تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




افسردگی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:s@ba
آخرین ارسال:محیا مودت
پاسخ ها 27

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

افسردگی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    17 سالمه .
    دو ساله به مرور زمان دچار افسردگی شدم..
    الان از همه آدما کنار کشیدم . با هیچ کدوم از دوستام در ارتباط نیستم , خونه فامیل نمی رم .
    بیرون و تفریح هم همینطور .
    حوصله هیچیو ندارم..

    یکی کمکم کنه , دارم دق میکنم از این وضعیت و تنهایی
    خسته شدم دیگه واقعا"
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز به همياري خوش آمديد:

    لطف اسم مناسب براي تاپيكتون انتخاب كنيد

    علت اين كه دچار افسردگي شديد چيه؟ 2سال پيش براتون اتفاقي افتاده؟ تا حالا براي در اومدن از اين وضيعت كاري هم كردين؟ از نظر تحصيلي مشكلي ندارين؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ترنّم آواتار ها
    سلام
    از روابط دوستانه تون در دوران راهنمایی توضیحاتی ارائه بدید.
    همچنین تعداد خواهر و برادر و سنشون؟
    روابط پدر و مادرتون با همدیگه و با شما؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    از نظر تحصیلی سال دوم خیلی افت کردم , در حدی که معدل 19.80 من رسید به 18 اما امسال خودمو جمع و جور کردمو دوباره جبران شد تا حدی اما میدونم اگه این شرایط روحیمو نداشتم خیلی اوقات میتونم بیشتر از این بخونمو تو بازده و تمرکزم خیلی اثر داره :-<

    آره , خیلی سعی کردم , گاهی هم تا یه جاهایی پیش می رفتم اما باز دوباره همون حال روز قبل میومد سراغم .

    دو سال پیش با یه پسری آشنا شدم و یه مدت باهم بودیم اما خیلی بهش وابسته شدم اما بعد از یه مدت ولم کرد , هنوزم دوسش دارم , بیشتر بخاطر اینه ..
    شاید اگه اون الان بود و اتفاقهایی که بینمون افتاد هیچوقت پیش نمیومد من اینجور نمیشدم .

    یه خواهر دارم ششم ابتداییه .
    روابط پدر و مادرم گاهی خوب نیست , یعنی یه سری مشکلات همیشه از بچگی بوده تو خونواده . بابام عصبیه .
    دیگه زیاد کاری ندارم , فقط واسه ناهار برم طبقه پایین بقیه روزو تو اتاق تنهام .

    تو راهنمایی دو تا دوست داشتم تو مدرسه , یکیشون بعد از یه مدت متوجه شدم آدم دو روییه و رابطمو باهاش قطع کردم سال دوم راهنمایی , اون یکی هم هنوز باهم دوستیم اما نه اونقدر صمیمی در حد کارهای گروهی انجام دادن و اینا..

     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز:

    وقتی واقعا احساس افسردگی می کنی با خودت چی میگی؟ به پزشک مراجعه کردید؟ دوره شادی یا پایان افسردگی داشتید ؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    خودکشی .
    پارسال چند بار این کارو کردم و نا موفق بود .

    اما خب چند تا از دوستام باهام حرف زدن و خودم بیشتر راجبش فکر کردم , بخاطر خونوادم دیگه اینکارو نمیکنم .
    امسال فقط گریه میکنمو آرزوی مردن . روزی دو ساعت حداقل گریه میکنم . زندگیو دوست ندارم واقعا"..

    دوره شادی داشتم اما در حد دو سه روز , چندین بار تجربشو داشتم .

    نه , به پزشک مراجعه نکردم .

    وضعیت جسمیمو هم داره داغون میکنه , تپش قلب و حالت تهوع شدید و دل پیچه و سرد شدن بدنمو اینا..

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    ترنّم آواتار ها
    سلام مجدد
    رابطه ی شما با اون آقا در چه حد بود؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    خیلی صمیمی و نزدیک بهم , تموم زندگیمو عوض کرد از وقتی وارد زندگیم شد .

    دو سال با هم بودیم..



     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز :

    شما مجردين؟ با خانواده زندگي ميكنيد؟ خانواده تون در چه سطح فرهنگي هستند  ؟ باكره هستيد يا نه؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    آره مجردم , باکره ام .

    بله

    از نظر مالی خونواده معمولی و فرهنگی .

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •