ساختار شخصيت در نظام فرويد (4) 


فراخود (Superego)
آخرین مولفه شخصیت، فراخود است. فراخود آن جنبه از شخصیت است که در بردارنده تمام ایده‌آل‌ها و استانداردهای اخلاقی و درونی است که ما از والدین و جامعه کسب می‌کنیم. فراخود راهنمای قضاوت ماست. به عقیده فروید، فراخود از حدود 5 سالگی شروع به ظهور و پدیدار شدن می‌کند.نهاد و خود، تصویر كامل فروید از ماهیت انسان را نشان نمی‌دهد. مجموعه نیروهای سومی نیز وجود دارد، مجموعه قدرتمند و عمدتا ناهشیار دستورات و اعتقاداتی كه در كودكی آن‌ها را فرامی‌گیریم. به زبان امروزه، این اصول اخلاقی درونی را وجدان(conscience) می‌خوانیم. فروید آن را فراخود نامید. اساس این جنبه اخلاق شخصیت، معمولا در سن 5 یا 6 سالگی آموخته می‌شود و در ابتدا شامل مقررات رفتاری است كه توسط والدین ما تعیین شده‌اند، كودكان از طریق تحسین، تنبیه و درس عبرت، یاد می‌گیرند كه چه رفتارهایی را والدینشان خوب یا بد می‌دانند. رفتارهایی كه كودكان به خاطر آن‌ها تنبیه می‌شوند، یك قسمت از فرامن یعنی، وجدان را تشكیل می‌دهد. قسمت دوم فراخود، خود آرمانی(ego - ideal) است كه شامل رفتارهای خوب یا درستی است كه كودكان برای آن‌ها تحسین شده‌اند. به این طریق كودكان مجموعه‌ای از مقررات را یاد می‌گیرند كه پذیرش یا طرد والدینشان را به همراه دارد. سرانجام، كودكان این آموزش‌ها را درونی می‌كنند و پاداش‌ها و تنبیه‌ها توسط خود فرد اعمال می‌شود. كنترل مربوط به والدین، جای خود را به خودگردانی می‌دهد. در نتیجه این درون‌سازی، هرگاه عملی مخالف با این كد اخلاقی انجام دهیم و یا حتی فكر انجام آن را بكنیم، احساس گناه یا شرم خواهیم كرد.[16]                                   

    گردآور : زاهد فیضی