تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




تصمیم برای ادامه ی زندگی مشترک؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mkhazaei
آخرین ارسال:حسینی
پاسخ ها 3

تصمیم برای ادامه ی زندگی مشترک؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با همسرم 26 ساله، در پی یک عشق شدید البته از طرف ایشون، البته بعد از یک دوره ی 3ساله نامزدی و عقد ازدواج کردیم و من به شهر همسرم نقل مکان کردم( که به خودی خود جدا شدن از خانواده و هم ترک زندگی فعال خودم در تهران وناز و نعمت خانه پدری و آمدن به یک شهر کوچک و بدون امکانات را یک فداکاری میدانم) ولی در حال حاضر که حتی یک سال هم از ازدواج ما نمیگذرد، همسرم می گوید که به نظرم به جز جدایی هیچ راه حلی باقی نمانده است، البته به نظرم مقداری غلو می کند و احساس می کنم خیلی بیشتر از اینها به من وابسته هست، ولی اخیرا مشکلات زیادی با همدیگر داشته ایم، مشکل و ناراحتی اصلی من خارج از کنترل بودن همسر من است، به صورتی که با هر بحث کوچک و پیش پا افتاده ای اول از کلمه ی سر به سرم نذار و اعصاب ندارم استفاده می کند و با کوتاه نیامدن من اقدام به کارهای خطرناکی مثل کوبیدن سر به دیوار یا تهدید به پرت کردن خودش از پنجره وکوبیدن ماشین به دیوار و خفه کردن من حتی در یک مورد زدن رگ دستش ( البته با چاقو، که خوشبختانه به خاطر کند بودن چاقو، اتفاق غیر قابل جبرانی نیفتاد) می کندالبته من هم در گذشته بی تقصیر نبودم  و چون خیلی متمایل به این ازدواج نبودم، رفتار دوستانه ای نداشتم و چند سری تصمیم به جدایی گرفتم که با گریه ها و اصرارهای بیش از حد همسرم، راضی به این ازدواج شدم ولی در حال حاضر همراهی زیادی با همسرم دارم که در مواقع عادی از من در برابر همه به عنوان بهترین همسری که می تواند داشته باشد یاد می کند و به هیچ کس اجازه ی ناراحت کردن من را نمی دهد ولی خیلی نگرانم و مردد بابت ادامه ی این زندگی و یا جدایی، از طرفی من بچه ی طلاق هستم و اصلا متمایل به جدایی نیستم، استقلال مالی هم ندارم و همه ی پس اندازم را در ااختیار ایشون گذاشتم و از طرفی از بین رفتن عشق همسرم به من، از یک طرف من را غمگین و از طرف دیگر دلواپس می کند که آیا جدایی بهترین راه نیست؟ و نمی دانم چه برخوردی را پیش بگیرم که این اتفاقات نیفتد و این اخلاق همسرم از بین برود، چون تامین جانی هم ندارم، آیا این رفتار او تلافی رفتارهای گذشته ی من نیست؟ در ضمن به عنوان یک زن به هیچ وجه تمایل ندارم که از او خواهش کنم که با من زندگی کند و یا رفتارم این حس را در او برانگیزد
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    به نظر من شاید این رفتارا ناشی از اون احساس حقارتی که درونش ایجاد شده قبل از ازدواجه. اگه دوسستون داره فکر می کنم بهترین راه اینه که تو یه شرایطی که هر دو حاتون خوبه با هم حرف بزنید.تا مشکلتون رو حل کنید
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    با سلام
    مشکلات پیش اومده در یک رابطه مربوط به دوطرف موجود در رابطه بوده ( ارکان رابطه:فرستنده, گیرنده، پیام) و امکان داره با اصلاح رابطه از طرف یکی از اونها رابطه تا حدی بهبود پیدا کنه.
    برای ترمیم کامل رابطه نیاز به تعامل با یک فرد همراه یا مشاور دارید. "خودزنی و آسیب به خود" نیاز به آسیب شناسی و ترمیم بالینی داره و مطمئن باشید فقط در این برهه از زمان و فقط در رویارویی با شما اتفاق نیفتاده. 
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •