنون میشم ابتدا آرامشتون رو حفظ کنید. اگر مسائل جدید پیش آمده رو با بیان جزئیات بیشتر مینوشتید، برای ما هم واضحتر می بود.

    شما برای درخواست کمک به اینجا اومدید و ما هم اینجا هستیم. هر مشکلی راه چاره ای داره

    اگر شما نخواهید این زندگی رو ادامه بدید، هیچ چیز نمیتونه مانعتون بشه. ولی شما باید تصمیم نهایی رو بگیرید.

    هر تصمیمی که شما بگیرید، تبعاتی رو در پی خواهد داشت.

    چه تصمیم به ماندن، چه تصمیم به رفتن

    گزینه هایی که پیش روی شماست:

    1. تصمیم به ادامه زندگی با همین وضع

    2. تصمیم به ادامه زندگی، اما با رویه ای جدید و اقدامات عملی برای تغییر

    3. تصمیم به رفتن

    در پست قبلی، تا حدودی درباره گزینه شماره دو توضیحاتی دادم. من و هیچکس دیگر نمیتونه شما رو مجبور به این کار بکنه، و این شمایید که باید بخواهید. قرار بود جلسات مشاوره حضوری رو آغاز کنید، به همراه همسرتون. این کار انجام شده و تاثیری مشاهده نشده؟

    اگر این گزینه رو نمی خواهید اجرا کنید، باز هم انتخاب خودتونه؛ اما شما به هر حال برای رسیدن به آرامش باید دست به یکی از این انتخابها بزنید.

    انتخاب و آرامش انسان

    لطفا مقاله بالا رو بخوانید.

    و برای اینکه بدونید چگونه تصمیم گیری کنید، لطفا مقاله زیر رو مطالعه نمایید.

    انتخاب صحیح، شیوه حل مسئله و تعارضهای ما

    تبعات و هزینه های هریک از انتخابهای خود، و همینطور مزایاشون رو مطابق با دستورالعمل مقاله بالا بنویسید تا بتونید دست به انتخاب بهتری بزنید.

    پس از انتخاب، برای مواجهه درست با تبعات انتخابتون(هر چی که باشه)، درب تالار بر روی شما باز هست. پس، ممنون میشم با حفظ خونسردی خودتون، سعی کنید بهترین گزینه رو انتخاب کنید. پیشنهاد من اینه که پیش از هرگونه تصمیمی، دست کم خودتون به شکل حضوری نزد مشاور خانواده مجرب برید(میتونم بهتون معرفی هم بکنم).


  10. ارسال:70#
    سلام آقای دکتر امیدوارم که حالتون خوب باشه .

    همونطور که تو پست قبلی نوشته بودم واقعا خسته شدم دنبال یه راه خلاصی هستم تا میام آروم میشم و به چیزهای مثبت فکر میکنم دوباره یه اتفاق منو از اوج مثبت اندیشیم به پایین پرتاب میکنه .

    ایندفعه یه جریان تازه ای پیش اومده نمیدونم چیکار باید بکنم من بخاطر همسرم کارش تقریبا نزدیک 20.000.000ملیون تومان چک دادم به بازار حالا هم به یه روشی پاسشون نمیکنه یکی از اون کسایی که چک دادم بهش تو بازار که میرفتیم همش به پرو بالم میپیچید نگاه بدی داشت من اینو به همسرم گفتم بعد از یه مدت به اجبار همسرم گفت باهاش صحبت کن اوکی بده بهش صداشو ضبط کن تا من بهش نشون بدمو تهدیدش کنم که بترسه و دیگه از این غلطا نکنه حالا دیگه جریسان اون نیمه تموم موند دیشبم سر یه موضوعی به اختلاف خوردیم رمو برداشته و غیر مستقیم منو داره به آبروریزی تهدید میکنه نمیدونم چیکا کنم شاید میخواد اگه جدا شدیم پخشش کنه و علت جداییمونو به همه اون موضوع رو اعلام کنه   خسته شدم از موندن از صبوری از ............... چیکار کنم؟؟؟؟؟

     

صفحه‌ها (8): صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 5678 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •