تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اخلاق بد شوهرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:الهام.سش
آخرین ارسال:Ilia
پاسخ ها 34

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اخلاق بد شوهرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    الهام عزیز منم مثل خودت از جدایی وحشت دارم و حالا تو دو راهی هستم ای کاش پدرا و مادرا وقتی بچه دار میشن به این فکر کنن که بچه هاشون در آینده باید یه زندگی  دیگه هم داشته باشن و بیشتر به تعلیم و تربیتشون تتوجه کنن شوهر من که بیشتر حالات عصبانیتش از دوران کودکی  و نو جوانیش براش هست به خاطر رفتارهای بد پدر  و خانواده پدرش با مادرش و به قول قدیمام که پسر گر ندارن نشان از پدر نشاید که نامش نهند پسرحالا از خلق و خوی اونا ارثم میبرن اما مگه میشه مردا رو با این غرور و منم منم عوض کرد؟؟؟؟؟؟؟؟به هر حال هر تصمیمی که برای زندگیت میگیری  برای رسیدن به هدفت باید خیلی تلاش کنی به قول پدرم بعضی مردا بعد 40 سالگی عاقل میشن امیدوارم  موفق باشی وزندگی پر از عشقی در انتظارت باشه  واگه یه روز همه چیز همونطور شد که میخواستی بنویس تا ما هم از خوشبختی تو خوشحال شیم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    من اوایل ناراحت می شدم اما چیزی نمی گفتم بعد دیدم اگر چیزی نگم  همینجور ادامه میده و متوجه نیسوچند بار به خودش و خانوادش گفتم بهش تذکر دادن که اینکارا رو نکنه الان یک ذره کمتر شده اما با خودم عهد کرده بود هر بار دیگر بخواد اینکارو کنه اون جمع را ترک کنم که البته کار سختیه.اذیت کردن یا مسخره کردن بقیه معمولا با خنده اونها همراه هست.شایدم بعضی ها ناراحت بشن.این موضوع که دائم می خواد از من ایراد بگیره و انگار هر چیزی که من میگم را باید لجبازی کنه را هم خیلی اذیتم می کنه.کلا سازه مخالفه.هیچ وقت نشده که این رفتاراش کمرنگ بشه.خصلت دائمش هست.مگر خسته باشه و حوصله نداشته باشه یا با من قهر باشه.والا خدانکنه من یک کلمه حرف بزنم و تو جمله ام  یک غلط لفظی باشه فورا باید پشتش دو سه بار بگه و  بخنده.بعضی وقتها موقعی که می خوام باهاش حرف بزنم لکنت زبون میگیرم.برخلاف اون شخصیتی که اون از من تو این زندگی ساخته من تو جامعه و شغلم خیلی موفقم و هر جا می رم به خاطر روابط عمومی و ارتباطات خوبی که با همه دارم همه زود با هم ارتباط برقرار می کنن و دوسم دارن تو هر محیطی وارد شدم همیشه دوست داشتم تا دشمن  و همیشه همه بخاطر نحوه تربیت و رفتارم تحسینم کردن. افراد مختلف ....که اونها هم هیچ ربطی به خانواده ام ندارن ولی واقعا نمی فهمم چرا این وسط شوهرم باید دقیقا برعکسش را بهم بگه وثابت کنه
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    چندبار تا حالا بهش گفتم تو فقط از من ایراد میگیری و هیچ حسنی نمی بینی در من در جواب به من میگه چون خانواده ات زیاد قبولت دارن و ازت تعریف میکنن من می خوام اینقدر ازت ایراد بگیرم و انتقاد کنم که تو بالاخره یکیشو قبول کنی اینم فلسفه اش هس...واقعا منطقی هس به نظر شما؟  من واقعا نمی دونم با این آدم چطوری باید رفتار کرد....لطفا به من راهکار عملی بدین بگین چطوری باید با کسی با این اخلاقیات کنار اومد.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    میمنت جان من سعی خودم را می کنم تا اونجایی که جا داشته باشه اما نمی ذارم کسی حق طبیعی ام که یک زندگی سالم  و بدون تنش و دغدغه هست را ازم بگیره . یک زندگی که حداقل امکاناتش آرامش باشه
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    سلام الهام جان  منم مشکلی مثل تو رو داشتم وبعد اینکه فهمیدم همچین نظری داره توهر جمعی از خانواده یا دوستاش یا پیش پدر و مادرم از موفقیات و اینکه در هر کار توانایی عظیمی داره و میتونه موفق بشه حرف زدم و به خودشم همیشه گفتم که اعتماد بنفس بالایی داری تقریبا جواب داده اما من مشکلی رو که شوهرم با خانوادم داشت رو به پدرم گفتم و پدر تو یه فرصت مناسب باهاش صحبت کرد البته به نفع شوهرم وفکر میکنم مقداری تاثیر داشته شما هم به مادر یا پدرت بگو که همسرت با تعاریف اونا از شما مشکل داره و احتمالا احساس حقارت میکنه  چون شاید خانواده خودش ازش اینقدر تعریف نمیکنن و در جاهایی که شوهر شماهست جلوی دوست و آشنا از خوب بودن شوهرتون تعریف کنن وسعی کن خودت تعریف رو شروع کنی جلوی خانوادش ازش تعریف کن شوهر من به شدت از اینکه من از کاراش به کسی شکایت کنم بدش میاد شاید شوهر توهم همینطور باشه هر جا که خودتون تنها بودید بدون حضور شوهرت تعریف از شما هم مانعی نداره امتحان کن انشاالله جواب میده به محیطی که توش بزرگ شده کمی دقت کن و کمبودهاشو پیدا کن من این کارا رو انجام دادم و همه میگن اخلاق شوهرم خیلی بهتر شده اما هنوز مشکل اصلی حل نشده امیدوارم مشکل شما با همین مسائل حل شه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    مشاوران عزیز لطفا نظر کارشناسی و راهکار عملی به من بدین
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    سلام وقت بخیر!

    خانم الهام! چون من خیلی کم به این سایت می یام ممکنه دیگه وقت نکنم به راهنمایی ها ادامه بدم!

    ببیند شما همسری دارید که دارای برخی مشکلات و مسائلی هست که ممکنه از دوران کودکی اونها را یادگرفته باشه و همین طور که خودتان هم اشاره کردید والدین این فرد از هم جدا شدن! چه بسا علت جدایی شون هم، رفتارهایی از این دست بوده باشه! این فرد در زندگی کودکی اش شاید مورد توجه قرار نگرفته، عزت نفس ضعیفی داره و ...

    البته اینها کار ایشون را  توجیه نمی کنه! ولی خوب ایشون دارای مشکلات و مسائل شخصیتی هست و تا حدودی و نه کاملاً قابل تغییرند!

    برای ایجاد تغییر می بایست کارهای متعددی انجام بگیره! که اولین کار این هست که همسر شما کارهای خودش را اشتباه بدونه! و خودش به رفتارهای نامناسبش اعتراف بکنه! اگر این کار انجام بشه، می توان خیلی امیدوار شد! و اگر قبول نکنه، کار خیلی سخت میشه! 

    در مرحله بعد شما باید از یک مشاور خانواده و زناشویی با تجربه و متخصص استفاده بکنید تا به شما کمک بکنه و شاید درمان در حدود 6 ماه طول بکشه و ملاقات باید حتماً حضوری باشه! چون از طریق غیرحضوری نمی توان خیلی کمک کرد! و این جلسات را تا آنجا ادامه بدهید تا به حد قابل قبولی از سازگاری و رضایت زناشویی برسید!

    به نظرم کارهایی که شما می توانید انجام بدهید، این است که یک حدیث دربارۀ مسخره کردن دیگران  و یا عاقبت رفتار بد با همسر به شوهرتان بگویید البته سعی کنید در یک فضای آرام باشد و بیش از حد هم دربارۀ آن تاکید نکنید و پس از آن از او بخواهید دربارۀ علت رفتارهای خاصش با شما توضیح دهد و اگر چیزی نگفت شما اشاره کنید که بسیاری از رفتارهای انسان در کودکی شکل می گیرند، و اگر فضای نامناسبی درون خانواده باشد فرزندان خانواده ممکن است عزت نفس شان صدمه دیده باشد و این افراد در بزرگسالی سعی می کنند با مسخره کردن دیگران، آنها را تخریب کنند و از این طریق عزت نفس  شان را افزایش بدهند و این یک مسئله شخصیتی است و قابل درمان است!

    به نوعی سعی کنید به او کمک کنید تا علت رفتارهایش را بفهمد و سپس درصدد درمان برآید! البته سعی نکنید که به او توهین کنید و با لحنی آرام و فضای مناسب سعی کنید او را راهنمایی کنید و از این به بعد، اگر ایشان قبول بکند نیاز به یک متخصص(مشاور یا روانشناس) است و حضوری باید مراجعه کنید! ...

    درباره چت کردن همسرتان هم شما باید حواستان به مرزهای خانوادگی تان باشد و شما نباید به راحتی به همسرتان اجازه دهید تا با دیگران مخصوصاً از جنس مخالف ارتباط عاطفی و نامناسب داشته باشد و او را آگاه کنید که وی الان ازدواج کرده است و نیازهای عاطفی اش را باید از طریق همسرش برآورده کند! و وقتهایی که ایشان سعی می کنند با دیگران ارتباط برقرار کنند شما در کنار او باشید و به کارهایش نظارت بکنید!
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    ممنون از راهنماییتون.اما چطوری باید نظارت داشته باشم که باعث درگیری و دعوا نشوه و یا چطوری اجازه ندم با کسی ارتباط داشته باشه. از من که اجازه نمی گیره. به اضافه اینکه واقعا کسی که همچین مشکلات شخصیتی داره واقعا میشه امیدوار بود که درمان میشه.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    اینکه همسرتون شمارو مسخره می کنن و یا ایراد میگیرن دلایل متفاوتی میتونه داشته باشه که باید اصلاح رفتار درایشون ایجاد بشه
    1. مسئله ی شخصیتی و شاید اینکه حس میکنه شما از ایشون بالاترید و اینطور میخواد به خودش و شما اثبات کنه که اینطور نیس
    2.قبلا مورد تحقیر از طرف شما واقع شده و میخواد تلافی کنه
    3. مسایلز کودکی داشته و روی رفتار فعلیش تاثیر گذاشته

    که بنده مورد یک و سه رو بیشتر حس میکنم
    کارهایی که شما می تونیدانجام بدید
    1. تذکر
    2.در صورت ادامه دادن ترک کردن اون جمع بدون هیچ واهمه ای اگر گفتن جنبه نداری ووو توجه نکنید
    3. اگر تنها بودید و خواست ادامه بده از کنارش بلند بشید و برید اتاق دیگه ای
    4.در صورت ادامه دادن مجدد باهاش حرف حتی در صورت لزوم نزنید به اصلاح کم محلی
    مطمئنا اعتراض خواهد کرد صبر کنید تا از نظر جنسی و عاطفی نیاز پیدا کنید و این موقع شما تمام حرفها و گلایه هاتونو مطرح کنید شای صحیح نباشه از این موقعیت استفاده کرد اما تنها زمانیه که احساس نیاز شدید به شما داره
    بعد از ایین شما محبتاتونو شروع کنید و قهر و کم محلیو تموم کنید باهاش حرف بزنید با اعتماد به نفس ازش تعریف کنید و ابراز علاقه بیانی و کلامی
    امیدوارم موفق بشید
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    سلام.خودم م نظرم همین هست که مورد یک و سه علت تمسخرش هست.اما بارها بهش تذکردادم حتی ایه (و و یل لکل همزه لمزه ) را بارها براش خوندم. مثل میخ آهنین در سنگه. بارها قهر کردم اما وقتی میاد از دلم در میاره فکر کنم باید بعدش جدی تر باشم و زود گذشت نکنم. از اینکه همش ازم ایراد میگیره هم کلافه ام. زندگی ما شده یک زندگی یک طرفه خودخواهانه.هر چیزی که اون بخواد . همیشه خواسته اون اولویت داره. اگر چیزی ازش بخوام باید هزار بار خواسته ام را مطرح کنم اگر اون موقع میل داشته باشه پاسخ میده. حتی درمورد مسایل جنسی هم همه چیز یک طرفه هست هر وقت اون بخواد. اگر نخواد اصلا حاضر نیس شرایطش را تغییر بده. کلا به هیچ عنوان انعطاف پذیر نیست و  معنی گذشت را اصلا تو زندگی یاد نگرفته.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •