طبع چیست؟
از ترکیب عناصر اربعه، یعنی آتش، هوا، آب و خاک، حالت خاصی در انسان به وجود می­آاید.
که خصوصیات همه­ی آن عناصر را دارد، ولی گاه به خاطر وراثت و شرایط اقلیمی، مانند آب و هوا،دما و نوع تغذیه بعضی از این عناصر موجود در بدن آدمی بر دیگری غلبه می­نماید و همین امر موجب می­گردد بدن آدمی گرایش به حالت­های اسیدی یا قلیایی و یا حالتی بین این دو پیدا کند که آن را «طبع» می­نمایند. شناخت طبع بر هر فردی لازم و ضروری است؛ و از طریق آن، می­توان بسیاری از مشکلات که معمولا برای انسان پیش می­اید پیشگیری کرد. اصولا کودکانی که متولد می­شوند طبع خود را از پدر و مادر خویش به ارث می­برند و تا آخر عمر باآنان خواهد بود و هیچ­گاه تغییر نمی­کند.
 
انواع طبع انسان
 انسان­ها را از نظر طبع به سه گروه عمده تقسیم می­کنند که عبارتند از:
1) دارای طبع گرم       2)دارای طبع سرد  3) دارای طبع معتدل
 
افراد دارای طبع گرم
این افراد به طور معمول دارای بدنی گرم­اند و با خوردن غذاهای گرمی بخش دچار مشکل می­شوند، صورت آن­ها  جوش می­زند؛ بدنشان داغ می­شود، که گاه دچار خارش پوست می­شوند، پوست سرشان تولید شوره می­کند و دچار عطش می­شوند. عنصر آتش در این گونه افراد غلبه دارد و دمای بدنشان نسبت به سایر افراد بیش­تر است، معمولا حدود نیم تا یک درجه تب دارند، زود عصبی می­شوند، ولی درمجموع، خون گرم و خوش برخوردند. کلاً همه­ی طبع­ها اعم از  گرم، سرد و معتدل ارثی است و انسان در به وجود آمدن آن­ها دخالت چندانی ندارد. بیش­تر به عواملی از قبیل عوامل ژنتیک، شرایط محیطی و آب و هوا و تغذیه بستگی دارد.
تعداد افراد دارای طبع گرم نسبت به افراد دارای طبع سرد کم­تر است.
 
افراد دارای طبع سرد
اکثریت مردم جهان از طبع سرد برخوردار هستند. این افراد معمولا دارای پوست سفید هستند و یکی از علت­های مهم آن، فعال بودن سیستم بلغم یا لنفاتیک است.این افراد میل زیادی به لبنیات، به خصوص ماست دارند. پرخواب هستند و به راحتی نمی­توانند از رختخواب جدا شوند،غذایشان دیر هضم می­شود، عموماً سست و لخت­اند و شاداب نیستند، استعداد چاقی در آنان زیاد است، معمولا انسان­های خوش مشرب و خوش گذرانی هستند ودیرتراز بقیه عصبی می­شوند.
 
 
 
افراد دارای طبع معتدل
افرادی که دارای چنین طبعی هستند معمولاً بین گرم و سرد قرار دارند. تعداد این قبیل  افراد در جامعه نسبت به سایر طبع­ها کم است. چنین افرادی نسبت به غذا حساسیت زیادی نشان نمی­دهند و معمولاً هر نوع غذایی با طبع این گونه افراد سازگاری دارد و نسبت به بقیه­ی مردم کم­تر دچار بیماری و کسالت می­شوند.
اما افرادی که دارای چنین طبعی هستند در درازمدت دچار بیماری­های سختی
می­شوند و دلیل آن هم این است که غذا روی چنین افرادی به سرعت تأثیر نمی­گذارد و همین امر باعث می­شود که سموم به مرور در بدن آنان جمع شود و در دراز مدت تأثیر خود را بگذارد. خداوند متعال در قرآن کریم به‌این مسأله­ی مهم در سوره­ی مبارکه­ی دهر اشاره کرده است.
دراین سوره، به گروهی از مؤمنان نوشیدن شربت زنجبیل در بهشت را که طبع آن گرم و خشک است وعده می­دهد و می­فرماید:
وَیَستَونَ فِیهاً کَأساً کَانَ مِزَاجُهَا زَنجَبیلاً (انسان، 17).
و در آن جا (= بهشت) از جامی‌که آمیزه­ی زنجبیل دارد به آنان می­نوشانند، در حالی که به گروهی دیگر از مؤمنان وعده­ی شراب کافور می­دهد که طبع آن سرد و معطر است:
إنَّ اَلأَبرَارَ یَشَربُونَ مِن کَأسٍ کاَنَ مِزاجُهاَ کَاُفوراً (انسان، 5)
به یقین ابرار از جامی [باده­ی بهشتی] می­نوشند که یا عطر خوشی آمیخته است.
از این آیات چنین الهام می­گیریم که انسان­ها باید طبع خود را بشناسند و برمبنای آن، نوع غذای خویش را انتخاب نمایند تا به خواست خداوند دچار هیچ­گونه کسالت و بیماری نشوند.
 
تغییرات طبع انسان
 به طور عموم انسان­ها از سه نوع طبع برخوردارند: طبع گرم، سرد و معتدل. این طبع­ها به هیچ وجه قابل تغییر و دگرگونی نیستند؛ زیرا به عواملی مانند عوامل ژنتیک، عوامل محیطی، آب وهوایی و تغذیه بستگی دارد.
در واقع آن چه که در انسان تغییر می­کند اخلاط اربعه یا مزاج است.اخلاط دارای خصوصیات خاصی خود هستند و تعادل آن­ها به انسان سلامتی و آرامش می­بخشد، تغییر و دگرگونی آن­ها نیز باعث سلب سلامتی و آرامش ازانسان می­شود.
 
«اصل کل داء البروده»
اصل و ریشه هر بیماری سردی است.
مزاج در زندگی، روانشناسی، جامعه­شناسی، ازدواج، نسل آینده و... کاربرد دارد. در بحث انسان­شناسی باید جهان را شناخت و نظام بر پایه 4 اصل استوار است.