تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




پشیمونم!!!!! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:lili
آخرین ارسال:nafas966
پاسخ ها 64

صفحه‌ها (7): صفحه 4 از 7 نخستنخست ... 23456 ... آخرینآخرین

پشیمونم!!!!!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:31#
    سلام عزیزم درکت میکنم می دونم چی میگی چون واسه خودمم چنین چیزی پیش اومده!!ولی من کارم از تو بدتر بود!!اونقد ناز کردم که طرف کاملا پرید!!اخلاقشم درست شبیه همین اقایی بود که شما گفتین!شاید این رفتارامون بخاطر این باشه که مغروریم تو رو نمیدونم ولی من چرا!!اگه واقعا عاشقشی یه جوری خودتو بهش نشون بده و اگه اون فکر کس دیگه ای تو سرش نباشه حتما یه کاری میکنه مطمعن باش!اینو جدی میگم چون بعد از اینکه شکست عشقی خوردم با اینکه قبلش خیلی بچه مثبت بودم یه دفعه تبدیل به یه ادم شیطان شدم طوری که هیچکی کارامو باور نمیکنه!!!خوددانی!!!با خوندن داستان تو یاد خودم افتادم نمی خوام تو هم مثل من بشی!!به عنوان یه خواهر کوچیکتر قبول کن حتما جواب میده جیگر بابای
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:32#
    سلام دوست عزیز وقت شما بخیر

    اصولا این گونه علایق ایجاد شده تا حد زیادی نگرانی رو با خودش به دوش میکشه ، اما مطالبی که الان خیلی حائز اهمیت هست ، اینه که ، احساسات شما نباید بستر سوء استفاده از شما و احساسات شما رو فراهم کنه.
    شما با احساسات پاکتون جلو اومدین و قطعا ایشون هم متوجه شده ، فرضا جایی که ایشون به شما گفته بودن : من از این فرصت ها به همه کس نمیدم ، این یعنی این آقا در سنگر علاقه ی شما پناه گرفتن و دارن از احساسات شما برای لذت شخصی اش استفده میکنن.

    اما نکته ی دوم اینکه ، شما زمانی با ایشون در یک زندگی مشترک خوشبخت خواهید بود ، که ایشون در جای خودشون ، یعنی مرد بودن قرار بگیرن و شما در جای خودتون ، یعنی زن بودن، زمانی که ایشون (آقا) برای شما ناز میکنن یعنی دارن از نقش خودشون خارج میشن و اینها تماما بستر ساز علایق و ارتباط های زود گذر هست.

    پیشنهاد من این هست که این بحث ارتباط و وجود علاقه بین شما و این آقا باید علنی بشه و شما در حجب و حیا موضوع رو به خانواده ها بکشین.
    اما قبل از اون باید از علاقه ی حتمی ایشون نسبت به خودتون مطمئن بشین و به قول خودتون بفهمین آیا این آقا این قدر ارزش نگرانی و استرس رو داره یا نه؟؟؟؟
    به نظر من میتونین از این مقدمه استفاده کنید ؛ یه بار براش پیام بزارین و بگین میخواین باهاش مشورت کنین، بعد که آنلاین شد ، بهش بگین که خواستگار دارین و میخواین تصمیم بگیرین و چند تا نکته رو براش بگین که مثلا به شما کمک کنه ، با این شرایط به چند تا هدف میرسین. یکی این که به ایشون میگین اگر میخوان با شما ازدواج کنن باید عجله کنن ؛
    مراقب باشین که در بین صحبت ها تون راه رو برای اقدام دیگر خواستگار ها باز نگه دارین و اصلا نگین که قصد ازدواج ندارین ، چون خیالش رو راحت میکنین.
    دوم این که هدف و میزان علاقه ی ایشون رو به خودتون میسنجید.
    در  لابلای این حرف ها خیلی مطالب روشن میشه ، از جمله هدف آقا برای خواستگاری ، معیار های طرفین ، خانواده ها و . . .   .
    (منظورم از علنی شدن این نیست که حجب و حیا کنار بره ، اما صحبت کردن در رابطه با ازدواج میتونه به هدف رسوندن شما رو نزدیک تر بکنه.)

    در نهایت همونطور که دوستان و مشاورا هم گفتن اصلا باهاش بیرون نرید و اگر دوباره دعوتتون کردن ، بهشون بگین من خانوادم دوست دارن بدون با چه کسی و کجا میرم و احترام به خانوادتون براتون اهمیت داره.

    به نظرم شاید اینطوری بهتر باشه.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:33#
    دختر جون
    این رفتارو من کاملا حس میکنم
    غرور نیستا
    میخواد تو کشته مردش شی اونم هیچکاری نکنه
    وللش بابا
    پسرا همه چرتن
    تو حیا خودتو داشته باش هر چی کمتر به پسر توجه کنی بیشتر میاد سمتت
    البته یکی باید اینو به خودم بگه
    ههههه
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:34#
    من کاملا با حرفای خانم ایزدی موافقم
    اگه ایشون قصدش ازدواج باشه شما هرچقدر محکم تر باشید ایشون بیشتر مصمم میشه و به نجابتتون پی میبره
    شما اصلا کار اشتباهی نکردید
    اگه هم قصدش تشکر بود اینطوری احساسات شما بیشتر نابود میشد
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:35#
    سلام عزیزم
    اینکه تویک نفر را اینهمه عاشقانه دوست داری خوبه ولی به نظر من ایندفعه نوبت شماست که بی اعتناعی کنی
    تا چه حد ازلحاظ اخلاقی ایشان را در دانشگاه میشناسی.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:36#
    من شناخت زیادی ازش نداشتم،
    شاید رو هم رفته 3 یا 4 بار  بیشتر از نزدیک باهاش برخورد نداشتم،
    اونم در حد یک سلام و بعد هم تشکر اون آقا بابت ارسال جزوه و... از من،
    یعنی من بیشتر از این نمی تونستم باهاش هم صجبت بشم و خیلی زود جوابش رو میدادم و با بقیه دوستانم هم مسیر میشدم!!
    ظاهر کاملا مردونه و سنگینی داشت(قد خیلی بلند ،ته ریش، باعینک) و تقریبا ساده پوش!!
    تصویر خوبی ازش تو ذهنم داشتم ، یه مرد سنگین و مهربون !!! فکر می کردم همون مردی که من دوست دارم !!!
    فقط همین !!!
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:37#
    عزیزم فکر نمیکنی باتوجه به شناخت محدودی که از این آقا داری شاید با توجه به علاقه ای که فقط به خاطر وقار این آقا برای شما پیش امده و شاید این آقا در محافل دیگه به این باوقاری نباشد در حال اشتباه هستی
    و درضمن احساس نمیکنی این عشق را زیاده از حد برای خودت بزرگ کردی و یک جوری به آن عادت کردی
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:38#
    وای خدایا اونقدر حالم بده که نمی تونم چیزی بنویسم ,
    انگار این آقا یه شیطون بود وارد ذهن و زندگی من شد،
    2باره برگشت بعد از 3ماه،داشت چت می کرد
    این دفعه خیلی رک بهش همه چیز رو گفتم :گفتم من این روابط و دوستی ها رو زیاد نمی پسندم،این دوستی ها وابستگی ایجاد میکنه،دو طرف سعی میکنن همدیگه رو راضی نگه دارن و یه جورایی رول بازی می کنن خلاصه با این دوستی ها زیاد شخصیت واقعی افراد رو نمیشه تشخیص داد....
    اونم حرفای قانع کننده ای زد مثلا با یکبار بیرون اومدن کسی وابسته نمیشه،من اصلا حوصله عشقولانه رفتار کردن الکی رو ندارم که رول بازی کنم،تو یک آدم تحصیل کرده ای،این مراحل برای شناخت لازمه و....
    خلاصه همه چیز داشت خوب پیش میرفت حتی قرار ملاقات رو هم باهام گذاشت...
    ولی نمیدونم چی شد آخراش شروع کرد به متلک انداختن که وابسته نشی کار دستمون بدی و....
    قرار بود شماره بده که روز قرار با هم در تماس باشیم،من منتظر تک زنگش بودم و اما خبری نبود،
    گفتم شاید یادش رفته!! گفتم شماره ندادیا!!!
    گفت چه شماره ای،چی میگی!!؟، خودش رو زده بود به اون راه
    داشتم آتیش میگرفتم!!! خیلی عصبانی و ناراحت!! با خودم میگفتم یعنی منو سرکار گذاشته بود!!! شاید داره شوخی میکنه!!!! نمی دونم !!!
    گفتم تو بیماری بابا!!!،
    می گفت بیمار چیه؟ اسم خوراکیه؟صفت خوبیه و....
    انگار فقط با خودش عهدکرده بود که میتونه Ok رو از من بگیره
    وااااااای خدای من با این همه دقتی که کردم تا اشتباه نکنم، ببین با من چطور رفتار شد؟!!!!!!!!
    ببین با احساسات و غرور من چطور بازی شد!!!!
    ای کاش میشد چند ماهی به خواب برم
    دارم به خودم شک می کنم نکنه من مشکل دارم،نکنه من درست برخورد نمیکنم,نکنه من آدم نرمالی نیستم!!!
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:39#
    ایزدی آواتار ها
    سلام لی لی عزیز
    از این اتفاق ناراحت شدم. هر چند کار درستی نکردی و دوباره بهش اعتماد کردی، اما دیگه اینقدر خودت رو سرزنش نکن این اتفاق باید می افتاد تا تو اون رو دیگه به خوبی بشناسی و با هدفش آشنا بشی و دیگه به هر کسی راحت اعتماد نکنی.

    خوب دخترها احساسی تر هستند و راحت این مواقع با حرف، احساساتشون تحریک میشه و کمی هم زود باورتر هستند. اما واقعا باید تو این زمونه مراقب بود. حالا هم خودت رو نباز و عزت نفس و اعتماد به نفست رو حفظ کن. و خدا رو هزار مرتبه شکر کن که زودتر شناختیش . فقط بیشتر مراقب احساساتت باش . اینگونه افراد کم نیستند که دخترها رو بازیچه می کنند یا برای سرگرمی و یا چیز دیگه. باز هم میگم خدا رو شکر کن به همین جا ختم شد.

    برای اینکه بتونی فراموشش کنی سعی کن با چیزهای دیگه خودت رو مشغول کنی. کمی با خدا نزدیکتر شو که بهترین دوست ما انسان هاست. بعد هم به خانوادت. تفریحاتت رو با اونها بیشتر کن . هر موقع یادت اومد از فن توقف فکر استفاده کن .

    این مقاله هم بخون. دلتنگی پس از قطع یک رابطه

    البته شاید خیلی شما به این مراحل نرسیدی اما مفیده. مشاورین عزیز هم بیشتر کمکت می کنند.

    پس خودت رو نباز قوی باش و به خدا توکل کن و این اتفاق یک تجربه مفید برات باشه
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:40#
    عزیزم خوب کاری کردی
    احسنت
    وضعیت تو بارک الله داره
    نه عذاب وجدان

    مردی که در خواستن یه دختر قاطعیت داشته باشه
    زود میآد جلو
    نه اینکه ...............
    به نظرم ایشون از به چنگ نیاوردن شما ناراحته
    نه از به شما نرسیدن

    دوست خوبم
    چت به این فرم یه وابستگی کاذب میآره
    مطمئنم بعد چت علاقه ات بیشتر شده
    سعی کن به کار بهتری بپردازی

    شاد باشی
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (7): صفحه 4 از 7 نخستنخست ... 23456 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •