تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




به نظر شما از شوهرم جدا بشم یا نه؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:میمنت
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 25

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

به نظر شما از شوهرم جدا بشم یا نه؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    سلام . من از شیراز اطلاع زیادی ندارم.اما هر جایی بهتر از اینجا کنار خانوادش با این اخلاقاشون هست. تا حالا معلومه شجاعت ابراز وجودت بیشتر شد. شاید اگه جدی و محترمانه رو حرفت بایستی قبل از امتحان دکتراش بتونی راضیش کنی.
    ممنون که بهم سر زدی و خبرمو گرفتی. امیدوارم بهترینها برات اتفاق بیافته و شرایط جسمی و روحیت زودتر خوب بشه
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام میمنت خانم

    حقیقت اینه که با مسائل زندگی میشه برخوردهای گوناگونی داشت:

    سوختن و ساختن(تسلیم)، انکار، اجتناب، فرار، و یا تلاش برای حل مشکل

    شما باید بتونید دست به انتخاب بزنید و مساله اساسی شما در حال حاضر و در طی این 9 سال زندگی مشترک، این بوده که همیشه در تردید به سر بردید. اما چه انتخابی؟ این دیگه دست شماست. پس نقش مشاور چی میشه؟ نقش مشاور سعی در کمک به شما جهت دیدن جوانب مثبت و منفی انتخاب شماست.

    پس، مشاور نمیتونه معجزه کنه. ولی باید بتونه کمکتون کنه تا انتخاب مناسبی داشته باشید. همچنین مشاور برای شما انتخاب نمیکنه و مسئولیت انتخاب با خود شماست، چون زندگی مال شماست.

    شرایطی که توصیف کردید، شرایط سختی به نظر میرسه و صبوری شما در چنین شرایطی قابل تحسینه

    اما برخی رگه های امید در اون دیده میشه. اونجا که گفتید همسرتون وقتی دید ممکنه شما رو از دست بده مهربانتر شد، یا اونجاهایی که می گید به شما توجهات مثبتی هم داره...

    شما هر از گاهی دچار تعارض میشید و میاید اینجا برای ما می نویسید که آیا جدا بشم یا ادامه بدم؟

    تعارض بخشی از زندگی هست و همه ما در زندگی درگیر تعارضات گوناگون هستیم. تعارض بین انتخاب این یا آن، تعارض بین داشتن فلان و از دست دادن بهمان و ...

    برخی تعارضها ساده و برخی پیچیده اند. شما زمانی که خیلی بهتون فشار میاد، فکر طلاق به سراغتون میاد، اما تا این فکر رو می کنید، آسیبها و مشکلاتش جلوتون رژه میره. زمانی هم که به زندگیتون می پردازید و از فکر طلاق مدتی دور میشید، بدی ها و سختیهای زندگی میاد جلوی چشمتون و اینها یعنی تعارض و عدم انتخاب

    البته شما بین ماندن(سوختن و ساختن) یا جدایی گرفتار نیستید. همانطور که در ابتدا گفتم، اینها دو شق انتخاب ممکن هستند. شقوق دیگری چون تلاش برای حل مشکل هم وجود دارند.

    خب ما به همسر شما دسترسی نداریم و بنابراین مجبوریم با شما صحبت کنیم و به شما راهکار بدیم. در تاپیک دیگری دیدم نوشته بودید که همیشه کاسه و کوزه ها بر سر خانمها میشکنه. خب، واقعیت اینه که اگر الان من به فرض بیام و بگم همسر شما مقصر هست، دردی درمان نمیشه. خانمها معمولا بسیار صبورتر از آقایون عمل می کنند و اگر مشاورین سعی می کنند راهکارها رو به خانمها ارائه کنند، یکی اینه که اونها مسائل رو راحت تر بیان می کنند، و دیگر اینکه مشاوره پذیرتر هم هستند. همچنین، تا زمانی که ما دسترسی به آقایون نداشته باشیم، باید به شمایی که در دسترس هستید راهکار ارائه بدیم و اینها به معنای این نیست که مشکل از جانب از شماست، بلکه به این معناست که نیت شما حل مشکل هست، حتی اگر همسرتون مقصر اصلی و درجه یک باشه و ما این نیت رو تحسین می کنیم.

    خانم میمنت عزیز، هزینه انتخاب و مسئولیت انتخاب شما با شماست و بنابراین تصمیم گیرنده هم شما هستید.

    در این راستا مقاله انتخاب و آرامش انسان رو مطالعه کنید.

    همچنین در رابطه با چگونگی انتخاب هم لازمه اطلاعاتی کسب کنید. مقاله انتخاب صحیح، شیوه حل مساله و تعارضهای ما رو هم مطالعه کنید.

    ان شا الله در پست بعد، به اینکه شما چه انتخابهایی پیش رو دارید، خواهیم پرداخت.


     

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    lale آواتار ها
    سلام میمنت جان
    تا اونجایی که عقل من یاری میکنه طلاق بایه بچه صلاح نیست.سعی خودتوبکن تاهمسرت درست بشه.تهدیدش کن اگه پیش روانشناس نیاد طلاق میگیری؟ایشالله که تویه شهردیگه مشکلت حل میشه...اما تواون موقع خدابهت صبر بده برات دعامیکنم تا اون موقع تحملش کن
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    نرگس آواتار ها
    سلام من مشاور نیستم
    میمنت جان چرا می خوای صورت مسئله رو پاک کنی تا حلش کنی اول اینکه سعی کن همسرت بره پیش مشاور اگه نرفت از بچه ها کمک بگیر
    نظر من اینه که همسرت هنوز توی دوران سوگواری پدر و مادرش مونده باور کن خیلی سخته اگه به خواهراش بها میده نادیده انگاشتن تو نیست حس پدریه که فکر میکنه گردنشه اگه توسالگردشون مهمونی میگیره برای اینه که  می خواد به همه بفهمونه پسر خوبی براشونه و هنوز به یادشونه اگه می خواد شما پدر و مادرتو نبینی برای ندیدن پدر و مادر خودشه (من پدرمو 1سال و 7ماهه از دست دادم خیلی سخته منم دارم با خودم می جنگم که همسرم حق داره پدرشو ببینه این مشیت خدا بوده که من از دیدن پدرم محرومم ولی چون همسر من هفته ای سه تا چهار بار به خانه پدرش میره من وقتی باهاش باشم ونباشم موقع برگشتن بهونه های الکی میگیرم و بحث راه میاندازم  و می خوام ثابت کنم پدرم هنوز زنده است ولی خیال باطل)اینا رو گفتم بدونی همسرت خیلی هم دوست داره وگرنه با عموش در مورد ازدواجتون مخالفت نمی کرد  اگه به خواهراش نمیگه کمکت کنن به خاطر اینه که بهشون بفهمونه تو انتخاب تو اشتباه نکرده برای همین به هیکلت و .. ایراد میگیره می خواد تو از همشون سر باشی (اینو می خوا د ثابت کنه)فکر می کنم اگه درکش کنی و بدونی چقدر سخته عزیزتو هیچوقت نبینی تا قیامت اونم با فاصله کم بهتر می تونی بفهمیش درسته که سعی کردی درکش کنی ولی خیلی شرایط همسرت سخت بوده اینکه بچه نمی خواسته ترس از مرگ خودش (دور از جون همسرت)بوده که معمولا تو این دوران معمولیه  می دونم شاید بگی از اون ماجرا ها سالها گذشته ولی با توجه به توقعات خانواده همسرت نگذرونده دوران سوگواری بعید نیست (البته من اعتقاد دارم فردی که عزیزشو از دست میده دیگه هیچوقت آدم قبلی نیست) پس گلم سعی کن با خانمی که در وجودت هست با صبوریت تو شهر خودت ادامه بدی چرا که تعویض شهرت فقط مشکلاتتو بیشتر میکنه و حساب کن امکان داره روابطت با همسرت بد تر شه با کمک یه روانشناس به همسرت زندیگیت و فرزند گلت کمک کن اون این وسط گناهی نداره  که همش شاهد درگیری باشه من همیشه گفتم بازم میگم ما زنها ستون اصلی زندگی هستیم هر چند خلافش تصور بشه به خدا توکل کن سوره عصر و واقعه رو زیاد بخون و فقط به خودش (خدا)بسپار
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلامکاملا باهاتون موافقم که میگید خانمها به فکر بهتر کردن زندگی هستند. این رو در رفتار خود شما هم میشه کاملا حس کرد.

    اما برای بهتر کردن چه باید کرد؟

    اگر همسرتون از زندگی اش ناراضی بود، وقتی حرف از جدایی میومد، اخلاقش خوب نمیشد.

    همینطور شما نوشتید که در زمانهایی که خانواده اش نیستند، همه چی خوبه

    من فکر میکنم مشکل شما هم بیش از اینکه صرف مهمانداری کردن از اقوام همسرتون باشه، شیوه رفتار همسرتون با شما و خانواده اش باشه. یعنی دست کم انتظار دارید که از شما بیشتر حمایت کنه، درکتون کنه و قدردان زحماتتون باشه. بدونه که شما وظیفه ای ندارید که از مهمانهای همسرتون پذیرایی کنید، اما این کارها رو انجام میدید و او اینها رو ببینه

    پیشنهاد آمدن نزد روانشناس یا مشاور، برخی از مردها رو در حالت دفاعی فرو میبره؛ چون براشون این پیام مخابره میشه که شما نمیتونید از پس مشکلات خود بربیایید و این برای مردها پیام قشنگی نیست. بنابراین، در شرایط شما، میشه کاری کرد که همسرتون خودش یک گزینه رو انتخاب کنه

    میتونید به همسرتون بگید که زمانهایی که سه تایی با همیم، خیلی خوبه. کارهای خوبش رو بهش یادآور بشید. ویژگیهای مثبتش رو در اون مواقعی که خوبه، بهش بگید. بعد بهش بگید که خودتم میدونی من با خانواده ات مشکلی ندارم، اما دوست دارم زمانی که اونها هم اینجا هستند، ما با هم همینجوری خوب باشیم(دقت کنید که شرایط خانوادگی همسرتون به گونه ایه که مثلا اگر ایشون در جمع خانوادگی به شما محبت کنه، زن ذلیل خطاب میشه و این براش خوشایند نیست و بنابراین این میتونه دلیلی باشه برای کم محلی کردنها در حضور خانواده).

    به همسرتون بگید که یا با هم سه تایی باشیم که به همه مون خوش بگذره، یا اینکه در حضور خانواده ات هم اخلاقت مثل زمانهایی باشه که سه تایی با همیم(کلی گویی نکنید، بلکه موارد مثبت رو به گونه روشن و واضح برای همسرتون بیان کنید)، و یا اینکه با هم حضورا بریم مشاوره تا ببینیم چه کاستی هایی هست که منجر به این مسائل میشه. انتخاب رو بر عهده خودش بگذارید.

    هردوتون لازمه مهارتهای مختلفی رو فرابگیرید. با وجودی که میدونم شما بیشتر رعایت می کنید، اما باید بدونید که روند کار باید تخصصی طی بشه. یک موردش در رابطه با شما، مساله شیوه انتقاد کردن از همسر، یا نحوه ابراز مخالفت با نظر همسر هست، به گونه ای که ایشون کمتر ناراحت بشن. بی تردید همسرتون هم باید نکات بسیاری رو رعایت کنند.

    مطابق با مقاله زیر، گامهای لازم برای حل مشکلات رو طی کنید:

    چگونه مشکلات و اختلافات خانوادگی را حل کنیم؟

    اگر همسرتون متوجه بشه که با این رفتارها ممکنه شما رو از دست بده(نه با تهدید مستقیم شما، بلکه با نوع رفتار شما)، بالاخره یکی رو انتخاب میکنه

    اما نهایت دقت رو به کار ببرید که شیوه بیان و درخواستتون حالت کنترل کنندگی نداشته باشه، و به جاش در نهایت صداقت و خلوص، به همسرتون برسونید که کارتون برای حفظ و بهتر کردن شرایط زندگی تون هست، البته با حفظ عزت نفس خود و با نشان دادن عملی اینکه شما اینقدر ضعیف نیستید که به خاطر حفظ زندگی، تن به هر کاری بدهید؛ بلکه در صورت لزوم میتونید از خودتون مراقبت کنید. پس، قوی بودن خود رو هم عملا اثبات کنید.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •