مغز انسان دارای مراکز فرماندهی و کنترلی برای راه اندازی زندگی است. مغز تقريبا بر هر کاری که شما انجام می دهيد ، احاطه دارد.مغز شماست که تعيين می کند شما چگونه بايد فکر کنيد و چگونه احساس و رفتار نماييد و همراه با ساير مردم زندگی کنيد. پردازش اطلاعات محيطی ، ادراک وقايع ، موفقيت در زندگی و شغل و احساس خوشبختی شما بستگی به مغز شما دارد .برای تقويت عملکرد مغز و زندگی بهتر ، هفت روش به شرح زير وجود دارد:
1- محافظ و مراقب مغز خود باشيد:

اولين گام در بهينه سازی مغزتان ، محافظت از آن در برابر صدمات، آلودگی ها، محرومطت از خواب و استرس است.مغز بسيار لطيف است و مناطق هفتگانه آن به ضربات حساسيیت زيادی دارند بويژه مناطق مربوط به حافظه ، يادگيری و ثبات خلق. بستن کمربند ايمنی در هنگام رانندگی، استفاده از کلاه ايمنی در هنگام موتور سواری ، اسکيت بازی، لازم و ضروری است.
تحقيقات مربوط به تصوير برداری از مغز نشان داده است که برخی مواد شيميايي برای عملکرد مغز مسموميت زا هستند.الکل، مواد ، نيکوتين ، کافئين زياد و مصرف برخی از داروها باعث کاهش جريان خون در مغز می شود و در نتيجه مغز نمی تواند عملکرد موثر و کارآمدی داشته باشد.
مطالعات نشان می دهد که در مقايسه با افراد عادی، گردش خون مغز افراد معتاد به کوکايين 23 درصد پايين تر است. معتادان کوکايينی که سيگار هم مصرف می کنند ، 45 درصد گردش خون در مغزشان نسبت به افراد عادی کمتر است. فعاليت بخش تمپورال ( منطقه مغزی مربوط به حافظه و ثبات خلق) مصرف کنندگان حشيش در مقايسه با افراد عادی ،85 درصد کمتر است .

محروميت از خواب نيز باعث کاهش فعاليت مغز و محدود شدن يادگيری، حافظه و تمرکز می گردد.مطالعات جديد نشان می دهد افرادی که به مدت طولانی مدت خوابشان کمتر از 7 ساعت است ، عملکرد و فعاليت کلی مغزشان پايين تر است .مشکلات خواب در افرادی شايع تر است که دچار مشکلات فکری و عاطفی می باشند.

استرس نيز بطور منفی بر عملکرد مغز تاثير دارد.درهنگام استرس ، هورمونهايي در مغر ترشح می شود که برای مراکز حافظه به شدت سمی هستند.استرس های دراز مدت سلولهای مغزی را می کشد.راهبری موثر استرس های زندگی ، تنها با داشتن يک مغز با عملکرد خوب امکان پذير است.


2- مغز خود را تغذيه کنيد

نوع غذا و رژيم غذايي بر نحوه عملکرد تاثير بسياری دارد. پروتئين ، کربوهيدراتهای پيچيده ، غذاهای مملو از اسيدهای چرب امگا 3 ( بخصوص در ماهی ) برای عملکرد مغز لازم و ضروری است.متاسفانه اکثر رژيم های غذايي مملو از شکر و کربوهيدراتهای ساده است ، مساله ای که منجر احساس آشفتگی ، تنبلی و کسالت و بی توجهی و حواس پرتی می گردد.

شما برای صبحانه چی می خوريد؟ اصلا آيا صبحانه می خوريد؟ متاسفانه امروزه بيشتر بچه ها ، نوجوانان و بزرگسالان ، روز را بدون خوردن صبحانه شروع می کنند يا حداکثر از چايي و شکر و کربوهيدراتهای ساده ( مثل کيک و کلوچه و...) استفاده می کنند.
در جوامع پر شتاب ، تهيه اين نوع صبحانه آسان است ،اما باعث کندی فعاليت و افت عملکرد مغز می شود.روز را با صبحانه ای شروع کنيد که شامل پروتئين ( تخم مرغ، کالباس و...) و محصولات لبنی ( پنير، شير، کره و...) باشد.

برخی از افراد بعد از ناهار دچار کمبود انرژی و تنبلی شناختی می شوند. مطالعات نشان داده است که کم کردن و کاهش دادن همه کربوهيدراتهای ساده در هنگام ناهار ( مثل محصولات ساخته شده از آرد سفيد ، سيب زمينی و برنج ) باعث افزايش قابل ملاحظه انرژی و تمرکز بعد از ناهار می شود. مزيت ديگر اين رژيم غذايي ، نداشتن احساس گرسنگی تا هنگام شام خواهد بود. همچنين ، نبايد از اهميت داشتن يک رژيم غذايي منظم غافل بود.


3- افکار منفی خودآيند که مغز را مورد هجوم قرار می دهند را نابود کنيد.
افکاری که لحظه به لحظه در ذهن شما شکل می گيرد، اثر قدرتمندی بر چگونگی عملکرد مغز دارد.تحقيقات مارک جورج در موسسه ملی سلامت امريکا نشان داده است که افکار شاد و اميدوارانه ، اثر جامع و کلی آرامبخشی بر مغز دارد ، در حاليکه افکار منفی باعث متراکم شدن آن مناطق مغزی می شود که فعال کننده افسردگی و اضطراب است .
ما بايد ياد بگيريم که چگونه افکار خود آيند منفی که به مغز هجوم می آورند را متوقف و نابود کنيم.اين افکار خودآيند هستند ( يعنی اتفاق می افتند ) .آنها تمام روز و حتی زندگی ما را خراب می کنند .اين افکار باعث مختل شدن اطلاعات ورودی به مغز شده و خروجی مغز را خراب می کند ( بصورت احساسات بد ).
با شناسايي و تغيير افکار منفی می توانيد عملکرد مغز را به حد مطلوب رساند.يک روش مفيد تغيير اين افکار منفی خودآيند، اين است که شما به آنها توجه کنيد و بصورت برعکس در مورد آنها با خود گفتگو کنيد ( برعکس گويي – يعنی با خود بصورت مثبت – من می توانم – من می خواهم ---و...) .با اين کار انرژی هسته ای اين افکار را می گيريد و آنها را از ذهن خود دور می کنيد.


4- از مغز خود کار بکشيد.
مغز همانند يک ماهيچه است.شما هرچه بيشتر از آن کار بکشيد ، قدرتمند تر می شود.هرگاه شما چيز جديدی ياد می گيريد ، در مغز شما پيوند عصبی جديدی شکل می گيرد. يادگيری ، جريان گردش خون و فعاليت مغزی را تقويت می کند.اگر شما مدت زمان زيادی چيز جديدی نياموزيد ، مغز شما در بخاطر سپردن و يادگيری دچار مشکل می شود.

دکتر ماريان دياموند از دانشگاه کاليفرنيا در مورد تاثير يادگيری در بافت مغز موش مطالعات جالبی انجام داده است.او مشاهد کرد موشهايي که زندگی آرام و بی دغدغه ای ( بدون نياز به يادگيری چيزهای جديد) داشتند ، وزن مغزشان از موشهايي که برای بدست آوردن غذا نياز به يادگيريهای جديد داشتند بسيار کمتر بود.
يادگيری مسايل و مطالب جديد باعث افزايش تراکم و وزن مغز می گردد.انيشتين عقيده داشت اگر کسی روزی 15 دقيقه در طی يکسال رشته خاصی را مطالعه کند ، او متخصص آن رشته خواهد شد و در 5 سال او يک متخصص ملی در آن رشته می شود. يادگرفتن و آموختن يکی از بهترين روشها برای داشتن مغزی فعال و خلاق است.


5- برای مغز خود روابط صميمانه درست کنيد.

مطالعات وينفريد کاتلر در دانشگاه پنسيلوانيا نشان داده است که داشتن روابط صميمانه ، اثر قدرتمندی بر سلامت جسمی و عاطفی افراد ( بخصوص زنان) دارد. اين روابط باعث احساس باروری و نشاط ذهنی، افزايش ميزان هورمون استروژن و به تاخير افتادن پيری می شود. مطالعات مربوط به تصاوير مغزی نشان می دهد که کاهش ميزان استروژن با کاهش کلی فعاليت مغزی و حافظه ضعيف همراه است ( بخصوص در زنان). پيوندهای صميمانه و عاطفی عوامل تاثير گذار ی بر فعاليت مغز است.


6- برای مغز خود يک حالت همنوايي و همسازی ايجاد کنيد.

مغز وقتی دارای عملکرد خوب و بهينه است که حالت همنوايي در آن وجود داشته باشد. اين حالت همسازی به معنای بدن آرام با دهنی روشن و زيرک است است که با تمرينهای نشاط آور بدست می آيد.کسب اين حالت ذهنی نيازمند دو مهارت همزمان است : آرامش بخشی عميق و تمرکز.

آرام بخشی عميق با تمرينهای تنفسی ديافراگمی ( شکمی ) بدست می آيد. تاکنون توجه کرده ايد که يک نوزاد چگونه نفس می کشد؟ با شکم. شما هم می توانيد اين نوع تنفس را با دراز کشيدن روی زمين و قرار دادن کتابی روی شکم خود تمرين کنيد. بايد با دم کتاب به سمت بالا بيايد و با بازدم کتاب پايين برود.آرام و عميق نفس بکشيد – تقريبا 7 بار در دقيقه.

گوش کردن به موسيقی به رشد مهارتهای تمرکز کمک می کند.در يکی از تحقيقات نشان داده شده است که گوش کردن به موسيقی ، هوش فضايي – ديداری را تا حدود 10 درصد افزايش می دهد.
موسيقی می تواند هم باعث تمرکز و هم مخرب آن باشد. در مطالعه ای که اخيرا انجام شده نتايج زير بدست امده است : به 12 نوجوان تکاليف حافظه داده شد در حاليکه در چهار گروه متفاوت به موسيقی های مختلف گوش می کردند( راک- رپ- کلاسيک و بدون موسيقی).گروهی که موسيقی رپ گوش کرده بودند ، بدترين عملکرد را داشتند و گروه با موسيقی راک نيز عملکرد خوبی نداشتند اما جالب آنکه گروه با موسيقی ملايم کلاسيک نسبت به گروه بدون موسيقی عملکرد بهتری داشتند.


7- مشکلات مغزی خود را خيلی زود برطرف کنيد.
برخی افراد خودشان را با انکار مشکلات مغزی شان خراب می کنند و که نتيجه آن تغييرات مهم و نامناسبی در زندگی است. با ظهور اولين نشانه های بدکارکردی مغز
( افکار منفی- اضطراب- افسردگی و...) بايد در پی کمک تخصصی بود ، چون هرچه زودتر اين خدمات دريافت شود ،اثر کمتری برزندگی ما خواهد داشت . افراد موفق هم دچار مشکل هستند اما به هنگام از خدمات تخصصی و مناسب استفاده می کنند.هرچه زودتر ، بهتر.
منبع : مقاله ,ابراهيمی- ترجمه ازWWW.BRAINPLACE.COM- 2007 -برگرفته از http://lovimi.blogfa.com/post-33.aspx