تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




افسردگی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:s@ba
آخرین ارسال:محیا مودت
پاسخ ها 27

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

افسردگی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    هیشکی نیست کمکم کنه ؟ 

    فک کنم باید برم دیگه از این دنیا .
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    سلام
    صبا جان من مشاور نیستم ولی مطمئنا تا مشاورا تایپیکتو بخونن کمکت میکنن
    خودتو قوی کن من خودم مشکلات زیادی داشتم فقط خدا و نماز تونست حالمو خوب کنه
    زندگی میکنم به خاطر خدا...
    بعد معجزه هایی مطمین باش تو زندگیت میبینی که نه تنها دیگران حتی خودتم باورت نمیشه
    پس قوی باش و بخواه زندگیتو از چیزی که الان هست تغییر بدی حتما تغییر میکنه فقط باید بخواهی که زندگی خودتو تغییر بدی 
    امیدوارم زوده زود حالت خوب شه عزیزم
    ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین و اجعلنا للمتقین اماما
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خوش آمدید

    صبا خانم میتونم بپرسم چه اهدافی رو برای آینده ات ترسیم کردی؟

    چگونه با شکستهای زندگیت مواجه میشی؟

    اگر این آقا پسر بود، زندگیت الان چگونه بود؟چه تغییراتی رو در زندگیت ایجاد کرد؟ چگونه جدا شدین؟ چندوقته ازش میگذره؟


     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    محیا مودت آواتار ها
    صبا حال منو داری
    منم مثل تو بودم شایدم هستم منم 17 سالمه
    من مثل تو به خاطر یه پسر این جوری نشدم من پنج سال درگیر این بودم که بمیرم اما نمیشد نمیمردم
    منم عاشق بودم ولی دلیل بیزاری از دنیام عشقم نبود
    عشق منم دوشم نداشت حالام نداره
    من مشکمو زیر خنده هام قایم میکردم .
    با همه دوست یشدم
    درسته هیجا نمیرفتم
    ولی دوستای زیادی داشتم
    سال 91 دیگه نقابم شکسته بود دیگه محیای قدیمی پنهون کار نبودم دیگه نمیتونستم همه چیو تو خودم بریزم منم افسرداشدم
    روزو شبم شد گریه .دوستام خیلی باهام حرف میزن فایده نداشت .اومدم این جا
    کم کم کمکم کردن
    خیلی زود فهمیدم مشکل من چقدر کوچیکه.
    درس خوندن خیلی شیرینه
    یادمه یه زمونی دختر عموم میگفت تو دکتر شو همه التماستو میکنن من با این نظر موافق نیستم ولی تا حدودی هم خوب گفته
    تو سعی کن به جایی برسی مطمعن باش اون موقع هست که میفهمی ارزش نداشت به خاطر یه پسر دوسالتو هدر بدی خوبم .
    باهم دوست بشیم و بیشتر حرف بزنیم؟خب؟
    شاید بتونیم این موضوع رو حل کنیم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    rahaii آواتار ها
    سلام صبا جان

     بخاطر تاخير در دادن جواب معذرت ميخوام

    ببينيد خودکشی رو همه میتونن بکنن  همه آدم ها میتونن یه گوشه بشینن و با غم گذشته گریه کنن  اما سوالی که مطرحه اینه که  واقعا چه نتیجه ای از این افسردگی و در درون خودمون بودن نصیب ما میشه؟ بر فرض مثال که ما سالها هم در این شرایط بودیم در نهایت چی نصیب ما میشه هدف بعدی چی هست؟ 

     مشکل اصلی که افرادی که دچار افسردگی هستن این هست که ، با تفکر خودشون دلایلی ناصحیح رو برای مشکلشون میتراشند و چون خودشون رو در حل کردن مشکل ناتوان می بینند ، حس میکنند در یک منجلابی اسیر شدن که هیچ راه حلی برای خلاصی نیست اما مشکلی که شما در سن نوجوانی باهاش روبرو شدی به چند شکل میشه ازش برداشت کرد.

     معمولا افرادی که مثل شما در این شرایط قرار میگیرند همیشه در خود یا رابطشون دنبال یک ایراد میگردند که پاسخی برای این راهایی باشه  که عموما صحیح  نیست .

    پیشنهاد من به عنوان یه دوست به تو اینه که  این مشکلی رو که از سر گذروندی به چشم یه تجربه نگاه کن  باید از این راهی که رفتی یه دسترنج و اندوخته ای پیدا کنی میتونی از این تجربه برای شناخت بیشتر پسر ها استفاده کنی شاید الان این بیاد توی ذهنت که هیچ مردی از این به بعد قابل اعتماد نیست  یا این که  از تمام مردها متنفرم نه اینها درست نیست 


    حرف صحیح اینه که جنسیت مرد و زن با هم تفاوت هایی دارن که برای داشتن یه زندگی مشترک مساعد باید هر شخصی این ها رو بشناسه .  مردها چه خصوصیاتی دارن و از وجود چه همسری در کنار خودشون لذت میبرن؟ راه های انتخاب صحیح چی هست که دیگه به این مشکل برخورد نکنیم؟ اینها سوالهایی هست که باید براشون جواب پیدا کنی گاهی وقتها  مشکلات برای ما حکم یه راهکار  یا واکسن رو پیدا میکنن خیلی از خانمها  تجربه هایی رو که تو بدست آوردی رو تازه توی دوران عقد یا نامزدی میخوان بدست بیارن  که مشکلات زیادی رو درست میکنن اما تو الان از این سد گذشتی 


    روانشناس ها معتقد هستن که مشکلات انسان رو در زندگی سخت تر و با تجربه تر میکنه درسته که 17 ساله هستی ، اما از دختر های هم سن و سال خودت یه قدم جلوتری الان تو میتونی خیلی ها رو راهنمایی کنی ، چرا که تو از اونها از دید عقلی بزرگ تر هستی همیشه با این دید به زندگی نگاه کن که باید از مشکلاتم ، فرصت برای پیشرفت بسازم  اینطوری از هر مشکلی یه تجربه هم که بدست بیاری یه روزی ، کوهی از تجربه میشی


     همیشه با مشکلات جنگیدن هنر بوده ، و اشخاصی که در برابر سختی ها کمر خم کردن ، جزء انسانهای ناتوان بودن . تو ناتوان نیستی یکم خودت به خودت کمک کنی میتونی موفق باشی سعی کن تجربیاتت رو با دوستات در میون بزاری راهنماییشون کنی برای همین باهاشون خیابون برو تفریح برو  خودت رو سر گرم کن  اشک ریختن مثل دست و پا زدن توی باطلاق هست نه تنها کمکی بهت نمیکنه بکله بیشتر از قبل توی چاهی که هستی فرو میری خواستیم شد ؛ بخواه میشه ! 
    روي کمک من دیگر دوستات هم حساب کن

    موفق باشی
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    nar آواتار ها
    سلام رفیق باحال...صبا خانم گل
    منم به عنوان یه دوست کوچیک ..دوست دارم باهات حرف بزنم...
    خوب فکر میکنم آدم باهوشی هستی وخیلی هم پر احساس ...فکر نه مطمئن هستم..
    حقیقتو فقط خودت هستی که میدونی ...تو حرفات نگفتی چرا ترکت کرد رفیق محبوبت ..تازه از اینکه چرا با اون زندگیت بهتر میشد وچرا بااون انقدر خوشحال بودی چیزی نگفتی.....   خاطره زیاد  داری باهاش  داری خیلی هم زیبا..
    میدونی چرا الان مثل گذشته نیستی چون وقتی با اون بودی خودت رو فراموش کرده بودی...هدفهاتو ...باهوشیتو ...احساسهای خودتو..اعتماد به نفستو ...تنها به اون فکر میکردی وبرای اون زندگی میکردی..حالا که تنها شدی خودتو به یاد نمیاری...میدونی چرا دوستش داری هنوز، نه به خاطر اون نیست بخاطر اینکه تو  دخترخیلی مهربونی هستی و...
    حتی  شادی   هاتم که مختص خودت بوده فراموش کردی ...آدم های باهوش بازی رو نمیبازند. ...
    به نظرم صبا جون .خیلی باهوش ومهربونه یکمی هم شیطون وبازم میگم پر از احساس...
    یه خواهش بگو کی هستی چه روحیاتی داشتی؟(کی بودی)
    یادت باشه تو آدم پر از اعتماد به نفسی هستی و پر از جنبه های مثبت تو وجودت ..
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    سلام
    صبا چرا نیستی........
    ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریاتنا قره اعین و اجعلنا للمتقین اماما
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    محیا مودت آواتار ها
    صبا خواهش بیا به خدا این جا خیلی چیزا درست میشه نار راست میگه بیا تا با کمک هم بتونیم خودتو برگردونیم همون صبا قبل این دوسالو .گاهی خاطره های شیرینن که کام ادمو تلخ میکنن اخ که چقدر دلم تنگه برا اون خاطره های قشنگ
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    محسن عزیزی :

    فقط یه هدف دارمو دارم تمام سعیمو میکنم که بهش برسم . یعنی حتمن بهش می رسم چه یه سال چه دو سال..
    پزشکی..

    ازشون درس میگیرم , نه فقط از شکستهای خودم از شکست اطرافیانمم خیلی درسها رو یاد گرفتم . بعضیاشو زمان میبره تا کم رنگ شن از ذهنمو یادشون اذیتم میکنه تا یه مدت , اما گذشت زمان و تجربه های جدید بالاخره کم رنگشون میکنه . یه سریا هم در مقابلشون راه حل پیدا میکنم .

    نمیدونم دقیقا".. چون میدونم امکان نداره.. 
    اگه با اتفاقهایی که امسال افتادن بخوام بگم از این زمان استفاده می کردم که از بودنش استفاده کنم چون میدونستم زیاد دوامی نداره این رابطه .
    اما اگه اونجور که قبلا" بود بخوام بگم..
    حداقلش این استرسو افسردگیو نداشتم , آرامش داشتم ! یکیو داشتم که سنگ صبورش بشمو بالعکس.. تو مسیری که دارم میرم قوی تر از این بودم.. اصلن همین که خودش بود یه نعمت بود..
    زندگیم.. دیگه چیزی نمیخواستم از خدا.. 

    تو این سه سال زیاد از هم جدا شدیم با فاصله زمانیهای مختلف اما آخرین بار دی ماه امسال بود ! دلیلش هم نمیتونم کامل بگم , رابطه از خط قرمزش عبور کرده بود.. به مرور زمان همه چی تغییر کرد نه یه دفعه.. خیلی صبور بودم در مقابل بهونه گیریاش , خیلی اذیت شدم , خیلی وقتها کنار اومدم با خواستش.. نمیدونم چی کم گذاشتم براش.. 

    کلن زندگیمو هدفهامو طرز فکرمو همه چیو تغییر داد . از یه دنیای دخترونه منو آورد بیرون تو یه دنیای جدید .

    محیا :
    خوبه که یکی تجربه های منو داشته تا حدودی.. 
    آره , منم این فکرو میکنم که برم پزشکی شاید اونم برگشت.. میدونم احتمالش خیلی کمه.. اما تنها امیدمه..
    من فقط اونو دوست دارم چطور با بقیه آدمها یکی بدونم اونو ؟ شاید یه روز به این نتیجه رسیدم ولی فعلا" که وضعم اینه..
    درس خوندنو دوست دارم.. مشکلی با درس ندارم , مشکلم شرایط روحیمه که گاهی نمیذاره بخونم..

    مرسی کلی.. 

     
    نرجس :
    اینکه خودمو گم کردم واسه یه مدت قبول دارم.. اما امسال دوباره خودمو پیدا کردم.. به خودم نزدیک شدم.. با این تفاوت که کلی تجربه های جدید و اخلاقها و فکرهای کامل تر دارم الان.. شخصیت الانمو ترجیح میدم به اونی که سه سال پیش بودم..
    این مشکلو حل کردم تا حدودی خودم..


    سحر :
    روزی که حرفهاتو خوندم خیلی آرومم کرد.. خیلی وقت بود از خدا دور شده بودمو حرفهام همش گله و شکایت بود بهش اما از اون روز.. 
    مرسی کلی..
    "بعد معجزه هایی مطمین باش تو زندگیت میبینی که نه تنها دیگران حتی خودتم باورت نمیشه"
    این جملت بهم یه انگیزه عجیب داد : ]


    ببخشید دیر جواب دادم..

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    خوشبختی آن نیست که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد ،بلکه یعنی توانایی برخورد با آن مشکلات
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •