تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




میخوام به پیشنهاد رئیس متاهلم جواب مثبت بدم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sahra.sa
آخرین ارسال:ماری کوپولو
پاسخ ها 25

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

میخوام به پیشنهاد رئیس متاهلم جواب مثبت بدم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    واقعا از همتون خیلی ممنونم
     بیشترین ضربه رو دارم از وابستگی بیش از حدم به اطرافیانم میخورم.اونقدر که من انرژی و زمان صرفشون میکنم اونها صرف من نمیکنن
    به هر کدوم هرچه قدر بیشتر ابراز علاقه میکنم بیشتر ازم فاصله میگیره و در کنار این ها وقتی بیشتربه کسی بی محلی میکنم بیشتر به سمتم میاد
    من باید از وابستگیم به اطرافیانم کم کنم .اینو مطمئنم
    حالا حس میکنم با رد نکردن رئیسم این اتفاق ناخودآگاه میفته.شماها اینو قبول ندارید؟
    به چشم خیانت و.. نگاه نمیکنم.میخوام این ارتباطو مدیریت کنم که اون سمتا نره و بتونم منم توجه و محبت و... دریافت کنم
    من مدت ها یه مشاور ثابت و به قول خودش یه مدد کار داشتم ولی به دردم نخورد .کسی نمیتونه درک کنه زندگی جه قدر برام سخته و چه قدر روزهام بد میگذره و جه قد برام عذاب آوره که هر شب با گریه خوابم میبره و مرتب از خودم و از خدای بالا سرم میپرسم چرا من باید انقدر عذاب بکشمو انقدر سختی و گرفتاری تو زندگیم باشه  و...
    من هیچ روزنه ی امیدی تو زندگیم پیدا نمیکنم.هیچی
    دلم میخواد بمیرم
    اما از روزی که این مرد شروع کرده یه کم حال و هوام بهتره.متوجه تمام بدی های رابطه هستم اما سهم من از دنیا چیه
    همش عذابه؟؟
    اگه قراره زنده بمونم باید یه دلیل داشته باشم و این مرد میتونه دلیلش باشه.نمیتونه؟حداقل تا زمانیکه بتونم رو پای خودم وایسم
    بعد ارتباطو قطع میکنم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    صحرای عزیز
    خب گل من خودت  داری میگی وابستگی شدید یه اطرافیان...خب ما باید برای هر کسی یه محدوده ای رو انتخاب کنیم...
    باید مشخص کنی که مثلا به فلان دوستت چقدر وابسته باشی و به فلان دوستت یا خواهر و برادرت چقدر...
    همین که میگی اگه بهشون اهمیت ندیم میان سمتم....حالا تو رابطتو با اطرافیات یکم کمتر کن...دنبال دووستای جدید باش..دوستایی که اگه سمتشون بری ازت دور نمیشن...ببین بودن با چ کسایی برات باارزش تره...
    عزیزم شاید با رد نکردن جواب رئیست این اتفاق بیوفته ولی خب به مرور از بین میره و عوارض وابستگیت به اون اقا بیشتر از رد کردنش هست.
    دوست من هراتفاقی که برای هرکسی میوفته مقصرش خودشم هست...
    همین فقط نشستنها و فکر کردن ها که چرا اینطوری شد و اونطوری نشد مشکلی رو حل نمیکنه شایدم بدتر کنه..
    خودمون باید تلاش کنیم که زندگیمونو عوض کنیم...
    البته نه با کارهای اشتباه...توی این موقع ها حس میکنیم کسی مارو درک نمیکنه...همه به فکر خودشونن...
    من به این حرفی که میزنم ایمان دارم...اول ادم باید خودشو تغییر بده تا اطرافیانشم تغییر پیدا کنن...
    همین جملات منفی که داری میگی خودش اشتباهه....باید امید داشته باشی....اگه امید نداشته باشی که کل زندگیمونو باختیم...
    میتونی دلیل بهتری جای این مرد بزاری....
    به این فکر کن که اون مرد سهم تو نیست...ااون برای خانواده اش هست..
    خودتو بزار جای همسر اون مرد...فکر کن دوتا پسر داشتی و همسرت به دختر دیگه ای که شرایز تورو داشت ابراز علاقه میکرد...تو قبول میکردی؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    با سلام و درود
    من به عنوان یک مشاور نظرم اینه که:

    من به شما تبریک می گم که از برخی از مشکلات خودت آگاهی(وابستگی و بی هدفی و ...)!
    و این جای امیدواریه و از طرفی تو گفتی که قبلاً یه مددکار داشتی، مددکاری ارتباط زیادی به مشاوره نداره و باید بدونی که می تونی به خودت کمک کنی! 
    تو مشکلاتی را داری و همین مشکلات باعث وابستگی تو به اون فرد شده و باید این وابستگی ات را درمان کنی، و اگر درمان نشه آسیب های زیادی به تو می زنه و همین وابستگی چه بسا باعث رابطه ... تو با اون فرد بشه، باید بدونی که شاید تو نخوای اما اون طرف را که در ذهنش نیستی بدونی چی تو ذهنش می گذره!

    باید بدونی که فردی که متاهل هست و به نوعی نیازهای عاطفی و جنسی اش در خانواده می تونه برآورده بشه، وقتی به سمت روابط فرا زناشویی می آید، نمیشه به اون اعتماد کرد، و تو به خاطر ضعفهایت به راحتی به او داری اعتماد می کنی! به عنوان یک مشاور خانواده، ده ها مورد از این موارد را تجربه کرده ایم و ...

    من به عنوان یه مشاور نظرم اینه که ابتدا بایک مشاور باتجربه به طور حضوری ملاقات داشته باشی و از هزینه های احتمالی آن نترس و اگر اون مناسب نبود پیش یکی دیگه برو، تا بالاخره کسی را بتونی پیدا کنی که کمکت کنه، چون در غیر اینصورت شاید این رابطه برای مدتی به تو کمک بکنه تا از لحاظ عاطفی مدتی خشنودی و رضایت را تجربه بکنی اما راه حل دائمی برای مشکلات تو نیست!
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    میدونی دوست عزیز میخوام خواهرانه فقط چند کلمه بگم چون از سرزنش خوشت نمیاد امیدوارم به پای سرزنش نذاری .میخوام خودت رو جای خانم اون بذاری و ببینی چه حالی بهت دست میده وقتی شوهرت همچین کاری بکنه ببین عزیزم شاید مشکلات زیاد داشته باشی اما این مشکلات رو امتحان الهی بدون و سعی کن سرافراز ازش بیرون بیای.این دنیا گذرایه آجر آخرت رو با اشتباه از بین نبر.باور کن مردها هوس بازن و وقتی یکی دلشون رو بزنه رهاش میکنن اون وقت دنیایی که ساختی خراب تر میشه پس سعی کن خشت هایی که رو هم برای ساخت زندگیت میسازی  با خراب کردن زندگی یه نفر دیگه نباشه من اهل نصیحت نیستم ولی چون یه نفرم مثل خانم اون که باید بی گناه بسوزه دلم به درد میاد شوهر من هم با یه دختر دوست بود اون پدر نداشت و مشکلات زیاد داشت دائم شوهرم رو باج میکرد و شوهرم هم دیوانه وار طرفش بود ولی خدا کمکم کرد و شوهرم از اون دختر روگردان شد و هر چی ازش داشت دائم تهدیدش میکرد این جوری میکنم اون جوری میکنم و حتی بهش گفته بود عروسیش رو به عزا تبدیل میکنه و..خلاصه عزیزم فقط خواستم بهت بگم دنبال هوس نرو با خدا باش خدا خودش بهترین راه رو پیش روت میذاره
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    باید خجالت بکشی از اینکه موافقت کنی وساپورت زندگی یه زن دیگه و بچه هاشو  ازشون بگیری.قیدشو بزن.چون خوشبخت نمیشی
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •