تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




از دو دلی خسته شدم... کمک کنید هرچه زودتر... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ali_110
آخرین ارسال:ali_110
پاسخ ها 19

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

از دو دلی خسته شدم... کمک کنید هرچه زودتر...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام خدمت دوستان عزیز و مشاوران گرانقدر همیاری.

    من رسما دیگه دارم به علت دو دلی و تردید، ترک تحصیل میکنم...! خسته شدم باور کنید...

    نمیدونم باید چیکار کنم بالاخره...؟ کدوم رشته برم؟ هرکی میاد از هر رشته ای تعریف میکنه علاقه مند میشم بهش... علاقه ی خودمو گم کردم اصلا...

    من از شما عزیزان عاجزانه میخوام که کمک کنین. بنده الان کارشناسی هستم و برای ارشد میخوام تغییر رشته بدم. وقت برای خوندن هم کمه. یعنی میشه گفت اصل وقتم همین تابستونه. از طرفی وقت کم استرس میده بهم، از طرفی هم دو دلی و تردیدم باعث میشه همینجور سر در گم باشم و وقتم هدر بره...

    مشکل من هم اینه: به هر رشته ای از رشته های علوم انسانی علاقه مندم تقریبا! دارم قاطی میکنم یعنی دیگه. من چه جوری علاقه ی اصلیم رو پیدا کنم...؟!

    وجدانا زود جواب بدین...
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محیا مودت آواتار ها
    این طور که تو نوشتی منم استرس گرفتم قاطی کردم
    اول خوب خودتو معرفی کن
    بگو چند سالته
    چی میخونی
    اصلا چی کاره ای
    قبلنا چی دوس داشتی
    اخه الان کی چی میگه؟
    کلا یکم اروم تر توضیح بده و جامع تر.افرین پسر خوب
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    بنده یک عدد پسر، 21 سال، ترم 6 الهیات. الان فقط محصلم. یعنی شغلی ندارم غیر از تحصیل.

    بزار یکم در مورد شرایطم بهت بگم. من پدرم شغل آزاد داره. به لطف خدا از نظر مالی مشکلی نداریم. برای همین هم خونواده گفتن تو هر رشته ای که دوس داری و فک میکنی معقول و خوبه، ادامه بده تا دکترا _ و از اونجایی که من هم بسیار علاقه مند به تدریس و کار در دانشگاه هستم _، استاد شو و عضو هیئت علمی. منم الان درصدد عملی ساختن همین تصمیم هستم. اما مسئله ای که هست اینه که تو کدوم رشته برم و درس بخونم و از اونجایی که من به رشته های زیادی علاقه مند هستم!، به مشکل خوردم.

    اومدن اینجا از دوستان بخوام که کمک کنن و من از این سردرگمی نجات پیدا کنم.

    این رو هم اضافه میکنم که من بعد از امتحانا، تصمیم گرفتم برم ادبیات عرب و قطعی هم شد و منابع رو هم گرفتم و شروع کردم. الان بعد از یکی دو هفته خوندن، باز مردد شدم. انگار یکی میاد در گوشم میگه روانشناسی هم خوبه ها، جامعه شناسی هم بد نیستا، همین رشته ای هم که الان داری میخونی هم همچین خیلی بد نیست و این داستان همینطور ادامه داره...!
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    باسلام.این جور دو دلی ها و از این شاخه به اون شاخه پریدن در همه مشاهده می شود.شما کمی بی اراده هستید.
    و احتمالا با دیدن یکسری موانع از مسیرتان دلسرد می شوید و تمایل به مسیر تازه ای دارید.اگر منطقی هستید سعی کنید ارشد رو  در همان رشته خودتان که موقعیت شغلی خوبی دارد ادامه بدهید.
    می توانید از ترازوی سنجش استفاده کنید.
    سمت راست کاغذ رشته های مورد علاقه تان و در جلوی انها سمت چپ دلیل علاقه مندی و تمایل به ان رشته را بنویسید.سپس با خودتان رو راست باشید.حالا دلایل قوی و ضعیف در کنار هم هستند.انهایی رو که دلایل قابل قبولی ندارند رو از لیست حذف کنید.حالا در بین باقی مانده ها ببینید اگر در هریک از انها تحصیل کنید چه برنامه در اینده در انتظار شما خواهد بود.یا به عبارتی خودتان چه جایگاهی رو بر حسب تواناییتان می تونید کسب کنید.
    سپس اولویت بندی کنید.همه شرایط رو در نظر بگیرید.ان دلیلی که از همه محکم تر است و بعدا پشیمان نمی شوید را برگزینید.
    به امید موفقیت
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    میدونین خیلی هم نمیشه این مسئله رو با بی ارادگی تفسیر کرد. واسه اینکه من در انتخابات خودم در زندگی، دیدم جایی که به یک نتیجه رسیدم و تصمیم گرفتم که اون رو عملی کنم، به بهترین نحو انجامش دادم.

    با توجه به سوابق و شخصیت خودم، میدونم اگه در اینجا من به جوابی قانع کننده در مورد رشته ای که میخوام ادامه بدم برسم، قطعا ادامه میدم و در اون موفق خواهم بود.

    فقط بحث سر اینه که به اون نقطه مطلوب برسم ولی نمیدونم چجوری...؟!
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    خب شما نگفتید ادم منطقی هستید یا احساسی.این جواب قانع کننده را خودتان باید به خودتان بدهید.مثلا روانشناسی رو دوست دارید؟اگر بله پس باید در ان کمی مهارت+خلاقیت+استعداد داشته باشد.باید بتوانید موضوعات رو تجزیه تحلیل کنید.
    می توانید؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    من به طور کلی منطقی هستم. روانشناسی دوست دارم، ادبیات دوست دارم و ... .

    تجزیه و تحلیل یعنی چه؟ میتونین مثال بزنین؟ چی رو تجزیه و تحلیل کنم مثلا؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    دوست داشتن لازم است اما کافی نیست.مثلا من خودم توی نجوم و برنامه نویسی استعداد دارم چه جوری؟با اطلاعات کم می تونم به نتیجه گیری های جدید برسم.توی جمع حرفی برای گفتن دارم.از فکر کردن در زمینه نجوم و برنامه نویسی و خواندن مطالب روزش حتی شبانه روزی خسته نمیشم.حتی اگه از اسمون سنگ هم بباره من سرسختم و به راهم ادامه میدم.خب از نظر دیگران نجوم برای دختران شرایط خوبی در جامعه نداره.اما من با دلایلی که برای خودم اهمیت داره می تونم با مخالفت ها کنار بیام و دلسرد نشم. مثلا همه به من میگن ارشد شبکه بخون.میگن همه جا بهت کار میدن.بله وسوسه کننده است.من هم در ذهنم(هنوز وارد مسیرش نشدم و از دور نگاه می کنم)خودم رو موفق در اون رشته میبینم.اما وقتی یکم اطلاعاتم رو درباره اش بالا می برم می بینم اصلا از لحاظ ذهنی تحمل سنگینی مطالب و کار در چنان محیط هایی رو ندارم.به حرف های رنگارنگ دیگران بیش از حد توجه نکنین.با مثال گفتم امیدوارم متوجه شده باشید. 
    از ترازویی که گفتم استفاده کن.نتیجه رو برام بفرست.اگر شد همان لیست رو بفرست.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    راهله آواتار ها
    سلام به همیاری خوش آمدین
    1.باید ببینید رشته ای رو که میخاین بخونید اول به ان علاقه دارید دوم بازار کار آن چطور است با توجه به اینکه پسر هستید و باید به فکر آینده کاری نیز باشید
    2.به نظر من بهتره که رشته خودتون رو اگر دوست دارید واسه ارشد هم ادامه بدین اگر کاری براش سراغ داشته باشید
    من لیسانس جامعه شناسی دارم ارشد روانشناسی شاید اگر لیسانسم هم روانشناسی بود موفق تر بودم یعنی تجربه بیشتری داشتم
    3.پیشنهاد میکنم زیاد از این شاخه به آن شاخه نپرید رشته ای که به لیسانستون ربط داره و علاقه دارید رو بخونید
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    یه چیزی رو نگفتم. من یه دوستی دارم که به شدت همه رو توصیه میکنه رشته هایی برن که در آخر کار تربیتی و تولیدی انجام بدن. یعنی مثلا برن روانشناسی که بتونن مشکل چند نفر رو حل کنن، یا مثلا برن جامعه شناسی که بتونن نظریه جامعه شناسانه بدن و کارهایی انجام بدن و نواقص و کاستی ها رو کاهش بدن.

    میشه گفت مهمترین دلیل تردد من هم ایشون هستن. کلا یه جوری با رشته های دیگه رفتار میکنه که انگار خیلی بی ارزش هستن. میگه بعضی رشته ها روندش خیلی بیخوده. مثلا تو میری میخونی استاد میشی درس میدی، باز شاگردای تو میان میخونن استاد میشن درس میدن و همینجور میره جلو و چیزی از توش در نمیاد.

    آیا به نظر شما این تفسیر درسته؟
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •