تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نابود شدن زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:فرشته 2
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

نابود شدن

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    اینها رو مینویسم برای کسان دیگری که چنین مسائلی رو می بینند. واقعا باید پرسید که چرا با وجود اینهمه تجارب تکرارشدنی در روابط پیش از ازدواج، برای خیلی از ماها درس نمیشه که به دنبال شیوه درست بگردیم و به آن عمل کنیم.

    بگذریم...
    ببینید، اگر بنا به هر دلیلی(مشکلات طایفه ای، دوست نداشتن، عوض شدن نظر، سوء استفاده و ...)، ایشون نخواد با شما ازدواج کنه، بنابراین کاری که شما میتونید انجام بدید، دل کندن از ایشون هست. روزی که انسان بیجهت دل می بنده، باید در فکر روز دل کندن ناگهانی هم باشه

    پیش از هر چیز، برای فراموش کردن، شما باید این رو بپذیرید که این رابطه تموم شده هست. هیچ امیدی، حتی یک هزارم درصد، هم نباید به بازگشت ایشون داشته باشید. هرگاه این امر بر شما مسلم شد که ایشون قرار نیست برای ازدواج با شما اقدام کنه(اصل عدم امید به بازگشت فرد)، و هرگاه قبول کردید که این رابطه باید تمام بشه(اصل پذیرش)، اونوقت اولین آمادگی شما برای فراموشی شکل گرفته و میشه اونموقع بهتون راهکار داد.

    سارا خانم؛ آیا در شرایط فعلی، این دو اصل در رابطه با شما محقق شده، یا اینکه در رابطه با هر یک از اینها هنوز تردید دارید؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    سلام سارا.سارا هستم مشکلی واسه گوشیم پیش اومد نشد دیگه بیام جدید ساختم
    رابطمون توافقی تموم کردیم ولی سخت خیلی نمیتونم فراموشش کنم.وقتی اشنا شدیم به خانوادش گفت فبول کردن ولی الان نظرشون عوض شده
    اره باید بعد مدت کوتاهی میومد خواستگاری ولی هر کاری کرد نشد مادرش خیلی ادم سخت گیر و حساسیه فقط میخواد بچه هاش کنار خودش باشن
    ما قربانی پدر و مادرمون شدیم مادر اون میخواد پسرش همیشه کنارش باشه پدر منم حتی حاضر نیست بختیاریا راه بده خونه

    تموم شده ولی نه نمیخوام فراموشش کنم.فقط میخواستم بدونم میشه کاری کرد همه چی درست بشه؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    ساراخانم نخستین اصل اینه برای فراموشی، پذیرش واقعیت هست. اینکه تو خیالات و تصورات گم بشید و بگید قراره همه چیز درست بشه، فقط آسیب رو بیشتر میکنه. اگر امیدی بود، اونوقت قضیه متفاوت بود. اما زمانی که اختلاف گسترده باشه و راهی نباشه، اونوقت باید به دست فراموشی سپرد. تا نپذیرید که باید فراموش کنید و تا امید در دلتون زنده باشه که هنوز ممکنه بیاد، و تا زمانی که بین واقعیت و خیال نتونید تمایزی قائل بشید، کاری از دست کسی برنمیاد. اینکه تقصیر رو به گردن دیگران بندازیم هم بی فایده هست. خب، اگر همون اوایل متوجه شدید که مادرشون سختگیر هستند و حاضر نیستند بیان، میتونستید همونجا تموم کنید. اگر با شناختی که از پدر داشتید، می دانستید که ایشون بختیاری راه نمیدن، باید بدون تردید رهاش می کردید. خب، تقصیر اینها به گردن کیه؟(من اینا رو نمی گم برای شما؛ چون خودتون بهتر از هر کسی به اینها واقفید و نصیحت نمی خواهید. برای دیگرانی میگم که بعدها ممکنه اینها رو بخوانند، تا براشون درس بشه)

    اما از اینها که بگذریم، میخوام بهتون این امیدواری رو بدم که فراموشی هرچند سخته، ولی امکانپذیره. به هرحال هر کاری تاوانی داره که باید اونو پرداخت. اما برخی خطاها جبران پذیرند و فراموشی هم امکان پذیره

    پس با امید به اینکه می توانید طی مرور زمان فراموش کنید، ابتدا اصولی که گفتم رو در خودتون تقویت کنید. اصل پذیرش، اصل عدم امید به بازگشت، و اصل تمایز بین واقعیت و خیال. پس از تقویت این اصول، میشه نخستین گامها رو برای فراموشی برداشت ان شا الله.


    پ.ن: نامهای کاربری شما در هم ادغام شدند. از این به بعد، با نام جدید خود وارد شوید.

    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •