تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




غرور،خودخواهی و زود رنج بودن طرف مقابل زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Salar_khan
آخرین ارسال:Salar_khan
پاسخ ها 7

غرور،خودخواهی و زود رنج بودن طرف مقابل

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    لطفا راهنماییم کنین!!!!!
    دیگه واقعا دارم دیوانه میشه
    من چهارسال پیش با یکی از اقوام آشنا شدم، بیشتر رابطمون تلفنیه! چون هر کدوم توی یه شهر هستیم! قصدمون هم ازدواجه،خانواده ها هم نصفه نیمه خبر دارن!هر دو دانشجو هستیم و شش ماه اختلاف سنی داریم
    من ایشون رو خیلی دوسش دارم،اون هم منو دوست داره اما خیلی وقتا ازن که بگه دوسم داره اجتناب میکنه
    میرم سر اصل مطلب:
    ایشون خیلی مغرور هستن و فقط میخواد حرف حرفِ خودش باشه، هرچی میگم قبول نمیکنه،خواسته هایی که من ازش دارم خیلی ساده هستن و قابل انجام! اما حاضر نیست یه مقدار به خاطر من از موضع خودش از خواسته های خودش کوتاه بیاد، هر وقتم راجع به این موضوع باهاش صحبت میکنم زود ناراحت میشه و قهر میکنه! هرجوری که خواستم بگم بهش قبول نمیکنه، نمیدونم چی بهش بگم تا یذره هم به حرف های من گوش بده! انگار فقط خودش تو این دنیا هستو خودشو فقط میبینه، اما واسه خواسته های خودش همه باید بگن چشم! باشه گفتن رو بلد نیست
    خیلی زود رنجه، بخاطر یه چیز کوچیک زود ناراحت میشه
    اما اگر هم منو ناراحت کنه اصلا به خودش این اجازه رو نمیده که عذر خواهی کنه! بازم میگم بخاطر غرور زیادیشه
    واقعا این رفتارش داره دیوونم میکنه! دیگه نمیدونم چکار کنم
    توروخدا راهنماییم کنین! بگین چکار کنم؟! چی بگم بهش تا متقاعد بشه؟! تا یذره حرفام واسش مهم بشه
    خیلی دوسش دارم و نمیتونم ازش هیچوقت دل بکنم
    خیلی ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خوش آمدید

    ابتدا لازمه که در رابطه با نحوه کسب شناخت شما برای ازدواج مطلبی رو عرض کنم. ببینید، زمانی که قصدتون ازدواج هست، برقراری یک رابطه عاطفی دردسرساز خواهد بود. بهتره که فرایند کسب شناخت به گونه ای باشه که هم به دلیل تسلط عواطف، منطق کسب شناخت تضعیف نشه و هم اگر زمانی به این نتیجه رسیدید که به درد هم نمی خورید، بتوانید با مساله به راحتی کنار بیایید. دقیقا همین مسائل الان دامنگیر شما شده اند. دقت کنید:


    توروخدا راهنماییم کنین! بگین چکار کنم؟! چی بگم بهش تا متقاعد بشه؟! تا یذره حرفام واسش مهم بشه
    خیلی دوسش دارم و نمیتونم ازش هیچوقت دل بکنم
     این جملات شما نشان دهنده اینه که هدف شما اینه که ایشون رو متقاعد کنید. هدف شما اینه که ایشون رو تغییر بدید، هدف شما اینه که ایشون رو همونجوری کنید که دوست دارید. در حالی که ازدواج چنین چیزی نیست؛ ازدواج هنر درک تفاوتها و تحمل و سازگاری است. اگر تفاوتها به قدری باشند که افراد نتوانند با اون کنار بیان، اونوقت پیوندی هم شکل نمی پذیره. بنابراین باید راه درست کسب شناخت رو شناخت، تا عواطف ما آنچنانی غلبه پیدا نکنه که منطق رو فدا کنیم و با خودمحوری سعی کنیم فرد مقابلمون رو تبدیل به آن چیزی بکنیم که ما می خواهیم.

    و اما در رابطه با مساله غرور که عنوان کردید. ببینید ابراز علاقه به شکل زبانی در زنان و مردان متفاوت هست. کمتر پیش میاد که یک خانم، اون هم پیش از ازدواج، با کلامش به مردی ابراز دوست داشتن کنه. بنابراین این رو نمیشه به غرور ربط داد. این یک تفاوت در بین آقایون و خانمهاست که شاید به حیای بیشتر خانمها برگرده

    دلیل زودرنجی میتونه این باشه که فرد در کودکی بهش توجه زیادی شده و توانایی تحمل مخالفت رو در خود پرورش نداده. خب این خصیصه باید جداگانه بررسی بشه

    اما در رابطه با غرورهم دلایل متفاوتی مطرح هست و غرور در زنان و مردان هم تفاوتهایی داره. حالا لطف کنید درباره این مساله بیشتر با مثال توضیح بدید. گفتید که درخواستهای شما بسیار ساده هستند و ایشون نمی پذیرند. درحالیکه درخواستهای ایشون رو همه باید بپذیرند. پیش از ذکر مثال برای هر دو شق مساله، این رو هم بگویید که ایشون فرزند چندم خانواده هستند و شرایط خانوادگی و تربیتی شون چگونه بوده؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    در ابتدا جا داره ازتون تشکر کنم که یه مقدار جوابم رو دادین
    ایشون فرزند اول هستن و از لحاظ خانوادگی و تربیتی بگم که تقریبا خانواده ی متوسط و متعادلی هستن مثل اکثر خانواده های ایرانی
    من ازش انتظار ندارم که کلا تغییر کنه،میگم اخلاق و رفتار هاش رو بهتر کنه! چون میدونم تغییر دادن یه فرد کار خیلی سخت و گاهی اوقات ممکن نیست
    من رو چند باری ناراحت کرد اما حاضر نشد یه معذرت خواهی کنه! این از مثال غرور
    و خواسته های من مثلا بهش میگم که فیسبوک نرو دیگه، میگه تو کاری به من نداشته باش،یا میگم یه مقدار الان بیشتر ظاهرت رو حفظ کن! یه چیز دیگه که هست چند تا همکلاسی هستن تو دانشگاهشون، هم دخترن و هم پسر، میگم دوست ندارم که باهاشون بیرون بری، یا اینکه دوست ندارم پسر غریبه تو رو به اسم کوچیک صدات بزنه، اما باز هم میگه که تو کاری نداشته باش،خوب من مردم غیرت دارم،یه جاهایی هم اون باید من رو درک کنه! دختر خوب و با خدایی هست اما نماز نمیخونه،بهش میگم یواش یواش سعی کن نماز بخونی اما میگه که تو به نماز خوندنم کار نداشته باش،منو تو یه قبر میزارن تورو تو یه قبر دیگه
    گاهی اوقات که خیلی ناراحت میشه بهم بی احترامی میکنه(نه اینکه حرف بدی بزنه) و یجوری انتظار داره که من نباید ناراحت بشم،اما اگر من یه مقدار عصبانی بشم زود قهر میکنه
    هیچوقت باهاش دعوا نکردم،بی احترامی نکردم،همیشه خواستم حرفامو مسالمت آمیز بزنم،اما اون یه سلاحی داره به اسم قهر و تا من میام حرفی بزنم میگه قهر میکنما!
    مثلا اون از من خواست من یه سری اخلاق ها و رفتار هاییم رو که خوب نبوده رو دیگه انجام ندم من هم قول دادم و دارم عمل میکنم، داره میبینه اما میگه که نه من ندیدم تو عوض شده باشی
    آذر ماهیه،آذری ها مغرور هستن، اما دیگه اینقدر غرور دیگه غروره کاذبه،خودخواهیه!
    به نظر شما یه آدم خودخواه رو چور میشه باهاش حرف زد؟! چجور میشه خوبش کرد؟!
    در آخر هم بگم که ایشون من رو دوست دارن اگر دوست نداشت تاحالا تنهام گذاشته بود، یه بار قهر کرد و گفت دیگه نمی خوامت و خطش هم عوش کرد اما بعد از یک ماه خودش اس ام اس داد و دوباره خوب شد
    از خودش و خانوادش هم تقریبا آشنایی کاملی دارم،اون هم همینطور از من و خانوادم آشنایی داره
    بازم ممنون و متشکرم ازینکه راهنماییم میکنین
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    خب مسائلی که مطرح کردید، از جمله مسائلی هستند که بسیار مهم هستند و حتما باید پیش از ازدواج درباره شون تصمیم مناسبی رو گرفت.

    مساله شما میتونه به اعتقادات کلی شما برگرده. خب، شما ابتدا درباره ملاکهای خودتون برای ازدواج صحبت کنید. مثلا اخلاق خوش، زیبایی نسبی، اعتقادات و ...، و سپس این ملاکها رو با ایشون تطبیق بدید و بیان کنید که چقدر از ملاکهای شما رو دارند، کدومها رو دارند و به چه میزان؟ همچنین مشخص کنید که اهمیت هر ملاک برای شما چقدر هست؟

    مثالی میزنم تا دقیقتر متوجه منظورم بشید:
    ملاک میزان اهمیت ملاک برای شما از یک تا صد میزان اهمیت ملاک برای ایشون درصد دارا بودن این ملاک در ایشون
    زیبایی نسبی 80 50 85
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    اکثر این ملاک ها برای هر دوی ما مشترکه و هر دومون هم به یه میزان و بالای 80 درصد قبول داریم! مثلا همین اخلاق خوش،زیبایی،اعتقادات توی هر زمینه ای چه سیاسی چه مذهبی و اجتماعی! من از دوم دبیرستان یه سری ملاک هایی رو در نظر داشتم و گفتم تا کسی رو پیدا نکردم که اینارو توی وجودش نبینم سمتش نمیرم،شاید بگین که پسر اول دبیرستان که زیاد چیزی سر در نمیاره، اما نمیخوام از خودم تعریف کنم ولی اکثر اطرافیان میگن که سطح فکرت بالاتر از سنته! ملاک های من هم همینا بود،یعنی اعتقادات،زیبایی، تحصیلات، خانواده، اخلاق، و خونه داری(بخصوص آشپزی )
    سطح خانوادهامون هم یکیه،اینطور نیست که اونا از یه قشر دیگه باشن، هر دو توی سطح متوسط هستیم
    ایشون دختر خیلی خوبی هستن از همه لحاظ اما تنها مشکلی که داره غرور زیادیشه!
    اگر که میگم نماز نمیخونه دلیل بر این نیست که اعتقادات مذهبیش ضعیف باشه، نه اینطور نیست! ایشون توی اکثر مراسمات مذهبی و دعاها شرکت میکنن
    باز هم خیلی خیلی ممنون که راهنماییم میکنین! انشاالله که هرچی که از خدا میخواین بهتون بده و همیشه موفق و سلامت و خوشبخت باشین
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    محسن عزیزی آواتار ها
    خب، آنچه که تجربه به ما میگه اینه که اینگونه مسائل در آینده میتوانند دردسرساز بشوند.

    ببینید، الان دورانی هست که شما هم و غمتون رسیده به همدیگره؛ بنابراین اینها رو با هر سختی هم که هست، تحمل می کنید. اما پس از ازدواج ورق برمیگرده و انتظارات دیگری جایگزین می شوند. شما الان حتی در یک شهر هم نیستید و این مسائل براتون اهمیت پیدا کرده. فکرش رو بکنید که همسرتون زیر سقف مشترک، اینچنین با شما رفتار کنند و نظر شما رو اینچنین پاسخ بدهند. طبیعیه که این مسائل باید برای هر دوی شما مهم باشه. نمیشه زندگی مشترکی داشت ولی رفتارهای همدیگر رو کاملا مجزا دانست. خب، اینکه ایشون اعتقاد داره فیسبوک بره، با دوستانش راحت باشه، راحت بگرده و نماز نخونه اعتقادات شخصی ایشونه و محترمه. اگر شما با اینها مشکلی ندارید یک بحث هست، اما اگر مشکل دارید باید از همین حالا به فکر علاج یا پیشگیری باشید. ممکنه ایشون هم با برخی رفتارهای شما مشکل داشته باشند و حق ایشونه که از همین حالا به فکر باشند. پس با محترم شمردن حق طرفین در رابطه با ملاکها، درباره اونها به شکل جدی با هم و با یک مشاور به صورت حضوری صحبت کنید. موارد زیادی مشابه شما بوده اند و به خاطر عشق و علاقه آتشین ابتدایی به اینگونه مسائل توجه نشون نداند، اما پس از گذشت یکی دو سال از زندگی مشترک، کارشون به جدایی کشیده. پس، از همین حالا به فکر مشاوره حضوری باشید.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    باز هم ممنون از راهنماییتون
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •