تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ترس از دست دادن عزیزان زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:گیسو
آخرین ارسال:گیسو
پاسخ ها 10

ترس از دست دادن عزیزان

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    باسلام به خدمت همه دوستان
    آرزودارم حال همه عزیزان خوب باشه
     احساس میکنم به کمک دوستان نیازدارم
    من همیشه نگران اینم که یکی ازعزیزاموخدای نکرده ازدست بدم,نمیدونم چیکارکنم که ازاین فکرابه سرم نزنه.
    اگه وقت داشتین,خوشحال میشم کمکم کنین
    پاسخ با نقل و قول

  2. ترس از دست دادن عزیزان  سپاس شده توسط سلماء

  3. ارسال:2#
    ایزدی آواتار ها
    سلام گیسوی عزیز

    احساست برای من قابل درکه، چون خودم هم همچنین حسی دارم . و مشکل من فکر کنم به این مربوط میشه که از خانواده و اقوامم دور هستم. برای همین هر چند وقت یکبار این نگرانی اذیتم می کنه. به خصوص الان که نزدیک به سه ماهه پدر و مادرم رو ندیدم و فردا صبح که به امید خدا عازم حج هستند، من دقیقا ساعت پروازشون امتحان دارم و نمی تونم ببینمشون و بدرقه شون کنم. دقیقا الان احساس شما رو دارم. برای همین با وجودیکه وقت کافی برای درس خوندن ندارم امروز بر خلاف برنامه ریزی هر روزم چندین بار به دلیل اضطرابی که دارم، به اینترنت سر زدم.   اما تنها چیزی که باعث میشه فکر های منفی نکنم و مثبت باشم توکل به خداست... نمی دونم شاید این به شما هم کمک کنه. وقتی همه چیز رو به خدا می سپارم آروم میشم. وقتی می دونم خدایی هست که از من نسبت به پدر و مادرم و همه نزدیکانم، نزدیک تره و همه چیز دست اوست و خدا بهترین حافظ و نگهبانه نگرانیم از بین میره. 

    باید سعی کنیم به افکار منفیمون غلبه کنیم. و چیزهای مثبت رو جایگزین کنیم.

    من این ذکر ها رو اینجور مواقع با خودم تکرار می کنم :

    ذکر آیه "فَاللّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ" و

    "ألا بذکر الله تطمئن القلوب"

    و ذکر  "ماشاءالله لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم"

    این یعنی همه چیز به خواست و مشیت الهی بر می گرده و خدا خودش بهترین نگهبانه
    پاسخ با نقل و قول

  4. ترس از دست دادن عزیزان  سپاس شده توسط سلماء

  5. ارسال:3#
    خیلی ممنون ازپاسختون
    آرزودارم پدرومادرمحترمتون سفری آرام وبیخطری داشته باشن وبسلامتی برگردن.
    منم همیشه توکلم بخداست همیشه بخودم میگم خدامهربونه وهمه عزیزاموبیشترازمن دوست داره
    واین احساس من امکان داره گناهم باشه.آروم میشم
    ولی بعدیمدت کوتاه این احساس دوباره بسراغم میاد.
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ترس از دست دادن عزیزان  سپاس شده توسط سلماء

  7. ارسال:4#
    سلام ترس شماترسی بود که همیشه بامن بود من عاشق خونوادم هستم . بیش از اندازه بهشون وابسته ام .این وابستگی رو نسبت به پدرم خیلی بیشتر داشتم بت زندگیم بود میپرستیدمش همیشه از خدا میخواستم زودتر از همشون برم اما....اردیبهشت سال قبل کابوس زندگیم به واقعیت تبدیل شدالان که دارم بهش فکر میکنم اشک امونم نمیده پدرم بخاطر ایست قلبی وبدون هیچ مشکلی تو یه غروب بهاری برای همیشه مارو تنها گذاشت روزای وحشتناکی بود تامرز خودکشی رفتم .برای همه خوونوادم دردناک بود مثل دیونه ها شده بودم یه مرده متحرک حتی بعداز یه سال واندی نتونستم با این موضوع کنار بیام خیلی زود بود باورم نمیشد فرصت زیادی برای زندگی داشت برای من همیشه الگوی انسانیت بود. رفتنش بزرگترین و تلخترین تجربه زندگیم بود. ببخشید نمیخوام ناراحتت کنم فقط میخوام بگم تا هستن قدرشون رو بدونیم چون همه یه روز میریم.حسرت من برای این نیس که در حقش کوتاهی کرده باشم نه حسرت من برای اینه که دیگه کنارم نیس تا باز بغلش کنم و دستاش رو ببوسم وبگم که چقد دوسش دارم.تامیتونی کنارشون باش وبهشون محبت کن همین.
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2014_01_23 در ساعت 23:49 دلیل: مشکل در نمایش دادن مطلب
    پاسخ با نقل و قول

  8. ترس از دست دادن عزیزان  سپاس شده توسط سلماء

  9. ارسال:5#
    سلام دوست عزیز
    بهتره بجای اینکه تلاش کنی این فکر و از ذهنت بیرون کنی سعی کنی باهاش کنار بیای
    همه ی ما گاهی نگران از دست دادن عزیزامون میشیم و این واقعیتیه که نمی شه تغییرش داد؛ نیاز داریم ایمانمون و تقویت کنیم و به به این باور برسیم که دیدار دیگه ای هم هست؛ باور کنیم که ما فقط به همدیگه امانت سپرده شدیم پس همیشه یادمون باشه امانت دارای خوبی باشیم و به هم آسیب نرسونیم...
    این مسئله مدتی هم فکر منو درگیر کرده بود ولی تصمیم گرفتم هروقت به از دست دادن کسی فکر کردم بجای اینکه به فکرکردنم ادامه بدم همون موقع بهترین کاری ک لازمه براش انجام بدم...این جوری محبت کردن و فراموش نمی کنیم.
     زیبای عزیزم
    از صمیم قلب بهت تسلیت میگم و برای پدرتون آرامشی ابدی رو آرزو میکنم و از خدا می خوام آینده زیبایی رو براتون رقم بزنه...
    پاسخ با نقل و قول

  10. ترس از دست دادن عزیزان  سپاس شده توسط سلماء

  11. ارسال:6#
    باسلام
    دوستای عزیزم ممنون که وقت گذاشتین وجواب دادین
    شرمنده که دیرشد
    زیباجان واقعامتاسفم خدابهتون صبربده...
    مهسای عزیزخیلی ممنون
    همه ایناروهمیشه باخودم تکرارمیکنم,میگم همه براخدان من چه کاره ام ,این نگرانیم گناهه ....ولی بازم نمیتونم باهاش کناربیام,باعث میشه غمگین باشم...
    پاسخ با نقل و قول

  12. ترس از دست دادن عزیزان  سپاس شده توسط سلماء

  13. ارسال:7#
    سلام
    من فکر میکنم این طرز فکر شاید بستگی به شخصیت ما و ویژگیهامون داشته باشه.خود منم خیلی وقتا این فکر به سراغم میاد متاسفانه.شخصیتم هم طوری هست که یه جورایی همیشه منتظر یه اتفاق ناگوار هستم.همیشه جنبه منفی قضیه رو نگاه میکنم.نمیدونم چطور درست میشه به لحاظ روانشناختی ولی به قول خانم ایزدی:
    "الا بذکر الله تطمئن القلوب"
    در ضمن میدونم خیلی سخته ولی اگه بتونیم یکم از دلبستگی به دنیا کم کنیم این نگرانیهامون کمتر میشه
    انشاالله مشکلتون حل بشه و خدا عزیزانتون رو واستون نگه داره
    پاسخ با نقل و قول

  14. ترس از دست دادن عزیزان  سپاس شده توسط سلماء

  15. ارسال:8#
    n.h آواتار ها
    به نظر من ما نباید اجازه ی ورود این افکارو به ذهنمون بدیم.نمیدونم قانون جذب چقدر درسته و چقدر بهش معتقدین ولی قانون جذب میگه "افکار به اوضاع تبدیل می شوند"یعنی به هر چی فکر کنی برات اتفاق می افته.من تا حدودی بهش اعتقاد دارم.اگه خواستید کامل باهاش آشنا بشید کتاب "راز" نوشته ی راندا برن رو بخونین.
    پاسخ با نقل و قول

  16. ترس از دست دادن عزیزان  سپاس شده توسط سلماء

  17. ارسال:9#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    گیسو خانم ماشاالله خیلی کم پیدا شدین. شوهرداری اینقدر سخته

    نظرات همه دوستان واقعا خوب و سازنده بود. ابتدا از همه شون تشکر می کنم من هم چندنکته رو به ذهنم میرسه که بیان کنم.

    نخست اینکه بسیاری از نگرانی ها تقریبا در همه انسانها وجود داره، منتها حدش متفاوته. در برخی افراد این نگرانی طبیعی تبدیل به ترس مرضی میشه. مثلا فرض کنید ترس ما از برخی حیوانات مانند مار و شیر و ... ترسی طبیعیه. خب، اگر ما از اینها نترسیم، زندگیمون به خطر میفته و این لطف خداست که اینگونه احساسات رو در ما قرار داده. اما اگر همین ترس طبیعی به حالت غیرطبیعی دربیاد، اونوقت دردسرساز میشه. مثلا کسانی که مارهراسی دارند، گاهی از آوردن اسم مار هم فراری اند، یا نمیتونن به هیچوجه دست به یک مار کاملا بی آزار بزنند. پس، باید بدونیم برخی نگرانی ها یا ترسها در حد طبیعی شون، برای ما خوب هستند، و تنها در حالت مرضی هست که در روند زندگی ما ایجاد مشکل می کنند.

    ترس از مرگ خود و ترسِ از دست دادن عزیزان هم دو نوع نگرانی رایج دیگر در ما انسانها هستند. این دو نوع نگرانی هم میتونن به شکل طبیعی باشند و هم به شکل مرضی. بسته به شرایط زندگی افراد، ویژگیهای شخصیتی و نوع جهان بینی افراد، اینگونه ترسها در افراد گوناگون متفاوته. مثلا فردی رو در نظر بگیرید که در زندگی به پوچی رسیده و هدف از خلقت رو نمیدونه و به آخرت هم اعتقادی نداره. خب، یک چنین فردی ترس شدیدی رو در زندگی تجربه خواهد کرد؛ و احتمالا راهکارش برای فرار از این ترس، اینه که خودش رو غرق در سرگرمیها و لذات دنیوی کنه تا بلکه مرگ رو فراموش کنه. اما کسی رو در نظر بگیرید که هدف از زندگی رو درک کرده و بر مبنای اون گام برداشته و به دنیای دیگر هم معتقده و میدونه مرگ صرفا یک دوره انتقالی هست و نه پایان کار. اساسا هر احساس و نیازی که در ما هست، در خارج براش راه تامینشم هست؛ اینکه انسان دوست داره هم خودش و هم اطرافیانش براش جاودان باقی بمانند، یک نیاز واقعیه و در آخرت بهش پاسخ داده میشه. خب، چنین فردی میتونه به جایی برسه که در حد اعلای آن، با فرارسیدن زمان مرگ بگه: «فزت و ربّ الکعبه» (امام علی علیه السلام)

    پس، یکی از عوامل مهم در شدت ترسهای ما، نوع جهان بینی و اعتقادات ماست.

    نکته مهم دیگر در پیشگیری یا درمان ترسها، پذیرش یک سری واقعیات هست. واقعیاتی چون مرگ و زندگی. خب، ممکنه میانگین عمر افراد رو بشه تا سالیان سال افزایش داد، اما از مرگ گریزی نیست. پس، این یک واقعیت مسلمه که مرگ وجود داره، اما مهمتر از این واقعیت مسلم، نوع دید ما به پدیده مرگ هست. آیا مرگ رو مساوی با نیستی میدونیم؟ یا اینکه مرگ رو بنا به روایات، پلی می دانیم که از این دنیا به جهان دیگر می رویم؟

    آیا خدا میدونه که انسانها از مرگ عزیزانشون آشفته میشن؟ خب، پاسخ مسلما مثبته. مطمئنا خدا به حال ما از همه آگاهتره. پس چه تدابیری برای کنارآمدن ما با این آشفتگی اندیشیده؟

    1. شناساندن دنیا به ما:

    خداوند متعال در جاهای مختلف(مثلا در قرآن کریم) ماهیت دنیا رو به ما معرفی کرده. به ما گفته که اینجا دنیاست و نه بهشت! از دنیا باید انتظار دنیا رو داشت و نه بهشت رو. بهشته که هرچه میخواهیم در اون محقق میشه و هست، ولی دنیا اینجوری نیست.

    2. قرار دادن آخرت برای ما به عنوان محل دائمی: خدا برای ما جایی رو آفریده که در اون بتونیم دائما مستقر باشیم و هیچ نگرانی نداشته باشیم(البته بهشتیهاش!). پس دنیا چطوریه؟

    الف_ گذرگاه موقت، نه خانه دائم

    ب_ما مهمانی هستیم که باید دیر یا زود از خونه میزبان بریم.

    پ_ما رهگذر هستیم.

    ت_چون این دنیا ناپایداره، بهتره زیاد بهش دل نبندیم.

    ث_دنیا ناچیزه. متاع دنیا در برابر آخرت، نزدیک به صفره

    3. خدا به ما به اندازه مصیبتهایی که بهمون وارد میشه، صبر هم میده. این یه قانون الهیه. درسته ما گاهی بی تابی می کنیم، ولی خدا حسابش خیلی دقیقه. باید مراقب باشیم، بی تابی بیش از حد مصیبت وارده، ممکنه باعث بشه مصیبتهای بیشتری وارد بشه. پس، باید بدونیم که خدا هر اندازه مصیبت میده، همون اندازه هم به ما صبر میده. این در روایات ما وارد شده.

    4. پس از سختیها، آسانیست. با کسانی که عزیزانشون رو از دست دادند، تا به حال صحبت کردید؟ بالاخره دیر یا زود ما هم جزو اونها خواهیم بود. این چیزیه که تقریبا برای همه پیش میاد. خب، اوایل سخته، واقعا هم سخته؛ ولی خدا نعمت فراموشی رو هم به ما داده. نه اینکه فراموشی افراد، بلکه فراموشی درد ناشی از از دست دادن افراد.

    5. پاداش الهی: اگر ما مصیبتها رو تحمل کنیم و ناسپاسی نکنیم، برای این تحمل و صبر، اجر میبریم.

    6. خدا به ما یاد داده که ما امانتدار هستیم و نه مالک. مالک حقیقی خداست و بس. اگر به من و شما امانتی بدن، چه رفتاری باهاش داریم؟ سعی می کنیم به بهترین نحوی ازش مراقبت کنیم و به صاحبش برگردونیم. درسته؟ ولی اگر مالکش باشیم و از دستش بدیم، ممکنه ناراحت بشیم. خب، ما همه امانتدار نعمتهای خدا و از جمله عزیزانمون هستیم. پس به بهترین نحو ازشون مراقبت کنیم و هر وقت صاحبش خواست اونها رو از ما بگیره، بهش بازپس بدیم.

    7. اتصال و اتکال به منیع قدرت. خب اگر ما معتقدیم قادر مطلق خداست، پس میتونیم به این قادر مطلق تکیه بکنیم. بیایم به او اعتماد کنیم و بهش تکیه کنیم. این به ما آرامش زیادی میده

    خب، موارد خیلی دیگری هم هست که از حوصله مطلب خارجه.

    پس، نتیجه گیری می کنیم که:

    1. برخی واقعیات در زندگی وجود دارند، مثل مرگ عزیزان، که ما باید اونها رو بپذیریم که هستند.

    2. نگرانی ما از مرگ عزیزان، در حد طبیعی خودش وجود داره و اشکالی هم نداره؛ اما نباید اجازه بدیم از حد طبیعی اش خارج بشه

    3. خدا برای ما راههای زیادی جهت مقابله با مشکلات قرار داده و ماهیت و معنای این مشکلات رو به ما شناسونده

    4. شیطون همیشه سعی میکنه اذیت کنه. مثلا با یادآوری مدام این قضیه آرامش رو میخواد از ما بگیره و خودشم راهکارهای شیطانی ارائه میده. مثلا میگه خب این دنیا که اینقدر ناخوشی داره، تو برو بچسب به خوشیها و اینها رو از یاد ببر. یا ممکنه بگه تو که قراره اینها رو از دست بدی، اصلا از همین حالا بهشون کمتر رسیدگی کن! و ...

    دیدید وقتی بلایی چون سیل یا زلزله میاد، تحمل سختیها برای افراد آسونتر میشه. میدونید چرا؟ چون بلا همگانیه و هرکسی داره میبینه که دیگران هم وضعی مشابه یا بدتر از او دارند و این سختی رو براش قابل تحملتر میکنه. اگر اینطور فکر کنیم که از دست دادن عزیزان، فقط برای ما مطرح نیست و برای همه ممکنه پیش بیاد و افراد هم باهاش میتونن کنار بیان، اونوقت از شدت نگرانیمون کاسته میشه.

    پس، هروقت این افکار به سراغتون اومدن، با ذکرگفتن و یادخدا اون افکار رو از خودتون درو کنید. با خودتون مدام تکرار کنید که خدا خودش بهترین حالت ممکن برای منو میدونه و ان شا الله همونم برام رقم بزنه. پس من بهش اطمینان می کنم و به زندگی ادامه میدم. سعی میکنم کاری کنم که بعدها حسرتش رو نخورم. میتونید برای این افکارتون زمان مشخصی رو هم در نظر بگیرید. مثلا نیم ساعت در روز بهش فکر کنید(البته در زمانی که نزدیک زمان خوابتون نباشه). اینطوری میتونید افکار رو تحت کنترل بیشتر خودتون در بیارید. وقتی هم فکر ناخواسته در زمان دیگری به سراغتون اومد، توی دفترچه یادداشتی بنویسید که الان زمانش نیست و به وقتش درباره اش فکر میکنم تا مزاحمتون نشه. برای این کار میتونید از فن توقف فکر هم کمک بگیرید تا فکر رو موقتا پس بزنید برای زمان دیگر.
    پاسخ با نقل و قول

  18. ترس از دست دادن عزیزان  سپاس شده توسط سلماء

  19. ارسال:10#
    سلام
    ازدوستای عزیزم ممنونم
    حرفاتون واقعاآرمش بخش بودسعی میکنم بهشون عمل کنم.

    یدنیاممنون
     
    پاسخ با نقل و قول

  20. ترس از دست دادن عزیزان  سپاس شده توسط سلماء

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •