تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




داستان هایی از شیطان ملعون زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:star12
آخرین ارسال:star12
پاسخ ها 4

داستان هایی از شیطان ملعون

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    star12 آواتار ها
    داستان مرد نمازگزار و شیطان ملعون! مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.

    در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،
    خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.

    مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و
    در همان نقطه مجدداً زمین خورد!

    او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش
    را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.

    در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.

    مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))،
    از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.

    مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد
    ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست
    در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
    مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.


    مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.

    مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
    مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.

    شیطان در ادامه توضیح می دهد:


    ((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.))
    وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،
    خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
    و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید.
    به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر
    باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.
    بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
    داستان:
    کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید
    چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر
    دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.
    این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید.

    ستایش خدایی را است بلند مرتبه
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    star12 آواتار ها
    شیطان در طی اعترافاتی که در محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله داشته بیست و دو گروه از امت آنحضرت را بیان داشته که از دست کارها و افکار و عقاید آنها همواره در رنج و عذاب بوده است که در این نوشتار فهرست وار به آنها اشاره می‌شود.

    پیامبر

    شیطان گفت: اولین و سخت ترین دشمن من شما هستی. پیامبر صلی الله علیه و آله از علت آن پرسید، در جواب گفت: چون در قیامت گناهکاران راشفاعتمی‌کنی و زحمات مرا ضایع و امیدم را قطع می‌نمایی.


    عالم عامل

    عالمی که به علمش عمل کند، دشمن است من هم دشمن او هستم. پیامبر در این مورد فرمودند: عالم و دانشمندی که به علمش عمل کند، از هزار عابد برای شیطان خطرناک تر است.

    حافظ و عامل قرآن

    کسی که قرآن را فرا گرفته و حفظ نموده و به تمام دستورات و احکام آن عمل می‌کند، او دشمن من و من هم دشمن او هستم.


    موذن

    کسی که پنج وقت نماز، اذان بگوید و اقرار به شهادتین کند و مردم را از خواب بیدار و متوجه عبادت خدا و نماز نماید.



    دوستان فقرا

    آنها کسانی هستند که فقرا و مساکین را از یاد نمی‌برند، همیشه متوجه آنها و به فکر ایشان هستند. در همه جا و در هر شرایط از آنان دفاع می‌کنند و زندگی ایشان را تامین می‌کنند.


    دوستان ایتام

    کسانی که با یتیمان دوست و مهربان هستند و همچون پدر و مادر دلسوز با آنان رفتار می‌کنند تا یتیمی را احساس نکنند.


    فرد مهربان

    که دلسوز مردم است و در مقابل کوچک‌ترین ستمی که به یکی از بندگان خدا شود، ناراحت شده و از او دفاع می‌کند و دلداریش می‌دهد.


    فرد ناصح

    کسی که برای رضای خدا، مردم را نصیحت می‌کند و به جز رضایت الهی، چیزی در دل ندارد.


    دائم الوضو

    کسی که در تمام حالات با وضو باشد و اگر وضوی او باطل شده، فورا تجدید وضو نماید.


    فرد بخشنده

    کسی که مردم را در مالش شریک می‌کند و مقداری از دارایی‌اش را به محرومان جامعه می‌بخشد و به فکر ذخیره و جمع آوری مال نیست.


    فرد خوش خلق

    کسی که با همه با گشاده رویی رفتار می‌کند و با زبان و اعضایش افراد را آزار نمی‌رساند.


    فرد قانع

    کسی که در زندگی به کم دنیا و به آنچه خدا برایش مقرر فرموده راضی است.


    پاک دامنان

    زنان و مردانی که عفت داشته باشند؛ دامنشان آلوده به فحشا و فساد نشده و پوشش اسلامی را در همه جا حفظ کنند.


    آمادگان مرگ

    کسانی که همواره به فکر مرگ و آماده شدن برای آن هستند و هیچ وقت، آخرت را فراموش نمی‌کنند و همیشه برای اصلاح آن در تلاشند.


    فروتنان

    ایشان در برابر خدا و خلق او تواضع می‌کنند و خود را کوچک می‌پندارند.


    جوان عابد

    جوانی که عاشق دین است، شب زنده داری کرده، از بندگی خدا لذت می‌برد.



    باز دارندگان نفس از حرام

    کسی که نفس خود را از حرام باز دارد، کسانی که حلال و حرام الهی را رعایت کرده و اعضا و جوارح خود را به آن عادت نمی‌دهند.


    خیر خواهان

    کسانی که در نبود برادران مومن خود، دعای خیرشان می‌کنند، هر چیزی را که برای خود می‌پسندند، برای دریگران هم می‌پسندند و هر آنچه برای خود نمی‌پسندند، برای دیگران نیز نمی‌پسندند.


    مهربان با پدر و مادر

    کسانی که با پدر و مادر مهربان باشند و به آنان احترام بگذارند.


    پادشاه عادل

    که از روی عدالت با مردم رفتار کند و مردم در سایه او در آسایش باشند.


    روزه داران بخشنده

    روزه دارانی که مقداری از مال خود را به درماندگان می‌بخشند، مانند این است که مرا پاره پاره کرده و در آتش انداخته باشند.


    همنشین صالحان

    کسانی که رفت و آمد، نشست و برخاست، گفت و شنود و خورد و خوراک و خواب آنان با صالحان و پرهیزکاران است.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    star12 آواتار ها
     [align=CENTER]گریه شیطان

    علاوه بر این مواردی که شیطان را آزار داده و ناراحت می‌کند برخی کارها نیز در طول زندگی آدم علیه السلام و فرزندانش و در طول تاریخ، ابلیس را چنان آزار داده که باعث ناله وزاری ابلیس شده و حتی او را به گریه واداشته است که در زیر به برخی از آن موارد اشاره می‌کنیم:


    1- وقتی حضرت آدم توبه کرد و خدا توبه‌اش را پذیرفت شیطان ملعون چنان از سوز دل ناله کرد که ملائکه آسمان و زمین را متوجه کرد و همه او را لعنت کردند.



    2- روزی که حضرت یوسف از دست زلیخا گریخت، شیطان از سوز دل ناله‌ای کرد که ملائکه صدای او را شنیدند و لعنتش کردند.

    3- در غدیر خم، وقتی پیامبر صلی الله لیه و آله، امام علی علیه السلام را به خلافت منصوب کرد و فرمود: "من کنتُ مولاهُ فعلیٌّ مولاه" ، شیطان از دل پر دردش ناله‌ای کشید و گفت: از این پس چه کنم و چاره ام چیست؟ اولادش را جمع کرد و گفت: تا می‌توانید مردم را به شک اندازید، محبت، ولایت و دوستی علی علیه السلام را چنان بر مردم متشبه کنید که او را به خدایی بارو کنند و از غلو به جهنم بروند و عده‌ای از راه و روش او برگردند و جهنمی شوند.


    4- روز عاشورا بسیار زحمت کشید تا زمینه‌ای فراهم کرد که همه لشکر عمر سعد، علیه امام حسین علیه السلام شوریدند و او را به شهادت رساندند. آنگاه همه شیاطین، روی زمین پخش شدند و با شادی و خوانندگی ابراز خرسندی کردند. شیطان می‌گفت: عجب خلق خدا را گمراه کردم و به مقصودم رسیدم. پس از اینکه شیطان از ثواب و مقام و منزلت پیروان و زیارت کنندگان امام حسین علیه السلام آگاه شد از کرده خود پشیمان شده و از روی حسرت نعره‌ای کشیده که همه ملائکه لعنتش کردند. گفت: واویلا، قضیه بر عکس شد و مردم بیشتری داخل بهشت شدند.


    5- وقتی که پیامبر صلی الله لیه و آله، به پیامبری مبعوث شد و مردم را از نادانی، گمراهی و جهنم نجات داد و به سوی بهشت رهنمون شد، ابلیس ناله کرد و فریاد کشید.


    6- وقتی سوره مبارکه "حمد" نازل شد، ابلیس فریاد زد و ناله کرد، چون می‌گفت: این سوره سبب آمرزش گناهان اولاد آدم می‌شود.


    7- امام صادق علیه السلام فرمودند: وقتی انسان در برابر خدا سجده کند و آن را طول دهد، شیطان از ناراحتی فریادش بلند می‌شود و به کناری رفته و شروع به گریه می‌کند و می‌گوید: وای بر من، این بنده خدا چگونه او را اطاعت می‌کند و در مقابل او به خاک می‌افتد، در حالی که من او را معصیت نمودم و به آدم سجده نکردم.


    8- دیدار با مومن: دید و بازید مومنان از یکدیگر شیطان را چنان ناراحت می‌کند که به صورت خود زده و دست و پای خود را زخمی می‌کند.

    9- صدقه دادن(الون خانوم 2 پست قبل زحمتشو کشیدن)

    روزی پیامبر صلی اله علیه و آله از شیطان پرسید: ای ملعون! چرا مانع از صدقه دادن می‌شوی؟ عرض کرد: یا رسول الله! اگر ارّه‌ای بر سر من بگذراند و مانند درخت و چوب سرم را ارّه کنند، برای من راحتتر از صدقه دادن اشخاص است. آن حضرت پرسیدند: چرا صدقه چنان ناراحتت می‌کند.

    در جواب گفت: در صدقه دادن پنج خصلت است:

    • مال را زیاد می‌کند
    • مریضان را شفا می‌دهد.
    • بلاها را دفع می‌کند.
    • صدقه دهندگان، به سرعت برق از پل صراط می‌گذرند.
    • بدون حساب داخل بهشت می‌شوند و برای ایشان عذابی نیست. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: خدا عذابت را زیاد کند.

    نتیجه بحث

    شیطان به عنوان دشمن دیرینه و پرکینه، از انجام هر عمل صالح و شایسته‌ای که منجر به سعادت افراد شود ناراحت و محزون می‌شود. پس مبارزه با شیطان جزء آسانترین کارهاست و کافیست برای مبارزه با او فقط کارهای انسانی و دینی خود را انجام دهیم تا بدین وسیله به خدای تعالی و به کمال خویش نزدیکتر شویم.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    star12 آواتار ها
    گویند در زمان دانیال نبى یك روز مردى پیش او آمد و گفت :

    اى دانیال امان از دست شیطان ، دانیال پرسید: مگر شیطان چه كرده ؟

    مرد گفت : هیچى ، از یك طرف شما انبیاء و اولیاء به ما درس دین و اخلاق مى دهید و از طرف دیگر شیطان نمى گذارد رفتار ما درست باشد، كار خوب بكنیم و از بدیها دورى نماییم .

    دانیال پرسید: چطور نمى گذارد؟ آیا لشكر مى كشد و با شما جنگ مى كند و شما را مجبور مى كند كه كار بد كنید.

    مرد گفت : نه ، این طور كه نه ، ولى دایم ما را وسوسه مى كند، كارهاى بد را در نظر ما جلوه مى دهد. شب و روز، ما را فریب مى دهد و نمى گذارد دیندار و درست كردار باشیم .


    دانیال گفت : باید توضیح بدهى كه شیطان چه مى كند، ببینم ، آیا مثلا وقتى مى خواهى نماز بخوانى شیطان نمى گذارد نمازت را بخوانى ؟ آیا وقتى مى خواهى پولى را در راه خدا بدهى شیطان مانع مى شود و نمى گذارد؟ آیا وقتى مى خواهى به مسجد بروى شیطان طناب به گردنت مى اندازد و تو را به قمارخانه مى برد؟ آیا وقتى مى خواهى با مردم خوب حرف بزنى شیطان توى دهانت مى رود و از زبان تو با مردم حرف بد مى زند؟ آیا وقتى مى خواهى با مردم معامله بكنى شیطان مى آید و زوركى از مردم پول زیاد مى گیرد و در جیب تو مى ریزد؟ آیا این كارها را مى كند؟


    مرد گفت نه : این كارها را نمى تواند بكند ولى نمى دانم چطور بگویم كه شیطان در همه كارى دخالت مى كند، یك جورى دخالت مى كند كه تا مى آییم سرمان را بچرخانیم ما را فریب مى دهد، من از دست شیطان عاجز شده ام ، همه گناههاى من به گردن شیطان است .


    دانیال گفت : تعجب مى كنم كه تو اینقدر از دست شیطان شكایت دارى ، پس چرا شیطان هیچ وقت نمى تواند مرا فریب بدهد، من هم مثل توام ، شاید تو بى انصافى مى كنى كه گناه خودت را به گردن شیطان مى گذارى .



    مرد گفت : نه من خیلى دلم مى خواهد خوب باشم ولى شیطان با من دشمنى دارد و نمى گذارد خوب باشم .

    دانیال گفت : خیلى عجیب است ، كجا زندگى مى كنى ؟

    مرد گفت : همین نزدیكى ، توى آن محله ، و از دست شیطان مردم هم خیال مى كنند كه من آدم بدى هستم ، نمى دانم چه كار كنم ، دانیال پرسید: اسم شما چیست ؟ مرد گفت : اسمم عم اوغلى است .



    دانیال گفت عجب ، عجب پس این عم اوغلى تویى .


    مرد گفت : چه طور مگر شما درباره من چیزى مى دانید؟

    دانیال گفت : من تا امروز خبرى از تو نداشتم ، ولى اتفاقا دیروز شیطان آمد اینجا پیش من و از تو شكایت داشت و گفت : امان از دست این عم اوغلى .



    مرد گفت : شیطان از من شكایت داشت چه شكایتى ؟

    دانیال گفت : شیطان مى گفت : من از دست این عم اوغلى عاجز شده ام ، عم اوغلى خیلى مرا اذیت مى كند، عم اوغلى در حق من خیلى ظلم مى كند... آن وقت از من خواهش كرد كه تو را پیدا كنم و قدرى نصیحتت كنم كه دست از سر شیطان بردارى .

    مرد گفت : خوب شما نپرسیدید كه عم اوغلى چه كار كرده ؟

    دانیال گفت : همین را پرسیدم كه عم اوغلى چه كار كرده ؟ شیطان جواب داد كه هیچى ، آخر من شیطانم و مورد لعنت خدا هستم .

    روز اول كه از خدا مهلت گرفتم در این دنیا بمانم براى كارهایم قرار و مدارى گذاشتم ، قرار شده است كه تمام بدى ها در اختیار من باشد و تمام خوبیها در اختیار دینداران ، ولى این عم اوغلى مرتب در كارهاى من دخالت مى كند، پایش را توى كفش من مى كند، و بعد دشنام و ناسزایش را به من مى دهد.

    مثلا مى تواند نماز بخواند ولى نمى خواند، مى تواند روزه بگیرد ولى نمى گیرد، پولش را مى تواند در كار خیر خرج كند ولى نمى كند.

    صد تا كار زشت و بد هم هست كه مى تواند از آن پرهیز كند ولى پرهیز نمى كند و آن وقت گناه همه اینها را به گردن من مى اندازد.

    شراب مال من است عم اوغلى مى رود و مى خورد، دو رنگى و حیله بازى از هنرهاى مخصوص من است ولى عم اوغلى در كارهایش حقه بازى مى كند، مسجد خانه خداست و میخانه و قمار خانه مال من است ولى او عوض این كه به مسجد برود دایم جایش در خانه من است .

    بد زبانى و بد اخلاقى مال من است ولى عم اوغلى به اینها هم ناخنك مى زند.

    چه بگویم اى دانیال كه این عم اوغلى مرتب بر سر من كلاه مى گذارد و آن وقت تا كار به جاى باریك مى كشد مى گوید بر شیطان لعنت .

    وقتى معامله مى كند و مردم را در خرید و فروش فریب مى دهد پولش را در جیبش مى ریزد ولى تهمتش را به من مى زند، آخر من كى دست او را گرفته ام و روزه اش را باطل كرده ام .

    آخر اى دانیال من چه هیزم ترى به این عم اوغلى فروخته ام . من چه ظلمى به این مرد كرده ام كه دست از سر من بر نمى دارد. خواهش مى كنم شما كه همیشه مرا نصیحت مى كنید این عم اوغلى را احضار كنید و بگویید دست از سر من بردارد و...

    شیطان این چیزها را گفت و خیلى شكایت داشت و من هم در صدد بودم كه تو را پیدا كنم و بگوییم پایت را از كفش شیطان در بیاورى .

    خوب ، وقتى تو در كارهاى شیطان دخالت مى كنى او هم حق دارد، در كارهاى تو دخالت كند و روزگارت را سیاه كند.

    اما تو مى گویى كه شیطان هرگز به زور و جبر تو را از راه به در نبرده و فقط وسوسه كرده ، در این صورت تو باید به وسوسه او گوش ندهى و سعى كنى به گفتار و رفتار نیك پایبند باشى ، آن وقت تو هم مى شوى مثل دانیال ، و نه تو از شیطان گله دارى و نه او از تو شكایت دارد.

    وقتى تو خودت بد مى كنى و بر شیطان لعنت مى كنى شیطان هم حق دارد كه از تو شكایت كند. تو باید آن قدر خوب باشى كه شیطان نتواند تو را لعنت كند.

    عم اوغلى با شنیدن این حرفها خیلى شرمنده شد و جواب داد: حق با شماست ، تقصیر از خودم بود كه دست به كارهاى شیطان مى زدم ، باید خودم خوب باشم و گرنه شیطان گناه مرا به گردن نمى گیرد، اى لعنت بر شیطان



    ابلیس نامه ، ص 110.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •