تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مگه میشه ادم عشقشو رها کنه؟مگه عاشقی گناهه! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:amir33
آخرین ارسال:ali-tehran
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مگه میشه ادم عشقشو رها کنه؟مگه عاشقی گناهه!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام

    من پسری 16 ساله هستم الان یک سال است با کسی رابطه دارم...با توافقی که  با همدیگه کردیم  قصدمان ازدواج است و دراین تصمیممان بسیار جدی هستیم و تمام مسئولیت های این عشق را پذیرفته ایم...از انتخاب گرفته تا صبر
    میخواستم بدونم اگه تو رابطه عاشقانه اگه سکس وارد نشه میتونم این رابطه رو برای ازدواج ادامه بدم یانه؟
    تنها گناهم عاشق شدنه!
    [size=large]گاهی خدا انقدر صدایت را دوست دارد

    که سکوت میکند 

    تابارها بگویی:

    (خدای من)[/size]
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام پسرم
    من هم پسري به سن وسال تو دارم كه به همين وضع دچار شده بود
    ميدونم دل هر دوتون لرزيده وبه هم علاقمند شدين و فكر ميكنين عاشق هم شدين اما اينطور نيست
    هميشه فكر ميكنين اين نداي قلبيه اما پس لرزه هاي قبل از زلزله همشون نداي قلب نيست بلكه انعكاسه اونه

    عشق خوبه ولي به وقتش....
    اين خواسته عشق نيست يه نوع هوسه كه اسمشو گذاشتيم عشق
    حتي دوستي دختر و پسر در اين سنين درست نيست چون همون هوسه كه گفتم
    بالغ كه ميشي فكر ميكني بزرگ شدي و نياز داري به جنس مخالف شايد ميخواي خودتو پيش دوستانت نشون بدي كه تو هم آره.....بزرگ شدي و ميتوني خودت تصميم بگيري اما اينطور نيست
    زندگي پستي و بلندي هاي زيادي داره
    از همين الان چند سال بعد شما دوتارو دارم ميبينم....... كه مطمئنم به حرفم اونموقع ميرسين
    من مخالفتي با دوستيهاي ساده دختر و پسر ندارم اما به وقتش ، توي دانشگاه، ... بايد شرايطش فراهم باشه اولين شرطش رشد فكريه ، تجربه گرفتن از بزرگتراست
    من به پسرم فقط يه چيزرو گوشزد كردم:
    الان وقت درس خوندنته اگه دوستيت ادامه پيدا كنه اولاً فكر و ذكرت ميشه اس ام اس به طرف مقابلت  و نميتوني فكرت رو به درس و امتحان معطوف كني ونمرات خوبي بگيري
    (چشم شيطون كر پسر درس خوني دارم)
    دوماً دختري كه بهت علاقمند بشه و زماني برسه كه وقت خداحافظي باشه..... به فكره اونموقع باش چون كسي كه بيشتر از تو ضربه ميخوره اونه..... دلش ميشكنه .... تو كه نمي خواي دل كسي رو بشكوني؟ ميخواي؟

    پسرم اگه اين دوستيه بقول خودت سالم رو ادامه بدي يك حالت پيش مياد و اون اينه كه تو بهش علاقمند ميشي وشايد فكر كني دل كندن ناراحتت كنه اما روزي ميرسه كه رشد عقليت بجايي ميرسه كه اين دوستي و عشق رو خودت به تمسخر و ريشخند ميگيري و دل ميكني.... دل كندن اون سخت تر از توست
    بيشتر فكر كن پسرم..........
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    محیا مودت آواتار ها
    سلام پسر  خوب
    میخوام کمکت کنم
    حرفای  خانمو قبول دارم اما به حرفای منم گوش  کن
    من فقط یه سال ازت بزرگترم یادمه زود تر از تو عاشق شدم اره منم فکر میکردم عشقه
    این خانم از پسرش گفت ولی بزار من از خودم بگم
    ببین .هر چی هر کی زور بزنه بازم  میدونم حرف خودتو قبول داری
    میگی عشق باش قبول کردیم که عشقه
    اما از من شنیده بگیر تو داری الان به بلوغ میرسی .
    دخترا و پسرای ما تو ایران از بس خونواده ها سعی کردنچشو گوششون بسته بمونه که تا یه جنس مخالف میبینن دلشون میلرزه.
    میخوان که عاشق باشن دارن به خودشون تلقین میکنن منم کم به خودم تلقین نکردم.
    یه پسر به سنتورو تا سه سال بعدش با اراده های تو زیر نظر گرفتم
    تو به مرور فرق میکنی خواسته هات اندیشه هات
    کم کم میشی یه پسر بالغ
    کسیم که دوسش داری فرق میکنه
    این طبیعت ادماست تو این سن
    منم عاشق شدم
    اما نه عشق فقط از تنهایی رو اوردم به کسی که اونم حس میکرد عاشقه
    اما وقتی زیادی با کسی میمونی برا هم تکراری میشین
    مام بزرگ شدیم .بلوغ فکری
    فهمیدیم چه اشتباهی کردیم
    ما عاشق نبودیم فقط نیاز داشتیم تنها نباشیم
    برا هم تنهایی هامونو پر میکردیم اونم مثل ت مسمم به ازدواج بود
    اما حالا چی از هم دوریم
    هر کی سی خودش
    حالا دیگه حوصله عاشقی ندارم
    حال اعتماد ندارم
    حال ازدواج ندارم
    اما این حال منه
    میدونم چند سال دیگه دوباره خیلی چیزا تغیر میکنه
    منم تغیر میکنم
    چون دارم بزرگ میشم
    دارم ذره ذره به بلوغ میرسم
    تو هم نظریاتت عوض میشه
    کاش میدونسی  عذاب بعد جدایی چقدر سخته
    اما تجربش نکن
    وقتی بعد یه مدت طولانی جدا میشی
    خیلی چیزارو از دست میدی
    حتی گاهی خودیتتو
    نمیگم باش به هم بزن
    ولی فکر ازدواجو از سر خودتو اون بیرون کن
    سعی کنید دوستای معمولی باشید
    همین
    دوست معمولی نه معشوقه هم
    یادت باشه
    میدونم به حرفام گوش نمیدی
    ولی اون روزی که به حرفام میرسی به یادشون بیار
    همون طور که من الان دارم حرفای اطرافیانمو به یاد میارم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    مرسی ممنون از راهنماییت اما من وقتی فکر فراموشی میزنه به سرم دیوونه میشم من بدرک تکلیف این دختر بیچاره چی میشه میدونم اون یه بلایی به خودش میاره
    [size=large]گاهی خدا انقدر صدایت را دوست دارد

    که سکوت میکند 

    تابارها بگویی:

    (خدای من)[/size]
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    star12 آواتار ها
    سلام
    آقای عزیز اگه میخوای هردوتون راحت زندگی کنین تموم کنین این رابطه رو.
    شما هنوز سنی ندارین.
    اون دخترم همینطور.
    ببینین سختیش فقط چند ماهه باور کنین عادت میکنین.
    اون دختر اگه با شما باشه خیلی ضرر میکنه شما هم همینطور .
    اگه واقعا دوسش دارین تمومش کنین نترسین خودشو نمیکشه. وگرنه الان نصف دخترا باید مرده باشن.
    یه سوال اینکه میگین در آینده ازدواج کنین یعنی چند سال بعد؟
    با چه شرایطی؟
    و یه سوال دیگه خونواده هاتون از این رابطه با خبرن؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    نه خانواده ها خبر ندارن...
    حدود 4 سال دیگه
    [size=large]گاهی خدا انقدر صدایت را دوست دارد

    که سکوت میکند 

    تابارها بگویی:

    (خدای من)[/size]
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    star12 آواتار ها
    امیر آقا 4سال دیگه خیلی زیاده شما که الان 16 ساله هستین با وقتی که میشین یه پسر 20 ساله خیلی تفاوت خواهید داشت.
    من در جواب تاپیک رابطه ی جنسی در دوران دوستی توضیحاتی دادم. خطاب به شماهم گفتم. شما هم بخونین.
    باور کنین بهترین کاری که برای اون دختر میکنین اینکه الان باهاش در ارتباط نباشین.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    محیا مودت آواتار ها
    ااستار جونم به نکته خوبیی اشاره کرد
    اون خودشو نمیکشه
    نترسید
    ببیین چهار سال دیگه تو چی داری برای با اون بودن الا 30 ساله هاشم هشتشون گرو نهشونه
    گاهی جنگ اول به از صلح اخر
    بهت اطمینان میدم الان چیزیش نمیشه ولی اگه ادامه پیدا کنه چرا شاید به ضرر هر دوتاتون باشه عزیز
    من پشیمونم
    تو نذار  یه روزی به جای من باشی
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    بخدا دیگه نمیدونم دارم گیج میشم گیجه گیج
    [size=large]گاهی خدا انقدر صدایت را دوست دارد

    که سکوت میکند 

    تابارها بگویی:

    (خدای من)[/size]
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    بابا یه ذره درک کنید منو عشقمه.جونمه.امیدمه.زندگیمه چطور میتونم بیخیالش شم اخه چطور
    [size=large]گاهی خدا انقدر صدایت را دوست دارد

    که سکوت میکند 

    تابارها بگویی:

    (خدای من)[/size]
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •