تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خانواده نا آرام من.همش قهر وجنگ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mina11
آخرین ارسال:mina11
پاسخ ها 5

خانواده نا آرام من.همش قهر وجنگ

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام خدمت مشاوران ودوستان محترم
    خانواده پدری من از اولش زیاد ارامم نبودن اما این اوضاع با مرگ پدرم  صد چندان شده. دیگه هیچکی به نظر هیچکی احترام نمی زاره. با مادرم عین یه بچه رفتار میشه داداشام سرش داد میزنن عروسا سرش داد میزنن. مادرم با داداشام تو یه ساختمان زندگی میکنن البته تو خونه های جدا. مادرم بچه هاشون رو نگه میداره اما هیچکی قدرشو نمی دونه انگار از اولش زناشون اونا رو بدنیا اوردن. زناشون با مادرم هر طور میخوان رفتار میکنن اخرشم داداشام تقصیر رو گردن مادرم میندازن. میگن حق نداری بیای خونه ما وهزار بی احترامی دیگه مادرمم پاشو خونه اونا نمی زاره. به هر بهانه ای اوقات تلخی راه می ندازن.
    داییم هوای مادرمو داره هر روز بهش سر میزنه کار بجایی رسیده هر روز تو خونه دعوا راه میندازن اونو نمی زاریم بیاد اینجا. با زناشون دعوا میکنن می یان سر مادرم خالی میکنن بی پول میشن با مادرم دعوا میکنن. ما میریم می یان دعوا میکنن جرا خونه ما نیومدن چرا خونه فلانی رفتن. دیگه از این خاله زنک بازیها وجنگ اعصاب خسته شدم. هفته پیش مادرم قهر کرده بود امده بود خونه ما. فقط بخاطر بچه هاشون اومدن بردنش که بچه نگه داره
    نمی دونم کجای کار ما اشکال داره
    عروسا با خواهر شوهراشونم نمی سازن که. مثلا نمونه اش ادم براشون کادو عید میگیره میرن قیمت میکنن سر اون دعوا راه میندازن این چیه براما اوردن اینا ارزونه اینا اله اینا بله و............
    من خودم بخاهزام میگم زیاد رو دادین پر رو شدن. اونا شدن مادر شوهر ما شدیم عروس
    نمی دونم دیگه چیکار کنم دیگه کم میرم خونه مادرم هر وقت مادرمو میبینم کارم میشه گریه
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    شما چند خواهر و برادر هستید؟

    برادرنتون چندساله ازدواج کردند؟ همسرانشون شاغلند؟

    آیا عروسها از آشنایان خانوادگی شما هستند؟

    درباره نحوه تعاملات مادرتون با عروسها بگید. فکر می کنید چرا اوضاع اینگونه شده؟ در برابر این رفتارها، واکنش شما و مادر و سایر اعضای خانواده چگونه است؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ما 3 خواهر 3 برادر هستیم. 2 هواهرم از همه بزرگترن برادر بزرگم36 ساله وهمسرش شاغله2 ساله ازدواج کردن. برادر دوم33 ساله همسرش خانه دار و یک بار از همسرش جدا شده بعد بخاطر بچه دوباره برگشتن سر زندگیشون کا از همه بی تربیت ترر و پرو تر هستن 6 ساله ازدواج کرده
    برادر سوم 27 ساله همسرش شاغل تازه عروسی کردن 3 سال بود نامزد بودن اونم انگار نه انگار که مادری داره کلا مادرشو فراموش کرده البته همه تو یه ساختمانن ها. ولی همه چی رو نادیده میگیره حتی در مقابل اون یکی پسر ها از مادرم دفاع هم نمی کنه. نه عروس اول ما که همسر برادر دومم هست رو خواهرم تو خیابون دیده بود وادرس گرفته بود و از همون اول نامزدی برادرم نتونست مدیریتش کنه وهر بلایی خواستن سر ما در اوردن که گفتنش شرم اوره چه کارایی کردن و برادرم همه تقصیرات اونا رو به مادرم وما بست واونا رو بخشید. عروس دوم که زن برادر بزرگم هست رو معرفی کردن بهمون اون اوایل خوب بود اما چون زن داداش قبلیم اموزشش داد از اونم بدتر شده سر مادرم چنان جیغ هایی کیمشه که نگو و عرو س سوم هم با برادرم دوست بودن اونم مثل داداشم نه مادرمو دعوا میکنه نه بعنوان مادر شوهر حسابش میکنه انگار که نیست
    مادر من یکم رک هست اما بخدا عروساشو بیشتر از ما دختراش دوست داره مثلا اگه عرو ساش لباس نامرتب بپوشن میگه اینو تنت نکن لباس تازه بگیر بپوش تازه عروسی عروسا سر اون دعوا راه میندازن داداشام می یان سرش داد میزنن مشکل مادر من بی سیاستی هست مثلا مادرم عید برام چادر کادو داد عروسا دعوای اونو میکردن چرا به اون چادر کادو دادی
    خواهرام میگن مشکل مادر اینه شیاد به پسرا وابسته هست و برا خودش درامدی نداره. خوب پدرم کشاورز بود الانم مادرم با اجاره اونجا می تونه خرحشو بگذرونه ولی داداشام اونم صاحب شدن و زبونشونم درازه داداشام همه کارمندن و 2 شغله وضشون خوبه. مشکل خونه ما عدم مدیریت هست مثلا من نامزد شدم زن داداش بزرگم یه بلایی سرم اورد که داداشام بامن قهر بود موقع عروسی بی دلیل من جهاز نداشتم سر اون بامن قهر بودن بعد اینکه کار از کار گذشت گفتن به ما نگفتین جهاز بدیم من انتظار جهاز نداشتم ازشون اما انتظار داشتم حتی شده مثل بقیه یه کادو بدن دستم مشکل خانواده من از این قبیله
    خواهرام میگن مامان باید دوره پسرا رو خط بکشه منم میگم ما 3تا تو غربت هستیم دور اونا دو هم خط بکشه پس این زن چرا جوانیشو بپای ما ریخته. ما همیشه در مقابل رفتار عروسا وداداشا مادرمون رو مقصر میبینیم البته ما نه خواهرام وبرادرام. پیش خودشون نمیگن اگه این زن تقصیری هم داشت مادر ماست نباید بهش بی احترامی کنیم اروم بهش بگیم یا اصلا نگیم همه اشتباهایی دارن
    همه مادرمو لایق تنبیه میدونن.حتی مادرمو از ارثیه محروم کردم ما روهم. البته خواست مادرم بوده اون زندگیشو برا پسراش میده. من به خواهرام میگم اینا مادر نگه دار نیستن  مادر که پیر شد می ندازنش بیرون چون دایی هام با مادر بزرگم این کارو کردن ومادرم اورد نگه ش داشت. اینام از دایی هاشون الگو برداری کردن. پس ما باید از حقمون نگذریم وارث بگیریم که بتونیم با اون برا مادر وقتی گذاشتنش دم در خونه بگیریم وپیش خودمون نگه ش داریم اما خواهرام میگم به ماچه اون ما رو دوست نداره عاشق پسراشه. خواهرام بی احساس نیستنا اما عاشق مشکلاتن که الان حقمونو دستی دستی بدین بره بعد که مادر پیر شد کاسه چه کنم جه کنم دستون بگیریم.
    خلاصه مطلب برادرا وخواهرا دلیل این وضع خونه ما رو بی سیاستی مادر و نداشتن خرحی میدونن. منم میگم  مشکل فقط مادر نیست که اونا باهم دیگه هم جور نیستن که مار برادرام غیبت پشت سر زن داداشاس
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    ببینید، شما که فرزندان این مادر هستید، نباید اجازه بدید که حرمت مادرشون شکسته بشه. مثال میزنم: شما اگر فرزندی داشته باشید و با او در جمع بد صحبت کنید، و مثلا تحقیرش کنید، خیلی طبیعیه که دیگران هم به خود اجازه میدن چنین برخوردی با او داشته باشند. اما اگر او را با احترام صدا بزنید و با او رفتاری با محبت و احترام داشته باشید، اونوقت اوضاع متفاوت میشه و دیگران هم به خودشون اجازه نمیدن به فرزند شما توهین کنند.

    درباره مادر شما مساله مشابهی اتفاق افتاده؛ طبیعیه وقتی برادرها و خواهرهاتون برای مادر شما احترامی قائل نباشند، انتظاری از عروس و داماد نیست. یک دست هم صدا نداره، ولی شما از خودتون شروع کنید. نوع رفتارتون رو با مادر اصلاح کنید. بهشون سر بزنید. نگذارید کسی بهشون بی احترامی کنه. اگر کسی در جمع به ایشون بی احترامی کرد، جلوش بایستید؛ نه اینکه باهاش دعوا راه بیندازید، بلکه به شیوه قاطعانه اجازه ندید به ایشون بی احترامی بشه.

    مساله دیگر اینه که آیا مادرتون می توانند جایی دیگر ساکن شوند؟ مثلا نزدیک منزل شما؟

    موضوع دیگری که حائز اهمیت هست، نوع رفتار مادرتون هست. خب، درباره این باید صحبت بشه که ایشون چگونه رفتار کردند که منجر به چنین برخوردهایی شده؟

    آیا مادرتون حاضر می شوند بچه برادران شما رو مدتی نگهداری نکنند؟(برای تنبیه آنها)
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
     با سلام خدمت مشاور محترم.  خواهرام ومن ودامادها اصلا بی احترامی نمیکنیم وهوای مادر رو داریم دامادها عین مادر خودشون دوسش دارن. فقط برادرهام وعروسا مشکل بوجود می یارن.
    اخه مادرمم زیاد وابسته پسراشه هر کاری میکنن باز دلش پیش اوناس اصلا یه روزم نمی یاد خونه ما مهمون همش بی تابی پسرا رو میکنه نگرانشون میشه
    در مورد رفتار مادرم هم گفتم مادرم رک هست حرفاشو میگه سیاست نداره تو دلشم چیزی نیستا این رک بودن مادرم یکم برا عروسا و برادرام ناراحت کننده هست البته پدر خدابیامرز خیلی مهربان وباصبر بود با اونم رفتار درستی نداشتن که بگم بامادرم بخاطر اخلاقش نمی سازن
    من فکر میکنم ما کلا بی تربیت بار اومدیم که حاظریم به خاطر هرکسی دل مادرمون رو بشکنیم
    وقتی به مادر میگیم نگه ندار بچه هاشون رو فکر میکنه ما بد پسرها رو میخوایم مادرم خیلی ساده هست از همه چیز برداشت انی میکنه
    میدونین راستشو بخواین ما از اول رابطه عاطفی بامادرم نداشتیم درسته برامون از هیچی کم نذاشت مادرم با پول قالی بافی خرج تحصیل همه مارو داده. اما این رابطه عاطفی ضعیف دلیل بر بی حرمتی نمیشه
    مادرم افسرده شده از وقتی بابام مرده 8 ماه پیش فوت کرد بچه ها به مادرم زور میگن
    دیگه عروسامونو دوس ندارم چون مادرمو آدم حساب نمیکنن
    این وضع درست نمیشه چون نه برادرام نه مادرم خواهان اصلاح وضع نیستن هرکسی کشکل رو تو ظرف مقابل میبینه
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •