تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




همسرم مهمونی نمیاد! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:static
آخرین ارسال:static
پاسخ ها 8

همسرم مهمونی نمیاد!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام. من آشنایی یک ساله با همسرم قبل از ازدواج داشتم و الان 3 ماه هست که با هم زندگی میکنیم. بعد از عقد ما مراسم عقد 2 خواهرم بود به فاصله دو ماه از هم اما حاضر نشد بیاد و همیشه قبل از ازدواج هم میگفت که از مراسم ازدواج متنفره و فرقی نداره برای فامیل خودش هم نمیره اما برای دوستاش میره، البته نه با خوشحالی. تو خونواده خودشون این مساله مشکلی نداره چون کلا خونوادش همین طور هستند و معمولا مهمونی نمیرن اما خونواده من به این مسائل خیلی اهمیت میدن و نیومدن داماد باعث میشه احساس بی احترامی بهشون دست بده و تو فامیل که کلا همه فکر میکنن مشکل داریم! از همه اینا مهمتر حس بدیه که از کنارم نبودنش به خودم دست میده و اون مراسم واسم عذاب آور میشه. به هر زبونیم باهاش حرف میزنم حاضر به اومدن نمیشه 2-3 ماه دیگه عروسی خواهرم و 2 ماه بعدشم عروسی اون یکی خواهرم هستش و هر چند روز یکبار داره بهم میگه ببین 2 بار با هم سر این مساله دعوا کردیم باز گیر نده بیاما!!! (هر دوبار تا شب قبلش قرار بود بیاد و یهو شبش گفت نمیاد!) و منم از الان دارم به اون روز فکر میکنم و .... خواهش میکنم کمکم کنین که چطور این مشکلو حل کنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خوش آمدید

    همسرتون، خواهر و برادری هم دارند؟ (اگر دارند)آیا ازدواج کرده اند؟

    حتما بین عروسی فامیلشون با دوستانشون تفاوتی رو احساس می کنند. فکر می کنید چرا حاضر نیستند به عروسی خواهرهاتون بیان؟ و چرا به عروسی دوستانشون میرن؟

    آیا در مهمانی های دیگر(غیر عروسی) هم شرکت نمی کنند؟

    برخورد خانواده شما و خودشون با نیامدن همسرتون در مجلس عقد خواهرهای شما چی بوده؟ رابطه اشون با شوهرخواهرهاتون چطوره؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام عزیزم

    دلیل کارشو براتون توضیح می ده یا با جوابهای بی منطق تفره میره
    ایا برای شما عروسی و مجلس گرفته شده اگه گرفته شده همسرتون از ان مجلس خاطره بدی نداره
    یا شاید به شوهر خواهراتون حسودیش میشه
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام عزیزم
    خیلی سعی کن خودت را درگیر این مشکلات نکنی.فکر نمیکنی اگر یکم بیخیالتر باشی و به همسرت بگویی خیلی دوست  دارم بیایی ولی اگر تو ترجیح میدهی نیایی من به نظرت احترام میگذارم بهتر است
    شاید یکم همسرت هم در فکر برودو نظرش را تغییر دهد  چند روز این راه را امتحان کن
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    ممنون از همه دوستان.
    کلا از مراسم خوشش نمیاد! برای دوست‌هاشم چون مجبوره میره! چاره داشته باشه اونا رو هم نمیره! برای خودمونم همه تلاششو کرد که مراسم نگیریم، که آخر هم نگرفتیم. رابطه اش با خونوادم بد نیست اصلا و باجناق‌هاشو دوست دارهو فقط با مراسمی که برای ازدواج هست مشکل داره!
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خب شخصیت افراد با همدیگه متفاوته. برخی درونگرا هستند، برخی برونگرا. در میان افراد برونگرا هم البته کسانی پیدا میشن که مساله ای مشابه با همسرتون دارند، یعنی عدم تمایل به مهمانی رفتن

    شاید دلیلش این باشه که در مهمانیهای قبلی بهش خوش نگذشته؛ یا شاید در خانواده اشون اینطوری یادگرفته که این مهمانیها رو شرکت نکنه؛ شاید دلیل دیگرش این باشه که مثلا مهمانی مختلط برگزار بشه یا گناهی در مهمانی ها انجام بشه که دوست نداشته باشه در چنین مراسمی شرکت کنه

    اما هرچه هست، برای اینکه بتونید همسرتون رو به مهمانی جشن خواهرهاتون بکشانید، نباید کاری کنید که احساس اجبار کنه. باهاش درباره احساسش از مهمونی اومدن صحبت کنید. بهش بگید که میدونید از مهمونی اومدن خوشش نمیاد و نظرش هم برای شما محترمه. بهش بگید وقتی همراه هم به مهمانی میرید، بهتون احساس افتخار و خوشی دست میده، نه اینکه بگید وقتی نمیای آبرومو میبری!

    به همسرتون بگید، من میدونم چقدر برات سخته که کاری که دوست نداری رو انجام بدی، اما انتظار دارم به خاطر همسرتم شده گاهی وقتها کوتاه بیای، منم قول میدم جبران کنم. مگه من چندتا خواهر و برادر دارم؟ نمیتونم تو مراسمشون شرکت نکنم و ازت ممنونم که درکم میکنی، ولی واقعا بدون حضور تو این مراسم نه برای من دلچسبه و نه برای بقیه. به نظرت بعدها خواهرم ازم گله نمیکنه که یه خواهر داشتم و ت مراسمم نیومد؟ من دلم نمیخواد اذیت بشی، ولی واقعا دلم میخواد با هم بریم. با این حال تصمیم گیری با خودته، ولی خیلی دوست دارم درکم کنی

    میتونید یه روش دیگه رو هم امتحان کنید، اما شرط داره. روش اینه که از طریق شوهرخواهرتون اقدام کنید. به خواهرتون بگید تا به همسرش بگه با همسر شما تماس بگیره و نظرش رو درباره مراسمشون جویا بشه. چند باری با همسرتون مشورت کنه و در روزهای پیش از مراسم و روز مراسم هم تماسهای بیشتری باهاش برقرار کنه و حتی یه مسئولیت مراسم رو هم به همسر شما محول کنه(مسئولیتی که چندان سنگین نباشه، ولی هم در شان همسرتون باشه و هم نیاز به حضورش داشته باشه). اما این روش رو فقط به شرطی اجرا کنید که همسرتون کوچکترین بویی نبره که از طرف شما داره هدایت میشه. تاکید میکنم اگر همسرتون کمترین احساسی مبنی بر اینکه این کارها از جانب شما صورت پذیرفته بهش دست بده، ممکنه براتون بد بشه. پس، اگر قصدتون استفاده از این روشه، باید خیلی مراقب باشید. در صورت نیاز، میتونید اینجا هم مشورت بگیرید.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    ببین دوست عزیز .منم داداشم مثله شوهر شماست اصلا خوشش از عروسی رفتن و مهمونی نمیاد وقتی هم به زور میبریمش دم در وایمیسته و اصلا داخل نمیاد اینجور ادما مدلشون اینجوریه خوششون نمیاد هزارم بگی همه ناراحت میشن اهمیتی نداره واسشون چون وقتی میان عروسی واقعا عذاب میکشن. خودم فکر میکنم افسردگی دارن که اینجورین بحرحال باید کنار بیای با این قضیه بهش بگو بیاد نیم ساعت به احترامشون و بره اگه میخواد داخلم نیاد اگه قبول نکرد کلا ول کن این قضیه رو اذیتش نکن
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام.
    ممنون که جواب دادین ، از نظراتتون استفاده میکنم.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •