تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




افسردگي شديد و مازوخيسم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:n@z@nin
آخرین ارسال:n@z@nin
پاسخ ها 97

صفحه‌ها (10): صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 678910 آخرینآخرین

افسردگي شديد و مازوخيسم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:71#
    بانو آواتار ها
    عزیزم تو بد نیستی ،تو خسته کننده نیستی ،تو کسی رو اذییت نمیکنی و نکردی ، تو به درد نخور نیستی و ...............
    تو خوبی هیچ مشکلی هم نداری خانمی نگران نباش ما هستیم بیا اینجا حرفاتو به ما بگو اینجا تو پیام خصوصی بگو اصلا نذار بهت فشار بیاد 
    خدا دوستت رو ببخشه و بیامرزه عزیزم اونم جوونی کرد خودشو کشت تو نباید این اشتباهو بکنی 
    با مرگ چیزی درست نمیشه خودکشی برا ترسوها هاست برا اونایی که دوست ندارن تلاش کنن وضعیت رو تغییر بدن ولی تو ترسو نیستی تو عاقلی تو میفهمی میدونی باید چیکار کنی تو خودتو دوست داری این مهمه ، مهمه نمیخوای به خودت آسیب بزنی پس نزن این یعنی داری تلاش میکنی و میتونی موفق بشی 
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:72#
    سلام عزیزم

    هنوز هم داروهای ضد افسردگی رو مصرف میکنید؟
    شما به چه فعالیت هایی علاقه دارین؟
    رابطتون با پدرمادرتون خوبه؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:73#
    سلام.
    نه من ديگه قرص هاي ضدافسردگي نميخورم،اصلا عوارض دارو ها با بدن من سازگار نيست،خيلي حالم بد ميشه،من بخاطر عوارض داروها ٢٣ كيلو وزن كم كردم.
    راجع به علاقه هام بايد بگم،قبلأ خيلي ويولن زدن رو دوست داشتم،خيلي آرومم ميكرد،اما چند ماه پيش شكوندمش...
    رابطم با مامانم خيلي خيلي بده،ازش متنفرم،وقتي كه بچه بودم و درسام رو ٢٠ نميشدم،خيلي كتك ميخوردم ازش،حتي ١بار هم وقتي كه ٩ سالم بود بخاطر كتكاش ١هفته بيهوش بودم...اصلأ نميخوام مظلوم نمايي كنم،خب تقصير منم بوده ديگه،اگه بيشتر درس ميخوندم و بازي نميكردم اونوقت ٢٠ ميشدما و مامانم هم منو نميزد.
    ولي رابطم با بابام خوبه،واقعا خيلي خوبه،حتي وقتايي كه بيخودي باهاش دعوا ميكنم اصلأ عصباني نميشه و بهم ميگه من از اتاقت ميرم بيرون كه راحت باشي و بهتر بشي،از اين كارش خوشم مياد آخه به تنهاييم احترام ميذاره.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:74#
    بانو آواتار ها
    به به چه بابای خوبی  قدرشو بدون اذیتشم نکن بابا به این خوبی کجا پیدا میشه 
    این نشون میده بابات دوست داره میبینی چه بیهوده ف میکنی دوست داره بابات چون بچه خوبی هستی و بدرد بخوری نازنین خانم گل نبینم دیگه بگی کسی دوست نداره  
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:75#
    باشه بانو جون....چشم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:76#
    دوست عزیز سعی کنید برای رهایی از این افکار و تداوم و افزایش افسردگی  راهکارهایی که بنده بهش اشاره میکنم تا جایی که امکان داره انجام بدین

    - روابطتون رو با پدرتون به خوبی حفظ کنید و سعی کنید مواقعی که دلت میگیره یا احساس میکنی دوباره افکار منفی داره سراغت میاد بیشتر وقتت رو با پدرت بگذرونی

    - موسیقی موردعلاقت رو مجدا دنبال کن چون میتونه ذهن شمارو از این افکار دور کنه.

    - یه برنامه ی روزانه برای خودت تنظیم کن بطوری که جایی واسه فکرکردن به تلخی های زندگیت رو نداشته باشی

    - هر محرکی که شمارو به یاد مسائل ناخوشایند میندازه از خودت دور کن و شرایط و موقعیت جدیدی رو برای خودت فراهم کن.

    موفق باشی عزیزم
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:77#
    چشم،سعی میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:78#
    فایده نداشت...اصلا بهتر نشدم،اون راست میگه،باید حرفاشو گوش کنم...اون میگه باید هر کاری که میگه گوش کنم،من ا.ش میترسم اگه به حرفاش گوش نکنم اذیتم میکنه
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:79#
    بانو آواتار ها
    سلام 
    نازنین جان اون کیه ؟دربارش توضیح بده لطفا
    چطوری اذیتت میکنه ؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:80#
    موج آبی آواتار ها
    نازنین جان باید حرف کیو گوش کنی دقیق توضیح بده
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (10): صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 678910 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •