تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چجوری برادرمو اگاه کنم؟؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:SAMA ASEFI
آخرین ارسال:rahaii
پاسخ ها 18

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

چجوری برادرمو اگاه کنم؟؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    باسلام.لطفا راجع به این موضوع کمکم کنید.متشکرم.
    من یکی از برادرام از خودم کوچکتره.17سالش هست.از وقتی وارد دبیرستان شد براش گوشی خریدیم.اول دبیرستان افت تحصیلی  داشت. دیگه با دوستای قدیمیش نمیگشت.یه دوستایی پیدا کرده بودکه اصلا افراد خوبی نبودن و پدرومادرم یکسره بهش میگفتن که با این افراد نرو.عاقبتت خراب میشه و از این حرفا. رابطه برادرم با من نسبت به خواهرو برادر بزرگترم خیلی بهتره.
    رازهاشو با من در میون میذاره.وقتی که من میدیدم با این افراد میره خیلی نصیحتش میکردم که نرو .داری به بیراهه کشیده میشی.گوشش به این حرفا بدهکار نبود.تا اینکه پارسال ضررشو دید.به اسرار یکی از دوستاش میرن بیرون با موتورو تصادف سختی میکنه.خدا اونو دوباره بهمون برگردوند.خدا میدونه تو این مدت همه اعضای خانواده چقد غصه خوردن.خلاصه با کلی صحبت کردن باهاش رابطه شو با دوستاش خیلی کم کرد.البته با گوشی با هم در ارتباط بودن.امسال با گوشیش یکسره چت میکرد طوری که معتاد چت شده بود.درس اصلا نمیخوند.پدرو مادرم خیلی نصیحتش میکردن ولی گوشش پر شده بود از این حرفا.پدرو مادرم مدام اونو با ماها مقایسه میکنن.میگنن به خواهر برادرات نگاه کن یکم یاد بگیر ازشون.اخر عاقبت تو چی میشه. (چون ما تو درسامون موفق بودیم)خلاصه 2روز پیش که کارنامه شو گرفتیم دیدیم که 5تا درسشو افتاده.مادرم خیلی بهش گفت که فلانیوببین همه شو قبول شده اما تو چی.؟   اون احساس پوچی میکنه.میگه دیگه هر جورهم بشه نمیخوام ادامه تحصیل بدم.میگه میخوام ترک تحصیل کنم و برم کار کنم.مادرمم به خاطر بیماریشون نباید تحت فشار عصبی قرار بگیره .ماسعی میکنیم شرایط خونه رو اروم نگه داریم که خدایی نکرده برای سلامتیشون بد نشه.حالا هم من به مادرم گفتم که برادرمو راضی کردم که درس بخونه ولی اون تصمیم جدی گرفته میخواد ترک تحصیل کنه.
    یه موضوع دیگه هم اینه که وقتی من ازدواج کردم همسرم هم شدیکی از مبناهای مقایسه ای با برادرم.به همین خاطر سعی میکنم زیاد نیاد خونه ما.چون اگه بیاد باز برادرم باهاش مقایسه میشه و سرکوفت میخوره.من واقعا نگران برادرم هستم. 
    موضوع دیگه هم اینکه ما چون از نظر مالی و موفقیت تحصیلی بالاتراز فامیل هستیم برای مادرم خیلی سخته که بپذیره پسرش اینده اش اینجوری بشه.
    میخوام کمکم کنید و بگید که چجوری میتونم به داداشم کمکم کنم که تصمیمشو عوض کنه؟؟؟؟من باید ارامشو به خونه برگردونم.خواهش میکنم کمکم کنید.متشکرم ازتون.
                       [img]/images/smilies/mili/24.gif[/img][size=large]زن قداست دارد.
                 برای با او بودن باید مرد بود نه نر....[/size]
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    من یک عضو ساده هستم و نمیتونم نظر کارشناسانه بدهم ولی دوست دارم نظر خودم را بگم
    اول از همه بنظرم باید دید چرا به دوستان و چت وابسته شده و
     یک کمکی که میشه شما به برادرتون داشته باشین اینه که با خانواده خودتون صحبتی داشته باشین تا به جای تحقیر کردن برادرتون بیشتر به اون بها بدن
    اینکه دائم مورد مقایسه با اعضا خانواده و یا فامیل بشه بیشتر باعث فاصله اون از خانواده میشه
    و با تحقیر شدن در منزل هیچ پیشرفتی را نمیشه براش ترسیم کرد
    خانواد هم باید کمی همکاری کنند و دست از سرزنش بردارن و از در دوستی با او وارد شوند
    این نظر شخصی من بوده
    امیدوارم دوستان مشاور بتونند با ارائه نظرهای کارشناسانه بیشتر بهتون کمک کنند
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    دوست عزیز نمیدانم برادر شما فرزند چندم خانواده هستند؟

    شغل پدر و مادرتان چیه؟

    ارتباط والدینتان با برادرتان چه جوره؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    متشکرم دوستان.فرزند چهارم هست.خانواده صمیمی هستیم.قبلا رابطه با برادرم عالی بود.اعتمادا بهش عالی.از وقتی با دوستای ناباب میگرده خب کمتر حرف پدرومادرمو گوش میده.درواقع برای حرفای منطقی اونا دلایل غیرمنطقی میاره.من خیلی با خانواده صحبت میکنم که این رفتارا اقتضای دوره ی نوجوونیه ولی اونا قبول نمیکنن.چون ما این رفتارارو نداشتیم.چون خانواده دوستاش خیلی راحتن.طرف دوست دخترشو برمیداره میبره خونه هیچ حیایی هم نداره و این رفتارا رو برادرم هم تاثیر گذاشته. حالاهم خیلی ناامیده و میخواد ترک تحصیل کنه.ولی چون حرفای من روش تاثیر داره میخوام یه راه حلی پیش روم بذارین که کمکش کنم.نمیخوام اینده تباهی داشته باشه.
                       [img]/images/smilies/mili/24.gif[/img][size=large]زن قداست دارد.
                 برای با او بودن باید مرد بود نه نر....[/size]
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    دوست عزیز همان طوری که گفتید بسیاری از مسائل و مشکلات در نوجوانی برای هر کسی پیش میاد از جمله ناسازگاری با پدر و مادر و سرپیچی از آنها و تاثیر پذیرفتن زیاد از دوستان و همسالان و ...

    برادر شما ظاهرا در خانواده قبلا بسیار مورد محبت و مهر قرار میگرفته اند و در مقابل آن زیاد هم مورد مقایسه و سرزنشکه همین امر در برادر شما احساس پوچی را بوجود آورده و خودش را در یک سر دو راهی میبیند.

    راهی که من پیشنهاد میکنم این است که شما و دیگر اعضای خانواده ، مخصوصا والدین شما اولا دست از سرزنش و مقایسه کردن بردارند که بیشترین آسیبها را در نوجوانی به وجود میآورد و در مقابل(راه حل) با مهر و محبت و نزدیک شدن و دوست شدن با برادرتان میتوانند ایشان راهنمایی کنند و بدانید که با مهر و محبت میتوانند هر چه را که بخواهند در برادرتان بوجود آورند.

    یک نکته : این که در این سن نوجوانان بیشتر از دوستانشان حرف شنوی دارند شما میتوانید از دوستانی که شما آنها را تایید میکنید و دوست برادرتان هستند کمک بگیرید.

    جمله ی که خیلی زیاد شنیده ایم یادتان باشد: از محبت خارها گل میشوند.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام.متشکرم از راهنماییهاتون.
    شما میگین من از دوستای برادرم کمک بگیرم.چجوری این کارو انجام بدم؟؟اصلاممکن نیست.
    به قول خودش من باهاش رفیقم.اون سرزنشه بیشتر از جانب مادرم هست اونم مقطعی هست یعنی مثلا وقتی یک نفرموفق رو میبینن بعد با داداشم صحبت میکنن بعد بحث مقایسه پیش میاد بعدش شروع میشه بحثا. پدرم غرور برادرمو نمیشکنن.بیشتر سکوت میکنن تا خودش یه راه حلی پیدا کنه .البته نصیحت هم میکنه ولی نه مخربانه.
    برادرم به یه تلنگر احتیاج داره.و من نمیدونم چجوری اون تلنگرو بهش بزنم.اخه اون تا سوم راهنمایی نفر اول کلاسشون بود.پس بازم میتونه.
    یه بار بردمش پیش مشاور.البته با ده تا ترفند.چون حاضر نبود بیاد.حرفای مشاوره خوب بود ولی گفت چند جلسه باید بیاین اونم نیومد بریم. حالا میخوام بهش کمک کنم دوباره درسشو بخونه و فکر ترک تحصیلو از مخش بیرون کنه اما چجوری نمیدونم.؟؟
    نصیحت که جواب گو نیست.پس چیکار کنم؟؟
                       [img]/images/smilies/mili/24.gif[/img][size=large]زن قداست دارد.
                 برای با او بودن باید مرد بود نه نر....[/size]
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    ایا این درسته که من رابطه ام با همسرم کمرنگ کنم تا ضربه وارده به برادرم کمتر بشه؟؟؟؟چون من تازه ازدواج کردم.میترسم این موضوع باعث دلسردی همسرم بشه.
    لطفا یه راه حلی بدین اگه ممکنه.
                       [img]/images/smilies/mili/24.gif[/img][size=large]زن قداست دارد.
                 برای با او بودن باید مرد بود نه نر....[/size]
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام دوست گرامی
    اینکه رابطه اتون را با همسرتون کمرنگ کنید اصلا کار درستی نیست در واقع شما میخاید همسرتون را قربانی برادرتون کنید از طرفی حس میکنم که زیاد در قبال برادرتون احساس مسئولیت می کنید ولی این حس نباید مانع تخریب رابطه شما بابرادرتون بشه
    اگر بخام نگرانی های شما را فهرست وار بگم
    یکی اینکه دوست دارید برادرتون راغب به تحصیل بشه
    و دیگری اینکه با دوستان بهتری رفت و آمد کنه
    آیا نگرانی دیگری هم وجود دارد ؟
    برای ترغیب برادرتون به تحصیل اول از همه این را باید بدانید که هیچ کس از نصیحت خوشش نمیاد مخصوصا افراد نوجوان که دوست دارند مستقل رفتار کنند و با رفتارهای استقلال طلبانه نشون بدهند که مستقل شدند این جریان را شدیدتر نشون می دهند پس سعی کنید اگر نصیحتی هم هست غیر مستقیم بیان بشه در مورد تحصیل هم باید سعی کنید که در ایشون انگیزه بوجود بیارید باید بررسی کنید که دلایل عدم انگیزه ایشون به درس خوندن چیه و موانع را برطرف کنید از طرفی سعی کنید که زیاد به ایشون سخت نگیرید و با گفته هاتون مبنی بر اینکه " من میدونم که شما کار نسنجیده ای انجام نمی دهید و کاملا به شما اعتماد دارم و .. " که این گفته ها اعتماد به نفس ایشون را بالا ببره ایشون را ترغیب کنید
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    سلام بر سلما عزیز

    راسش خاستم یک کوچک نظرم را بدهم .اینکه به فکره این افتادین که روابطون را با همسرتون کمرنگ کنین اصلا کاره درستی نیست 
    این حرفه مشاور بسیار تاثیر مثبتی داره که به برادرتون این اعتماد را بدین و بگین که من بهت اعتماد دارم که کاره نسنجیده نمی کنی
    امیدوارم موفق باشین
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    با سلام .متشکرم.
    ببینید اگه من نتونم کمکش کنم اینده داداشم خراب میشه.اون تو خونه با من راحتتره.پس میشه کمکش کنم.همسرم هم میگه بهش کمک کن که دوباره بشه همون پسر فعال..میگه منم اگه کمکی از دستم بربیاد براش انجام میدم.این چند روز روش کار کردیم.با همسرم با اسرار بردیمش بیرون.بهش.اعتماد میکنم ولی نمیدونم چجوری باهاش درباره درس بحرفمو قانعش کنم که باید ادامه تحصیل بده.چون امتحانای ما باههم بود بنابراین من اصلا نتونستم طی امتحانا بهش کمک کنم .اون به خاطر اینکه درساشو افتاده فک میکنه اگه بازم بخونه شکست میخوره.
    میخوام بهش تواناییهاشو اثبات کنم.ولی چجوری نمیدونم.خب بهترین راه حلو این دیدم که هر وقت دیدم داره بحث به مقایسه کشیده میشه سریع بین حرفشون بپرم و بحثو عوض کنم.تا اینجوری مقایسه نشه.
    درباره کم کردن رابطه هم درسته این کار منطقی نیست ولی نصیحتم که فایده نداره.پس چجوری بهش ثابت کنم که اون بلده.البته تا حالا ترفندای زیادی رو روش امتحان کردم.کمی به نتیجه هم رسیدم.ولی دیگه زمان زیادی تا امتحانا نمونده.به نظرتون اگه گوشیشو ازش بگیرم و به یه بهانه ای بندازم تو اب بسوزه تا دیگه دست از چت برداره خوبه؟ منطقی نیست ولی فک کنم این راهم باید امتحان کنم.کمکم کنید بگید چجوری حرف این نوجوونارو بفهمیم؟؟امروز باخودم اوردمش بیرون.الان بیشتر دوست داره با ما بیاد بیرون. ببرمش اداره نیروی انتظامی بخش مشاوره چجوره؟بره افرادی رو که گذشته شون خراب شده رو ببینه تاثیر داره به نظرتون.؟؟لطفا کمکم کنید.متشکرم ازتون.
                       [img]/images/smilies/mili/24.gif[/img][size=large]زن قداست دارد.
                 برای با او بودن باید مرد بود نه نر....[/size]
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. بگم؟نگم؟چجوري بگم؟؟
    توسط behzad75 در انجمن مسائل مربوط به نوجوانان
    پاسخ: 17
    آخرين نوشته: 2013_10_10, 14:30
  2. آیا نظریه ی داروین را قبول دارید یا نه؟؟
    توسط مجید70 در انجمن طرح مشکلات فردی(روانشناسی فردی)
    پاسخ: 20
    آخرين نوشته: 2013_09_29, 18:01
  3. دیگه نمیدونم چیکار کنم ؟؟ :(
    توسط mona 2970 در انجمن طرح مشکلات فردی(روانشناسی فردی)
    پاسخ: 22
    آخرين نوشته: 2013_08_25, 17:49
  4. سختگیری پدر در حد عذاب؟؟
    توسط مهسا ع در انجمن سایر مشکلات خانوادگی
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 2013_08_20, 23:35
  5. همسربا چسب یا بدون چسب!؟؟
    توسط بانو در انجمن مقالات مشاوره ای
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2013_03_25, 15:30

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •