تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نکاتی در مورد زندگی بعد از طلاق زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:soheyla
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 2

نکاتی در مورد زندگی بعد از طلاق

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    کد خبر: ۲۰۹۰۸۰تاریخ انتشار: ۲۴ فروردين ۱۳۹۱ - ۰۹:۱۲ عصرايران دو » روانشناسی    نکاتی در مورد زندگی بعد از طلاق چرا این زوجها در کنار هم می مانند ؟ زوج هایی که دچار مشکلات شده اند، ممکن است تا مدت ها به زندگی مشترک ادامه دهند و «طلاق عاطفی» را تجربه کنند. از جمله علل این ماندگاری این موارد هستند :

    1 - ترس از نگاه دیگران
    یكی از علت‌های مهمی كه در جامعه ما باعث می‌شود طلاق بعد از چند سال زندگی رخ ‌دهد ترس از نگاه دیگران است.

     سوال‌هایی كه برای زن ‌و مرد پیش می‌آید این است: « خانواده‌ام چه می‌گوید ؟ دیگران چه می‌گویند ؟ این انتخاب من بود و هیچ‌كس در آن دخالتی نداشته و باید تحمل كنم. » گاهی هم والدین راه را برای برگشت فرزندان می‌بندند و آنقدر در زندگی می‌مانند تا اینكه كاملا به پایان خط برسند.

    2 - امكانات مالی
    این موضوع در خانم‌هایی كه استقلال مالی ندارند و از جانب خانواده تحت‌حمایت قرار نمی‌گیرند بیشتر دیده می‌شود. بعضی از آنها نمی‌توانند از همسرشان جدا شوند چون جایی برای ماندن ندارند و در بعضی مردان هم مهریه‌های بالا دلیل ماندگاری در زندگی زناشویی است.

    3 -  آستانه تحمل
    انسان‌ها آستانه مقاومت متفاوتی دارند. ممكن است زن و مردی با 500 مشاجره و زن و مردی دیگر با 5 هزار مشاجره به بن‌بست برسند. تکرار مشكل‌های رفتاری و تنش و فشارهای روانی به طور مداوم از آستانه مقاومت آنها می‌كاهد و به تدریج به مرحله‌ای می‌رسند كه احساس فرسودگی و اطمینان حاصل می‌كنند كه ادامه زندگی محال است.

    4 -  نقش‌های اجتماعی
    بعضی افراد تحصیل‌ كرده، مذهبی و سیاسی با سمت‌های مهم و مشكل‌های زناشویی غیرقابل حل ترجیح می‌دهند طلاق زیر یك سقف را تجربه كنند.

    مثلا یك استاد دانشگاه رشته روان‌شناسی كه به مردم در مشكلاتشان كمك می‌كند از تفاوت‌های خود و همسرش چشم‌‌پوشی می‌كند و با مدارا زندگی را ادامه می‌دهد زیرا با طلاق جایگاهش در میان عموم و جامعه تزلزل می‌یابد. این گروه از افراد سعی می‌كنند شیوه سازگاری را در پیش گیرند.

    5  - وجود فرزند
    کم نیستند والدینی كه ایثار می‌كنند تا فرزندان بزرگ شوند و به اصطلاح از آب و گل درآیند یا برای ادامه زندگی به توصیه دوستان و آشنایان فرزند دیگری می‌آورند. تولد فرزند در این روابط ازهم پاشیده مشكل‌ها را بسیار پیچیده‌تر خواهد كرد. بزرگ‌ شدن فرزندان یا تولد فرزندی دیگر شرط ماندگاری نیست.

    چه باید کرد؟
    برای سازگاری باید زوجین را وادار كرد تا مشكل را ریشه‌یابی و حل كنند و به طرف تفاهم عاقلانه پیش‌ روند؛ یعنی هر دو طرف بخواهند تغییر كنند و سطح انتظارات را پایین بیاورند و از مشاور كمك بخواهند و اگر همه قدم‌ها برداشته شد ولی یكی از طرفین همچنان نتوانست خود را با شرایط وفق دهد، طلاق اجتنابناپذیر است.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بد نبود سایتی که این مطلب را قرار داده، نیم نگاهی به آمار طلاق در کشور می انداخت و سپس با تامل بیشتر مطلب بهتری را در سایت خود قرار می داد. متاسفانه به نظر می رسد که نسل ما مهارتهای زندگی را به درستی فرانگرفته است؛ و یکی از این مهارتهای اساسی، مهارت انتخاب همسر است. نسل ما در برابر برخی تنگ نظری های قدیمی، چنان علیه ازدواج به شیوه قدیمی قَد علم کرده که دست اروپاییان را در ازدواج مدرن از پشت بسته است!

    به قدری فرهنگ اروپایی در ازدواج رواج پیدا کرده که این فرهنگ پس از ازدواج هم مشاهده می شود. در حین ازدواج، دختر و پسرهای جوان و نوجوان ما، بی مهابا وارد روابط دوستی خارج از چارچوب شده و پذیرای شدیدترین آسیبهای جسمانی و روانی و اجتماعی می شوند. روزی نیست که در سایتهای مشاوره ای و در مراکز مشاوره حضوری، موردی از این دست افراد آسیب دیده مراجعه نکنند! و چه بسا کسان بسیاری که مراجعه نمی کنند! در حین انتخاب همسر، به وضوح می بینند که فرد مورد نظرشان با چندین تن دیگر هم در ارتباط است، اما تردید می کنند که با او زیر یک سقف نروند! شاید چون به هم وابسته شده اند، شاید چون نمی خواهند قبول کنند که واقعیت با آنچه تصور می کردند متفاوت است، و یا شاهد چون پذیرای فرهنگ آزاد غرب شده اند!

    پس از ازدواج اما، به محض مشاهده کمترین شواهدی علیه خیانت همسر خود، هم او که تا پیش از ازدواج برایش جان می دادند، بلافاصله حرف طلاق را به میان می آورند؛ گویی فطرتشان پس از ازدواج به ناگاه بیدار شده و دیگر پذیرای فرهنگ آزاد نیست!!

    در چنین شرایطی، آیا جالب است که سایتی که اعتباری نسبی دارد، چنین مطلبی را درج کند؟ آیا امروزه آستانه تحملها کافی است؟ آیا امروز ما در پی حل مشکلات هستیم؟ آیا نباید به جای ریختن بیشتر قبح طلاق، سعی ما بر آموزش دادن شیوه های صحیح ازدواج و سایر مهارتهای زندگی باشد؟

    قطعا راهی مطمئن برای بهترین نوع ازدواج که هم شرعی و عرفی باشد، و هم بتوان با آن کسب شناخت کرد و هم در آن تنگ نظری نباشد، وجود دارد و ان شا الله به مرور زمان آن را تشریح خواهیم کرد.

    اگر انتخاب ما درست شود، کار به طلاق هم نمی انجامد! به قول بنده خدایی که می گفت: علت اصلی طلاق، ازدواج است!!!

    انصافا اگر در پرانتز بیاوریم ازدواج با شیوه نادرست، خیلی جمله زیبایی می شود!
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •