تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




پشیمونم!!!!! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:lili
آخرین ارسال:nafas966
پاسخ ها 64

صفحه‌ها (7): صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین

پشیمونم!!!!!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من یک موضوع با عنوان "پشیمونم و راهی برای برگشت ندارم" ارسال کرده بودم اما از اونجایی که در وضعیت روحی مساعدی نبودم متاسفانه پاکش کردم و الآن بهش احتیاج دارم دوباره خلاصه ای از همون رو می نویسم و امیدوارم مثل سری پیش دوباره دوستان راهنماییم کنن:
    من یک دختر 25 ساله ام , با شخصیتی آروم و سنگین , تا حالا با هیچ پسری ارتباط نداشتم,ارتباط من با همکلاسی ها و همکارای مردم فقط در حد یک سلام علیک اونم با کلی حجب وحیاو...
    من در دانشگاه به یکی از همکلاسیام علاقه داشتم البته هیچ دلیل منطقی هم براش نداشتم فقط ظاهر سنگین و آروم این آقا باعث شده بود ذهنیت خوبی نسبت بهش داشته باشم,این علاقه پنهانی بود ,من فقط گاهی دورادور ایشون رو میدم وبا یه سرتکون دادن سلام میکردیم!!!!! این آقا شاغل بود و کمتر سر کلاس ها میومد و من هم یکی از بچه زرنگای کلاس بودم ،رو همین حساب اون هم مسائل و سولات درسی رو از طریق چت از من می پرسید،من هم که بهش علاقه داشتم همیشه جواب سوالاتش رو با دقت و صبوری بسیار می دادم،هر وقت تو دانشگاه میدیدمش حول میکردم اکثر اوقات سعی می کردم مسیرم رو عوض کنم که باهاش برخورد نکنمفکر کنم از این رفتارام فهمیده بود بهش علاقه دارم!!!!!
    یک سالیه که فارق تحصیل شدیم تو این مدت هم به بهانه هایی مثل مدارک کی آماده میشن ،کنکور ارشد شرکت نکردین و.... باهام چت میکرد.تا اینکه چند مدت پیش از من دعوت کرد که باهم به نمایشگاه کتاب بریم ,با این که مدت ها منتظر چنین فرصتی بودم  و دوست داشتم از نزدیک باهاش آشنا شم،فکرکردم نباید زود دعوتش رو بپذیرم اومدم یه کم ناز کنم که اون فورا گفت "این یه فرصت بود که از کفت پرید من از این پیشنهادها به هر کسی نمیدم اینم به خاطر قدردانی از زحماتتون بود" با خوندن این پیام منم چند تا متلک پروندم و خلاصه قهر کرد ورفت و مدت ها خبری ازش نبود,تو این مدت هم من کلی افسرده بودم و فشار روحی زیادی بهم وارد شد که چرا کسی که بهش علاقه مند بودم و چندسال سعی کردم نگهش دارم رو پروندم!!!!!!
    بعد از مدت ها دوباره برگشت ،ازم پرسید چرا درخواستش رو رد کردم، گفتم یه دلیلش این بود که خیلی با بی احترامی ازم دعوت کرده!!!!! این دفعه دعوتش رو خیلی محترمانه گفت، وبه صرف یک بستنی من رو دعوت کرد ،پرسیدم هدفش از این دعوت چیه؟ گفت میریم با هم یه بستنی می خوریم دیگه(بالحن شوخی صحبت میکرد)گفتم مگه همیشه بامن بستنی خوردین؟ گفت "با هیچ دختری!! قلو نیست" گفتم خوب چی شد که تصمیم گرفتی با دختر بشینی بستنی بخوری؟گفت:"چند ساله که این دختر رو میشناسم و میدونم که ارزشش رو داره و به امتحانش میارزه"خلاصه سعی کردم هدفش رو بدونم اما چیز زیادی دستگیرم نشد!بهش گفتم در موردش فکر میکنم.به فرداش بهم پیام داد که چی شد؟ اما من هنوز نمیدونستم باید چکارکنم،بهانه اوردم که امروز نمیتونم بیام ،هر وقت Ok شد بهتون خبر میدم.اونم که فهمیده بود من دو دلم ،پیام داد که" اگه نمیخوای بیای مجبورت نمیکنم" بعد از اون دیگه ازش خبری نشد!!!!
    من خیلی ابله ام مگه نه؟!!!! به کسی علاقه داشته باشی ،سال ها برای نگه داشتنش بهش احترام بگذاری ،بعد که بخوای به هدفت برسی همه چیز رو خراب کنی!!!!!!!
    من تو  کل  ساعات روز پشت کامپیوترم انتظار میکشم تا آنلاین ببینمش ،اما ازش خبری نیست حتما منو بلاک کرده
    الان راجع به من چه فکری میکنه؟!!!!!
    چرا باید این همه تردید بیاد سراغم !!!!!
    چرا زود تصمیم نگرفتم!!!!!
    فکر میکردم قراره با کی برم بیرون!!!!! دوست داشتم وقت بذارم به بهترین شکل برم ،اصلا آمادگی نداشتم!!!!
    بچه ها میگید چکار کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    ایزدی آواتار ها
    سلام دوست عزیز   خوب قبلا نظر دوستان که یادتون هست، بیشترین نظر این بود که شما کار اشتباهی انجام ندادید و اتفاقا خیلی کار خوبی کردید که دعوتشون رو رد کردید.

    خوب این بار توضیحات بیشتری نوشتید، و گفتید دلیل رد کردن دعوتش رو پرسیده، و شما هم علتش رو بی احترامی دونستید؟ 
    آیا فقط این دلیلتون بود؟ ! 
    اگه علاقه شما به ایشون فقط برای ازدواجه و نه فقط بدست آوردن و با ایشون بودن و مخالف ارتباطات اینچنینی هستید، به نظرم به جای سرزنش کردن خودتون باید کاملا منطقی و محترمانه براشون توضیح می دادید که شما این نوع ارتباط رو دوست ندارید. و دلیلی هم نداره که به دعوتشون پاسخ مثبت بدید.
     
    و گقتید دوباره به شما گفته "چند ساله که شما رو میشناسم و میدونم که ارزشش رو دارین و به امتحانش میارزه

    خوب به نظر من بهتر بود همون موقع بهشون می گفتید که متوجه منظورش نشدید تا براتون توضیح بدن. تا الان اینقدر خودتون رو سرزنش نکنید. شما با هر قصدی که درخواستشون رو رد کردید به نظر من کار اشتباهی نکردید.

    دو حالت وجود داره:
    • یا ایشون هم به شما علاقه مند هستند که مطمئن باشید در اینصورت از هر راهی برای به دست آوردن شما استفاده می کنند. و اتفاقا اعتماد بیشتری نسبت به شما براشون ایجاد میشه.
    •  
    • اما  اگر ایشون همین طوری از شما دعوت کردند تا زحماتتون رو جبران کنند، واقعا چه دلیلی داره؟ آیا به نظر خودتون با احساسات شما بازی نمیشه؟ آیا این باعث نمیشه که علاقه و احساسات شما به ایشون بیشتر بشه و دل کندن براتون سخت تر!!!! و بعد هم مشکلات بعدی. 


    ببینید من یک چیز رو دوستانه بهتون میگم، ازدواجی که از روی احساسات باشه آخرش عاقبت خوبی نداره. به بعضی از تاپیک هایی که اینجا وجود داره دقت کنید که این نوع ازدواج ها چه عاقبتی داشتند. این احساسات شما طبیعیه . سعی کنید برای ازدواج منطقی فکر کنید. کنترل احساسات سخته اما ارزش یک عمر زندگی خوب رو داره. اگه واقعا به ایشون علاقه مندید، صبر کنید ببینید ایشون چه اقدامی انجام میدن.

    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام دوست عزیز
    من هم یک عضوم و فقط خاستم بگم که با نظره خانم ایزدی موافقم و دلیلی برای سرزنش کردن خودتون نمیبینم
    شما با این بیرون نرفتن درواقع خودتون را سنگین تر جلوه دادین و نباید خودتون را سرزنش کنید
    موفق باشی عزیزم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    ما حدود 2 ،3 سال باهم  چت می کردیم البته خیلی رسمی و فقط راجع به درس و کار!!
    من هم همیشه با مهربونی و احترام زیاد جواب پیام هاش رو میدادم،
    به نظرم هر پسر دیگه ای هم بود مشتاق میشد یکبار هم که شده طرفش رو از نزدیک ببینه،
    فکر میکنم زیادی سخت گرفتم !!!
    مشکل اینه تو این زمینه هم من قد هستم و هم اون آقا،هر دفعه چت کردنی این طوری شروع میکرد:"سلام یه سوال دارم و بعدش سوالش رو می پرسید" یعنی همیشه باید یه سوالی رو بهونه میکرد تا بامن چت کنه!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    خوب این که رسمی برخورد کنید که خوبه .
    بنظرم اون اگه از طرف مقابلش خوشش بیاد و نجابت براش مهم باشه خودش اقدام میکنه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    آخه اون 2،3 بار غیر مستقیم به من پیشنهاد داد ، اما من...
    دلم میخواد یک پیام براش بفرستم تا مطمئن بشم ایمیلم رو بلاک کرده یا نه؟!!!!
    اما میترسم مثل دفعه پیش این کار رو نکرده باشه و جواب بده و من بمونم که چی باید بگم!!!!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام گلم
    اينكه ايشون غير مستقيم پيشنهاداتش رو عنوان ميكرده و شما به روي خودت نمياوردي خيلي خيلي كار خوبي كردين و اون دو بار هم كه از شما دعوت كرده باهاش بيرون بري بازم دليلي واسه شما نياورده و فقط خواسته كه شما با ايشون بيرون بري به نظر من اين هم خيلي خوب بوده كه نپذيرفتيد و اين كار شما بايد واسش ارزشمند باشه كه شما بدون دليل نه با ايشون و نه با هيچ كس ديگه اي قرار ملاقات نمي گذاريد
    توي نوشته هاتون به اين موضوع برخوردم كه هر دو شما يه غرور خاصي داريد كه اين غرور براي شما واقعاً بجا و عاقلانه هست اما غرور ايشون رو تائيد نمي كنم خصوصا زماني كه موضوع رو اينطور بيان كرده كه از كفت پريد
    خوب حالا ايشون بعد از دو بار دعوت حتماً منتظرن ببينن كه شما چكار مي كنيد؟
    اگر ايشون شما رو دوست داشته باشه و انتخاب آينده ايشون شما باشي امكان نداره بذاره به راحتي از دستش بري و واسه به دست آوردن شما هر كاري ميكنه خصوصاً اينكه پيشنهادهايي رو كه غيرمستقيم داده شما نپذيرفيت و ايشون متوجه شده كه شما از اين دسته نيستي كه با هر اشاره اي هول كني و خودت رو ببازي
    پس منتظر بمون و هيچ استارتي از طرف شما زده نشه و اگر هم زماني دوباره ايشون پيامي يا دعوتي فرستاد ازش دليل دعوتش رو بپرس و وقت خودت رو الكي با كسي نگذرون
    اميدوارم موفق و خوشبخت باشي
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام
    من با حرفای این عزیز موافقم
    لیلی جون واقعا اگر اون آقا شما را بپسنده خودش را کنار نمیکشه
    پس همچنان قوی باش و بدون این کار و غرور شما برای هر خانمی برازنده هست و اصلا خودتو اذیت نکن ولی آقا اگر تمایل به ازدواج داشته باشه نه رفاقت حتما غرورش را میشکنه و محترمانه پیشنهاد میده
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    محیا مودت آواتار ها
    محکم تر از انم که چیزی را که اسمش را غرور گذاشته ام به پای تو به زمین بکوبم
    احساس من غیمتی داشت که تو برای داشتن ان فقیر بودی
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام لیلی خانم
    منم با نظر دوستان موافقم
    آقایون هرچقدر دختری کمتر وابده بیشتر دوسش دارن
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (7): صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •