تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج


نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: آیا با صیغه موافقید

رأی دهندگان
0. نظرسنجی بسته شده است.
  • بله

    0 0%
  • خیر

    0 0%


ترس از قبول نکردن خانواده ها برای ازدواج زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:bahar1365
آخرین ارسال:bahar1365
پاسخ ها 21

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

ترس از قبول نکردن خانواده ها برای ازدواج

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    کسی نیست بهم کمک کنه؟ فقط سوالاتی ازم پرسیده میشه من به کمک نیاز دارم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    سلام دوست عزیز
    راسش اگر میبینی ما از شما میپرسیم به خاطر روشن شدن مسئله هست و تا زمانی که شما پاسخی ندین و یا حرفی نزنین چطور میخایین مسئلتون را رفع کنید؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    سلام 
    فکر میکنم اگه قصدش سواستفاده بود کل مسائل زندگیشو رو نمیکردمثلا اینکه رمز ورودش و کل مقاله هاشو که تایید کردن و هرچیز مهمی که برای بدست اوردن مدرک دانشگاهیش باشه در اختیارم قرار داده تا دم در خونشون هم رفتیم اگر قصد بدی داشت اینهمه اطلاعات در اختیارم نمیزاشت من راحت میتونم از اون سواستفاده کنم با این مدارک . ولی یه موضوعی هست اینکه میترسه که خانوادش قبول نکنن من از این ناراحتم که چرا با دونستن و شناختی که از خانوادش داشت بازهم پیشنهاد ازدواج داد و چرا تا وابستگی کامل من به خودش ادامه داد و اینکه چرا حالا بفکرش افتاده که ممکنه خانوادش راضی نشن . بهشون گفتم که واقعا ارزش مطرح شدنو ندارم ؟بالاخره یا قبول میکنن یا رد میکنن .فعلا موقعیت مناسبی هم برای مطرح کردن موضوع نیست چون انوادش درگیر عوض کردن خونشون هستن میترسم با مطرح کردن نتیجه عکس بده من فقط میخوام اگه بخواد مطرح کنه چطوری مطرح کنه که خانوادش قبول کنن و بالاخره من هم موقعیت اجتماعی عالی دارم .فقط یه ایراد دارم که اون هم دست خودم نبودو گناه هم نکردم 
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    سلام نمیخوام ناراحتت کنم اما فکر میکنم اگر خانواده سنتی باشند قطعا با مطلقه بودن شما مشکل دارند  و یک نکته دیگه اینکه صیغه کردید عجیبه! درسته مطلقه هستید اما باید قدر و منزلت خودتو نگه میداشتی و نمیذاشتی کاین اتفاق بیافته !! رابطه مثل زن وشوهرا یعنی چی؟؟؟؟ به نظرم خیلی شل اومدی جلو و نباید توقع ازدواج با این آقارو داشته باشی چونکه همه پسرا دنبال خانم هایی هستند برای ازدواج که سنجیده رفتار کنند !
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    سلام
    ببخشيد من خيلي رك و صريح ميگم ايشون قطعاً با شما قصد ازدواج داشته و پيشنهاداتي كه به شما داده فقط بخاطر آزمايش كردن شما بوده شما اگر خوددار بودي و تحت هيچ شرايطي با ايشون رابطه برقرار نكرده بودي جلوي تمام خانواده ش مي ايستاد و براي به دست آوردن شما هر كاري رو انجام ميداد ايشون ديگه الان تمام استفاده ها رو كرده و فكر ميكنه كه اگر با كسي ازدواج كنه كه براش جذابيت داشته باشه موفق تره
    موفق باشيد
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    سلام دوست عزیز
    شما نباید بخاطر مطلقه بودن اتون خودتون را سرزنش کنید بهرحال اتفاقی هست که افتاده و ممکن هم هست که برای هرکسی این اتفاق بیفتد ولی مساله ای که هست این هست که باید درمورد ازدواج دوم اتون کمی بیشتر دقت کنید در این رابطه اشکال هایی هست که براتون میگم و در نهایت خودشما تصمیم گیرنده هستید
    یکی اینکه این آقا بقول خودتون اگر واقعا شما را میخاست و باتوجه به اینکه خودشون گفتن که تنها ایشون میتونن در مقابل مادرشون بایستند میتونستن خانواده شون را راضی کنند پس این تعلل به نظرم کمی قابل تامل است
    دو م اینکه اگر این آقا بقول خودتون میدانست که خانواده شون روی دخترها سخت گیر هستند و درمورد ازدواج ایشون سخت گیری به خرج می دهند پس این ارتباط با شما و به بازی گرفتن احساس دختر پاکی چون شما به نظرم کار چندان منطقی و اخلاقی به نظر نمیرسه
    سوم اینکه در این رابطه،متاسفانه یک سری ارتباطات خارج از چارچوب صورت گرفته که میتونه بر روند تصمیم گیری و علاقه آقا پسر تاثیرگذار باشه
    با تمام این تفاسیر شما سعی کنید که خودتون را سرزنش نکنید بهرحال این اتفاقات افتاده ولی سعی کنید که در انتخاب دوم اتون کمی دقت بیشتری به خرج بدهید میدونم که جدا شدن از ایشون کار سختی هست ولی شما خودتون تجربه یک ازدواج ناموفق را داشتید و بهتر از بنده میدونید آیا این خوبه که خدایی نکرده دوباره اتفاقات ازدواج اولتون براتون پیش بیاد ؟ پس بهتره که تا کار به اونجاها کشیده نشده تصمیم خودتون را بگیرید
    در نهایت اگر به فرض هم با هم ازدواج کردید و با خود آقا هیچ مشکلی هم نداشتید(به فرض) آِیا طاقت سرکوفت شنیدن از مادر شوهر و اقوام شوهر را دارید؟ که خود این مسائل هم میتونه بر ارتباط شما با همسرتون هم تاثیرگذارباشه (حتی اگرخودتون با هم هیچ مشکلی نداشته باشید)
    مساله مشکوک دیگه اینکه خود آقا برای کمتر شدن عذاب وجدانشون به شما پیشنهاد دادند که با خاستگارها ازدواج کنید که این مساله هم در جای خودش قابل تامل است
    پس به نظر بنده به اون آقا محکم و مستقیم بگید که بیشتر از این نمیتونید که با ایشون ارتباط داشته باشید و بهتر است که ایشون  فرصتی داده بشه تا نهایتا (تا حداکثر یک ماه دیگه )خانواده شون را راضی کنند و به خاستگاری شما بیان ودر غیراینصورت شما خودتون را وقف کسی نکنید که اونقدر برای شما ارزش قائل نیست که بخاد بخاطر عشق اش بجنگه و مطئن باشید که خدا تنهاتون نمیزاره و مورد خوبی را سر راهتون قرار میده این دلیل نمیشه بخاطر مطلقه بودن بخاهید که خودتون را به دست هر کسی بسپارید ارزش خودتون را بدونید و مطئن باشید که تاخودتون برای خودتون ارزش قائل نباشید دیگران هم برای شما ارزش قائل نیستن پس اگر بدترین شرایط را هم داشتید باز خودتون را دست کم نگیرید و بخدا توکل کنید
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    سلام به همه دوستان ممنون از راهنماییتون 
    امروز حتما تصمیم نهاییمو بهش میگم و ازش میخوام که تصمیم یگیره راستش از موش و گربه بازی کردن اصلا خوشم نمیاد .تا حالا از اینکارا نکرده بودم خانواده هم نسبت به این رفتارم مشکوک شدن و مادرم خیلی میترسه واقعا ممنونم که بهم کمک کردید من با این آقا صحبت میکنم و نتیجه رو باز هم برای همه میفرستم .انشالله که موفق و سربلند باشید.
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    سلام امروز بهش گفتم که از ادامه این بازی خسته شدم 
    و ازش خواستم مطرح کنه با خانوادش گفتش که خانوادم قبول نمیکنن من هم گفتم که بالاتراز سیاهی که رنگی نیست بالاخره باید تکلیفمون روشن بشه و تا اول ماه رمضان ازم مهلت خواست تا با خانوادش صحبت کنه . از همتون ممنونم موفق و سر بلند باشید
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    سلام و خسته نباشید 
    متاسفانه این آقا قصد ازدواج نداشتن و فقط قصدشون سو استفاده بود که به مقصودش رسید 
    بهم خبر داده که دیگه نمیخواد منو ببینه و اشتباه کرده و خانوادش دنبال یه دخترهستن که پزشک باشه قد بلند باشه پولدار باشه و خونش نزدیک تهران باشه بهش گفتم معیارهای خودت چی بود؟ میگه قد بلند باشه نزدیک تهران باشه فقط کوتاهی قد منو بهونه کرده(قدم 162) چیزی که دست من نیست . بهش گفتم مگه قبلا اینارو نمیدونستی ؟؟؟
    و اینکه نمیدونستی کلا خانوادت با زن مطلقه مخالفن چرا اینکارو با من کردی ؟؟؟
    میگه که فقط با این حرفات میخوای منو مقصر کنی . واقعا برای خودم متاسفم 
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    سلام
    کار عاقلانه اینه ک
    1:رابطه جسمی نداشته باشی دیگه
    2:اگه ایشون از تصمیمات خانوادش با خبر بودن و میدونستن ک ممکنه مخالفت کنن!با این وجود چرا پا پیش گذاشتن؟!
    3:اینجا بازم ما چند فرضیه داریم ک 1:ایشون یا قصدشون سوءاستفاده بوده2:یا برا ازدواج اولش پا پیش گذاشتن ,اما بعد از تماس جسمی منصرف شدن(اصولا اگه پسری دختری رو بخواد هیچ وقت ازش انتظاری نداره) 3:شمارو میخواد اما قدرت اینو نداره ک ب خانوادش چیزی بگه
    (البته میشد ب نکته 2 بیشتر احتمال داد)

    4:از برادرمون بخوای و بهشون جرات بدی و تشویقش کنی ک مسئله شمارو با خانوادش در میان بزاره حتی اگه قبول نکردن.
    (میشد گفت ک سنگ مفت,گنجشک هم مفت)
    5:ی توصیه برا خواهر عزیزم:
    اینکه شما موقعیت های بهتری دارین مسلما,پ ازتون خواهش دارم ک از ارزشهاتونو ب کسی ندین.حتی اگر خواستگاری شما هم اومد...
    (مهم این نیست ک قشنگ باشی,قشنگ اینه ک مهم باشی...حتی برا یه نفر)
    .
    .
    .
    یادت باشه ک همیشه نیمه خالی لیوانو هم در نظر داشته باشی.
    ./.
    موفق باشی مهربون
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •