تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




به نظر شما از شوهرم جدا بشم یا نه؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:میمنت
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 25

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

به نظر شما از شوهرم جدا بشم یا نه؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلامٰ ٰمن 30 سال دارم و9 ساله ازدواج کردم شوهرم قبل از ازدواج ما به فاصله یکسال پدر و مادرش رو از دست داده بود و یه خواهر وبرادر داشت که با من چند سال تفاوت سنی داشتن ومن قبول کردم تا ازدواج برادر شوهرم که اون موقع سرباز بود خونه پدرش باشم ٰمساله اینجاست که شوهرم آدم عصبی هست به من توجه نمیکنه با من حرف نمیزنه همیشه احساس تنهایی میکنم البته خودشم احساس تنهایی میکنه اما بازم ازم دوری میکنه رابطمون به ماهی یه بار ختم میشه با توجه به اینکه اون 8سال از من بزرگتره اجازه نمیده با خانوادم رفت و آمد داشته باشم برعکس پسر عمه خواهراش عمه هاش وعموهاش دائم خونه ماهستن بطوری که من هر هفته مهمون دارم جمعه ها با دوستاش میگدرونه همیشه بامن به تندی حرف میزنه حتی موقعی که میخواد صدام کنه با داد و بیداد البته من تو این 9سال درس خوندم و یه دختر6ساله دارم هر سال روز پدر و مادر فقط میرم پیش خونوادم همونم وقتی میام کلی بهونه میگیره باهام حرف نمیزنه پیش خانوادش مسخرم میکنه اگه اونا چیزی بگن حمایتم نمیکنه تمام حرفمون در مورد خرید خونه مسال مربوط به خونه وخانوادش و بچس پوست صورتم و دستم جوش افتاده و چاقم هستم البته تازه فهمیدم تیروئید دارم وبه خاطر اونه اما دائم بهم میگه چندش آوری آخه خانواده خودش همه باربین واقعا خودشم همینطورحتی گاهی ابراز پشیمانی میکنه اما حرف از جدایی نمیزنه منم یه وقتایی بهش میگم یه مدت از هم دور باشیم تا درست تصمیم بگیریم نمیزاره پیش روانشناسم نمیاد نمیدونم ازش جداشم یا نه؟تازه مهریه رو بهش بخشیدم و فقط14سکه مهرمه به خاطر بچه و بیکار بودنم دودلم از طرفی میترسم جداشم پشیمون بشم اگه یه کار ثابت داشتم شاید برام راحتتر بود
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    شما در رابطه جنسی با شوهرتان از کی اینجور بودید ؟که به ماهی یکبار ختم میشه؟

    شما یا شوهرتان در ارتباطات جنسی خود مشکلی دارید ؟(سرد مزاجی)
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    zohree آواتار ها
    سلام میمنت جان
    فکر کردن به طلاق تو مرحله آخره، اول ببین واقعا راهی واسه حل مشکل وجود نداره ، فکر میکنی چرا همسرت بهت بی توجهه؟ فقط به خاطر ظاهرت؟ از ابتدا این طور بود؟ اگه بتونی دلایلشو پیدا کنی و تا اونجا که میتونی برطرفشون کنی رابطتون خیلی بهتر میشه ان شاالله
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز اول اینکه چرا اینقدر زود کنار کشیدی
    بگو ببینم رابطه جنسیتون چطوریه آیا همسرت ارضا میشه تو چطور بیشتر کی پیشقدم میشه
    روابطتون در زمان بعد از رابطه چند روز بعد چطوره؟
    در ممورد تیروئید وقتی تنظیم بشه هم لک ها و هم وزنت ثابت میشه
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.
    خواهر عزیز تا حالا از شوهرتون پرسیدید چرا با خانواده شما بد رفتاری میکنند؟

    چرا رابطه ندارند؟

    شوهر شما باید حتما به یک مشاور رجوع کنند و از نظر روانشناختی مورد بررسی قرار بگیرند
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    خواهر عزیز با اینهمه توضیحاتی که دادید بازم باید بگم شوهرتان باید به روانشناس مراجعه کنند و از نظر روانشناختی مورد بررسی قرار بگیرند.

    همیشه اولین راه آخرین راه نیست ( طلاق گرفتن راه اول نیست )سعی کنید باهاشون تا میتوانید از راه مهر و محبت کلامی و غیر کلامی حرف بزنید حتی اگه مثل همیشه با شما برخورد نامناسبی داشته باشند مطمئن باشید با پافشاری به مهر و محبت کردن خودشان کم کم به شما گوش خواهند داد.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    zohree آواتار ها
    میمنت جان ببخشید به نظر من همسرت اخلاق های بدی داره اما همه این بد رفتاریها به خاطر اخلاق های بدش نیست به نظر من اون با تو یه مشکلی داره که فکر میکنه گفتنش فایده ای نداره و باید تحمل کنه، تو باید بفهمی اون مشکل چیه؟ سعی کن تو یه گفتگوی محبت آمیز و خیلی دوستانه ازش بپرسی مشکلش چیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام
    راسش من تجربه ای ندارم و نمیتونم نظر کارشناسانه ای بدم ولی از حرفاتون احساس میکنم همسره شما داره با شما لج بازی میکنه . مثله یک کودک که لج میکنه
    من با نظره زهره جان موافقم . احتمالا مساله ای باعث شده که همسرتون این برخورد هارا از خودش نشان میده
    بهتره به دنبال اون مسئله ای باشین که ایشون را اذیت میکنه
    تو حرفاتون گفتین که همسرتون گفته :
    «مشکلات منو هیچ کس نمیتونه حل کنه»
    این حرفه ایشون در نظرمن این را نشون میده که همسرتون از مساله ای زجر میکشه .
    اینکه احساس کنید همسرتون به شما علاقه نداره درست نیست . چون اگر شما را دوست نداشتن در برابرتون بی تفاوت رفتار میکردن ولی باحرفاتون مشخصه که فقط به خاطره مساله ای که داره آزارش میده بهانه جویی میکنه
    برای رفع مسئله بهتره بدنبال پیدا کردن اونچه باعث آزارهمسرتون میشه باشین
    (گاهی مردها وقتی احساس میکنند که زن در مقام  بالاترازشون هست دچار این لج بازی ها میشوند )
    فقط دوست داشتم با گفتن نظرم که البته فقط یک نظره شخصی هست به شما کمک کنم . امیدوارم هر چه زودتر علت را بیابین
    موفق باشین
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    راسش من کم تجربه تر و خام تر از اونی هستم که بخام نظری بدم ولی این حرف که با توجه کمتر طرف مقابلت را جذب میکنی تقریبا درسته البته بحثش مفصله و این هم به خاطره این که طرف مقابلت درک کنه تو از بعضی مسائل ناراضی هستی و البته باید به شیوه درست این کار را انجام داد . بهتره از کارشناسان بخاهین تا در این مورد شما را بیشتر راهنمایی کنند چون احتمالا مسئله شما بر میگرده به گذشته همسرتون و برخورد های پدرشون .
    امیدوارم موفق باشین
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    با سلام
    به نظر من درسته که طلاق اولین راه نیست اما شما به گفنه خودتون چند ساله که صبر کردید و بهش محبت کردین و جلوش کوتاه اومدین
    اگر به گفته دوستان اون از مسئله ای هم از طرف شما ناراحت باشه دلیلی نداره اینهمه شما رو اذیت کنه و اگرم اینجور باشه بازم مقصر اونه شاید اصلا اون موضوع چیز مهمی نباشه و یا دروغ باشه پس این حق شما نیست که بخاطر ذهنیت اشتباه اون اینهمه زجر بکشید
    اون اشتباه خودشه که ذهنیت و اخلاقش اونه و تاوانشم باید خودش ببینه نه شما
    الان اون داره به اون چیزی که میخواد میرسه شکنجه شما
    اگر میبینید خانوادتون ازتون حمایت میکنه و میتونید رو پای خودتون بایستید شاید بهتر باشه یکم از خودگذشتگیتون رو کمتر کنید
    من واقعا تعجب میکنم که تا الان چجوری اینهمه صبوری کردید
    معلومه خیلی تلاش کردین که زندگیتون خراب نشه اما تو زندگی به نظر من تا نظر 1طرفه باشه هیچ فایده ای نداره همسر شما برای خوب بودن و سالم بودن این زندگی هیچ تلاشی نمیکنه
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •