انواع سوء استفاده عاطفی

سوء استفاده عاطفی اشکال مختلفی دارد. که عبارتند از :
پرخاشگری - انکار و ناچیز شماری .

پرخشگری :

بد زبانی ، متهم سازی، سرزنش، تهدید و دستور دادن ،شکلهای پرخاشگرانه سوء استفاده میباشند . رفتارهای پرخاشگرانه به طور معمول مستیقم و آشکار هستند .

مقام بلامنازعی که سوء استفاده کننده از طریق بی اعتبار ساختن سوء استفاده شونده به دست می آورد تعادل و خود مختاری حاکم بر روابط سالم بزرگسالی را از بین میبرد .

این الگوی ارتباطی والد - کودک (که شایع ترین شکل سوء استفاده کلامی است ) زمانی به آشکارترین وجه، خود را نشان میدهد که سو ء استفاده کننده ، حالت پرخاشگرانه به خود میگیرد .

- سوء استفاده پرخاشگرانه گاه میتواند شکل غیر مستقیم به بگیرد.

انتقاد ، نصیحت ، ارائه راه حلها ، موشکافی ، استنطاق و پرسش از یک شخص دیگر میتواند تلاشهای صادقانه برای کمک طلقی شود ولی در برخی موارد این رفتارها تلاشی برای تحقیر و کنترل یا خوارسازی است نه کمک.

سوء استفاده کننده وقتی میگوید ---- من این را بهتر از همه میدانم ---- در لحن او ، قضاوت پنهانی است که برای آن موقعیت ، نامناسب است و در روابط هم سطح ، نابرابری ایجاد میکند .

انکار:

سوء استفاده کننده به منظور تحریف یا تکذیب دریافته های سوء استفاده شونده از جهان بی اعتبار سازی را به کار میبندد.

بی اعتبار وقتی رخ میدهد که سو ء استفاده کننده از قبول واقعیت امتناع می ورزد و آن را نمی پذیرد .

برای مثال : اگر سوء استفاده شونده اظهار دارد که سو ء استفاده کننده به او توهین کرده است سوء استفاده کننده مصرانه میگوید ---- من هرگز این کار را نکردم ---- ، ---- من نمیدانم تو درباره چه صحبت میکنی ---- و ...

ناچیز شماری:

نا چیز شمردن شکل افراطی انکار است . در این شیوه سوء استفاده کننده حادثه ای را که اتفاق افتاده انکار نمیکند ولی تجربه یا واکنش عاطفی سوء استفاده شونده را در قبال آن حادثه زیر سوال میبرد .

عباراتی چون ---- تو بیش از حد حساس هستی ---- ، ---- تو خیلی اغراق میکنی ---- یا ---- تو از کاه کوه میسازی ---- همگی بیان کننده این نکته هستند که عواطف و دریافتهای سوء استفاده شونده معیوب هستند و نباید به آنها اعتماد کرد .

ناچیز شماری زمانی رخ میدهد که سوء استفاده کننده میگوید آنچه شما انجام داده اید یا گفته اید ، نامربوط و بی اهمیت است. این فن شکل ظریف ناچیز شماری است .

انکار کردن و ناچیز شماری آسیب زننده هستند . این دو روش علاوه بر پایین آوردن عزت نفس ، ایجاد تعارض و نامعتبر ساختن واقعیت ، احساسات و تجارب ، در واقع میتوانند دریافتها و تجربه عاطفی شما را زیر سوال ببرند و بی اعتبار سازند.