تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س) زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سجاد صالحی
آخرین ارسال:روشن
پاسخ ها 20

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    کوثر حبیبی آواتار ها







    ۱۷ . امام باقر علیه السلام می فرمایند:

    «ما عبد الله بشی ء من التحمید افضل من تسبیح فاطمة علیهاالسلام ؛

    خداوند در حمد و ستایش به چیزی برتر از تسبیح فاطمه علیها السلام عبادت نشده است .»

    ۱ . امام صادق علیه السلام می فرمایند:


    «... فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد ادرک لیلة القدر;

    هر کس به شناخت حقیقی فاطمه علیها السلام دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است .»
    ویرایش توسط کوثر حبیبی : 2014_03_14 در ساعت 21:53
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  2. السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)  سپاس شده توسط elnaz.t,nafasebahar,niloofarabi,piroo,rahaii,sokut,محسن عزیزی,ایزدی,تیرا,سبز,سحر1122,شروین

  3. ارسال:12#
    piroo آواتار ها
    شهادت حضرت فاطمه (س)

    لحظات وداع حضرت فاطمه علیهاالسلام



    در اوراق تاریخ

    در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.



    سلیم بن قیس می‌گوید:

    از ابن‌عباس شنیدم كه می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:



    "وصیت می‌كنم تو را كه بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائكه برای من وصف كردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.



    پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."



    پس ابوبكر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:



    تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.



    چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت:



    ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید. عمر گفت: شما كینه قدیم خود را هرگز ترك نمی‌كنید، والله كه می‌روم او را از قبر در آورم و بر او نماز می‌كنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بكشم و در نیام نكنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه كردند كه علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نكشیم ما به اهداف خود نمی‌رسیم. ابوبكر گفت: چه كسی این جرأت را می‌كند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: می‌خواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.



    گفت: مرا بر هر کاری می‌خواهید بگمارید، اگرچه بر كشتن علی باشد. گفتند: از برای همین تو را طلبیدیم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبكر گفت: در وقت نماز در پهلوی او بایست، چون سلام نماز گوید گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عمیس كه پیشتر همسر جعفر طیّار بود در خانه ابوبكر زندگی می‌كرد. بر توطئه ایشان مطلع شد، كنیزك خود را گفت: برو به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام به دور خانه ایشان بگرد و این آیه را بخوان. " وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدینَةِ یَسعَی قَالَ یا مُوسَی اِنَّ المَلاَ یَاتَمِروُنَ بِکَ لِیَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّی لَکَ مِنَ النّاصِحِین."(سوره قصص؛ آیه 20) چون كنیزك آمد و این آیه را خواند، علی علیه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت كند، ایشان قدرت آن ندارند، اگر ایشان مرا بكشند چه كسی با ناكثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد كرد. پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد. خالد بن ولید آمد و در پهلوی آن حضرت ایستاد، پس ابوبكر در اثنای نمازش پشیمان شد، ترسید كه اگر علی علیه السلام شمشیر بكشد؛ اول او را بكشد، پس تشهدش را بسیار طول داد تا آن كه نزدیك شد تا آفتاب در آید، زیرا می‌ترسید كه اگر سلام بگوید خالد به گفته او عمل كند و فتنه‌ای بر پا شود، پس پیش از سلام نمازش گفت: ای خالد! مكن آنچه را گفته بودم، اگر بكنی تو را خواهم كشت.(كتاب سلیم بن قیس؛ ص 255/ احتجاج؛1/240) و این فتنه دفع شد.



    علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.



    همچنین شیخ صدوق روایت كرده است: چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و- او معتمدترین زنان نزد آن بانو بود- فرمود:



    ای امّ ایمن خبر وفاتم، به من رسیده، پس علی را برای من بطلب. چون حضرت امیرعلیه السلام حاضر شد، فرمود: ای پسر عمّ! تو را به انجام مواردی وصیّت می‌كنم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر چه می‌خواهی بگو، فرمود:



    وصیت‌های من اول آن است كه امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی كه تربیت كننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائكه برای من تصویر كردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: ای فاطمه به من بنما كه چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را كه ملائكه از جانب حق تعالی برای او وصف كرده بودند به آن حضرت نشان داد. پس فرمود: وصیت سوم من آن است كه در هر ساعت از شب و روز كه وفات نمایم، در همان ساعت مرا دفن كنی و تأخیر ننمایی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا كه بر من ستم كرده‌اند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: چنین خواهم كرد.



    پس آن بانوعلیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تكفین آن حضرت گردید. پس از آن كه از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن كرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن كه در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن كردند...(علل الشرایع؛185) علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبیّین؛49)




    در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.



    در كتاب روضة الواعظین روایت كرده‌اند كه حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیماری شدیدی عارض گردید و تا چهل روز ممتد شد، چون خبر وفات آن حضرت علیهاالسلام به او رسید امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام را حاضر ساخت و گفت: ای پسرعمّ! از آسمان خبر فوت به من رسیده و من عازم سفر آخرتم، تو را وصیت می‌كنم به چیزی چند كه در خاطر دارم.



    حضرت امیر علیه السلام فرمود: ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت كن. پس بر بالین آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود بیرون كردند. پس ساعتی هر دو گریستند. حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود:



    هر چه می‌خواهی وصیت كن، آنچه فرمایی به عمل می‌آورم و امر تو را بر امر خود اختیار می‌كنم. فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا تو را جزای خیر دهد ای پسرعمّ رسول خدا، وصیت می‌كنم تو را اول كه بعد از من امامه را به عقد خود درآوری. او برای فرزندان من مثل من است. پس فرمود: برای من تابوتی قرار ده، زیرا كه ملائكه را دیدم كه صورت تابوت برای من ساختند. پس فرمود: باز وصیّت می‌كنم تو را كه نگذاری كه یكی از آنها كه بر من ستم كرده و حقّ مرا غصب كردند بر جنازه من حاضر شوند، زیرا كه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند، و نگذاری كه احدی از ایشان و نه از اتباع ایشان، بر من نماز بخوانند، و مرا در شب دفن كنی، در وقتی كه دیده‌ها در خواب باشد. (روضة الواعظین؛151)



    ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.



    در كشف الغمّه روایت كرده‌اند چون وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیك شد، اسماء بنت عمیس را گفت: آبی بیاور كه من وضو بگیرم، پس وضو گرفت - به روایتی دیگر غسل كرد - و بوی خوش طلبیده و خود را خوشبو گردانید و جامه‌های نو طلبید، پوشید و فرمود:



    ای اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم از بهشت، چهل درهم كافور آورد، حضرت آن را سه قسمت كرد و یك بخش را از برای خود گذاشت و یكی را برای من و یكی را برای علی، آن كافور را بیاور كه مرا به آن حنوط كنند. چون كافور را آورد، فرمود: نزدیك سر من بگذار، پس رو به قبله خوابید و جامه‌ای بر روی خود كشید و فرمود: ای اسماء مدتی صبر كن، بعد از آن مرا صدا کن، اگر جواب نگویم، علی را طلب كن و بدان كه من به پدر خود ملحق گردیده‌ام.



    اسماء ساعتی انتظار كشید، بعد از آن فاطمه علیهاالسلام را ندا كرد، صدایی نشنید، پس گفت: ای دختر مصطفی، ای دختر بهترین فرزندان آدم، ای دختر بهترین كسی كه بر روی زمین راه رفته است، ای دختر آن كسی كه در شب معراج به مرتبه قاب قوسین او ادنی رسیده است. چون جواب نشنید جامه را از روی مباركش برداشت، دید كه مرغ روحش به ریاض جنّت پرواز كرده است، پس بر روی آن حضرت افتاد و آن حضرت را می‌بوسید و می‌گفت: چون به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌رسی. سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.



    در این حال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از در آمدند و گفتند: ای اسماء! چرا مادر ما در این وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به خواب نرفته ولیكن به رحمت خداوندی واصل گردیده است، پس حضرت امام حسن علیه السلام خود را بر روی آن حضرت افكند و روی انورش را می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روحم از جسد مفارقت كند، و حضرت امام حسین علیه السلام بر پایش افتاد و می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر بزرگوار! منم فرزند تو حسین. با من سخن بگو پیش از آن كه دلم شكافته شود و از دنیا مفارقت كنم.



    پس اسماء گفت: ای دو جگر گوشه رسول خدا بروید و پدر بزرگوار خود را خبر كنید و وفات مادر خود را به او برسانید. پس ایشان بیرون رفتند، چون نزدیك مسجد رسیدند صدا به گریه بلند كردند، پس صحابه به استقبال ایشان دویدند و گفتند: سبب گریه شما چیست ای فرزندان رسول خدا؟ حق تعالی هرگز دیده شما را گریان نگرداند، مگر جای جدّ خود را خالی دیده‌اید و از شوق ملاقات او گریان گردیده‌اید؟ گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت نمود. چون امیرالمؤمنین این خبر را شنید، فرمود: بعد از تو خود را به كه تسلی دهم. (كشف الغمة؛2/122)



    چون این خبر در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.



    به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند كه قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار كرد كه علامت قبر معلوم نباشد؛ این کارها برای آن بود كه موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند.(روضة الواعظین؛151) به این سبب در مورد محل قبر آن بانو علیهاالسلام اختلاف نظر واقع شده است: بعضی گفته‌اند در بقیع نزدیك قبور ائمه بقیع است و بعضی گفته‌اند میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زیرا كه حضرت فرمود: میان منبر و قبر من باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من بر دری از درهای بهشت است. اصّح آن است كه آن حضرت را در خانه خود دفن كردند، چنانچه روایت صحیح بر آن دلالت می‌كند. ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.(مناقب ابن شهر آشوب؛ 3/414 با كمی اختلاف.)




    مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.(علل الشرایع؛ ص184) از حضرت صادق علیه‌السلام پرسیدند: به چه سبب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام را در شب دفن نمود؟ حضرت فرمود: برای آن كه فاطمه علیهاالسلام وصیّت كرده بود كه آن دو مرد اعرابی كه هرگز ایمان به خدا و رسول نیاورده بودند، بر او نماز نخوانند.(علل الشرایع؛ ص185) از حضرت علی علیه السلام. از علت دفن فاطمه علیهاالسلام در شب پرسیدند؟ فرمود: زیرا كه او خشمناك بود بر جماعتی و نمی‌خواست آنها بر جنازه او حاضر شوند، و حرام است بر كسی كه ولایت و محبّت آن جماعت را داشته باشد، كه بر احدی از فرزندان فاطمه نماز كند.(امالی شیخ صدوق؛ ص523)

    حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم. (خصال؛361)



    منبع:

    بوی بهشت سوخته

    برگزیده از كتاب جلاءالعیون علامه محمّدباقر مجلسی

    اقتباس: علی لباف

    از صفحه (60 تا 73)
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  4. السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)  سپاس شده توسط elnaz.t,nafasebahar,rahaii,sokut,محسن عزیزی,کوثر حبیبی,ایزدی,تیرا,سبز,ستاره**

  5. ارسال:13#
    محسن عزیزی آواتار ها
    ماندن که هست صحبت رفتن برای چه؟
    زهرای من حلالیت از من برای چه؟

    وقت نفس نفس زدنت پیش پای من
    لاله نریز این همه گلشن برای چه؟

    دارم به جمله ی پدرت فکر می کنم
    وقتی که هست فاطمه جوشن برای چه؟

    باشد نخند...از تو توقع نداشتم
    این دل شکسته هست شکستن برای چه؟

    زهرا کشان کشان دم در آمدی چرا؟
    گفتم نیا که...آمدی اصلا برای چه؟

    ما را برای همسفری آفریده اند
    بی من تلاش بهر پریدن برای چه؟

    اسما که بود دور و برت فضه هم که بود
    تابوت خویش خواستی از من برای چه؟

    هنگام دور گردن این پیرهن که شد
    جان حسین این همه شیون برای چه؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  6. السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)  سپاس شده توسط elnaz.t,nafasebahar,niloofarabi,rahaii,sokut,کوثر حبیبی,ایزدی,تیرا,سبز,سحر1122

  7. ارسال:14#
    پاسخ با نقل و قول

  8. السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)  سپاس شده توسط elnaz.t,nafasebahar,sokut,محسن عزیزی,کوثر حبیبی,ایزدی,تیرا

  9. ارسال:15#
    کوثر حبیبی آواتار ها



    چهره ها با اشک زیبا می شود عشق با تصویر معنا میشود


    عشق یعنی دل سپردن در الست ازمی وصل الهی مست مست


    عشق یعنی ذکر ناموس خدا یا علی گفتن به زیر دست و پا


    عشق یعنی جلوه ی صبر خدا شرم ایوب نبی از مرتضی


    عشق بر دل ها شهامت میدهد عشق برغمها حلاوت می دهد


    عشق بر دلها فرمان می دهد عاشق جان داده را جان می دهد


    عشق باعث شد که دل سامان گرفت پشت درب خانه زهرا جا گرفت


    عشق یعنی انقلاب فاطمه از کبودی چشم خواب فاطمه


    عشق یعنی عشق ناب فاطمه بیت الاحزان خراب فاطمه


    عشق یعنی صحبت بی واهمه حیدر در بند پیش فاطمه


    عشق یعنی غسل زیر پیرهن دست بیرون کردن از زیر کفن


    عشق یعنی صبر هنگام خشم عشق یعنی جای سیلی روی چشم


    عشق یعنی قلب چون اینه ای جای میخ در بروی سینه ای


    عشق یعنی انتظار منتظر سینه ای مجروح از مسمار در


    عشق یعنی گریه های حیدری دختری دنبال نعش مادری


    فاطمه یا فاطمه یا فاطمه

    فاطمه یا فاطمه یا فاطمه





    روزي پيامبر اسلام از دخترش پرسيد: فاطمه چه درخواستي داري؟ هم اكنون فرشته وحي در كنار من است و از طرف خدا پيام آورده تا هرچه بخواهي تحقق يابد.
    فاطمه عليها السلام پاسخ دادند:قالت: « شغلني عن مسئلته لذة خدمته، لا حاجة لي غير النظر الي وجهه الكريم »(نهج الحیاه ص99)
    لذتي كه از خدمت حضرت حق مي برم مرا از هر خواهشي بازداشته است. حاجتي جز اين ندارم كه پيوسته ناظر جمال زيبا و والاي خداوند باشم.
    -----------------------------------------

    خدايا به حق فاطمه ات لذت خدمتت را به ما بچشان و ما را با دل نابينا از دنيا مبر!




    ویرایش توسط کوثر حبیبی : 2014_04_02 در ساعت 01:17
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  10. السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,ایزدی

  11. ارسال:16#
    piroo آواتار ها
    در و دیوار



    بین دیوار و در کوثر طاها یاور حیدر حضرت زهرا(س)

    «آه و واویلا صد آه و واویلا

    از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

    --------

    بیــن آتـش بـا آوای غمگینی ذکر او شد یا فضه خذینی

    «آه و واویلا صد آه و واویلا

    از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

    --------

    غنچه و گل را با هم فدا کردند حـقّ پیغمبـر را ادا کردند

    «آه و واویلا صد آه و واویلا

    از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

    --------

    جــان نثــار وادی ولا بــوده جرم او عشق مرتضی بوده

    «آه و واویلا صد آه و واویلا

    از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

    --------

    لالۀ جانش از کینـه پرپـر شد قتلگاه او پشت آن در بود

    «آه و واویلا صد آه و واویلا

    از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  12. السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)  سپاس شده توسط niloofarabi,کوثر حبیبی,ایزدی

  13. ارسال:17#
    piroo آواتار ها
    چشم بابای مظلوم ما تر شد آخرین شب از عمر مادر شد

    «آه و واویلا صد آه و واویلا

    از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

    --------

    مادرم دستـش گرفتـه بـر پهلو شمع عمرِ او می‌زنــد سوسو

    «آه و واویلا صد آه و واویلا

    از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

    --------

    بـا مـنِ زینـب نگفتـه از دردش ای امان از این چـهرۀ زردش

    «آه و واویلا صد آه و واویلا

    از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

    --------

    چون برایم گفت شرح کفن‌ها را مُــردَم از غصّــه آه و واویلا

    «آه و واویلا صد آه و واویلا

    از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»

    --------

    تازه فهمیدم دل پر مِحَن باشد که حسین من بی‌کفن باشد

    «آه و واویلا صد آه و واویلا

    از غم زهرا(س)، وز دلِ مولا»
     چشم دل باز کن که جان بینی                       آنچه نادیدنی ست آن بینی                                                         خدایا نگهبانی چون تو دارم و باز هم نا امیدم ؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  14. السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)  سپاس شده توسط elnaz.t,کوثر حبیبی,ایزدی

  15. ارسال:18#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    سلام

    دوستان یه تئاتر در مورد شهادت حضرت فاطمه هست که آدرسش رو براتون پیوست میکنم
    خیلی عالیه
    البته شاید ،تأکید میکنم شاید دیده باشین
    ولی برای من بسیار عالی بود

    تاتر شهادت فاطمه زهرا سلام الله علیها
    ویرایش توسط کوثر حبیبی : 2014_04_03 در ساعت 21:27
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  16. السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,ریحـانه

  17. ارسال:19#
    گفتمش نقاش را از غربت زهرا بکش
    گریه کرد و با قلم یک چادر خاکی کشید
    گفتمش پس غربت زهراکجای نقش بود
    ناله کرد و زیر چادر غنچه ای پرپر کشید
    پاسخ با نقل و قول

  18. السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,مهدوی,محسن عزیزی,روشن,ریحـانه,شروین

  19. ارسال:20#
    دل خورشید محک داشت؟ نداشت!

    یا به او آینه شک داشت؟ نداشت!


    آسمانی که فلک می بخشید احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت!

    غیر دیوار و در و آوارش ، شانه ی وحی کمک داشت؟ نداشت!

    مردم شهر به هم می گفتند در این خانه ترک داشت؟ نداشت!

    شب شد و آینه ی ماه شکست! دست این مرد نمک داشت؟ نداشت!

    تو بپرس از دل پرخون غمت! چهره ی یاس کتک داشت؟ نداشت! نداشت! نداشت...!




    اللهم عجل لولیک الفرج



    پاسخ با نقل و قول

  20. السلام علیک یا فاطمه الزهرا (س)  سپاس شده توسط elnaz.t,sokut,مهدوی,ریحـانه

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •