الان یک ساعت تمام است که دارم با تو حرف می زنم. واقعا دلم می خواهد از این حالت بیرون بیایی و مسیرت را عوض کنی.چرا فکر میکنی خدا تو را نمی بخشد؟ مگر نمی دانی یأس از رحمت خدا بزرگترین گناه است؟
زانوهایش را بغل زده و سرش پایین بود. جواب داد: من آب از سرم گذشته است. هرچه هم سعی کنم مسیرم را عوض کنم نمی توانم. خودم می دانم.
گفتم : معتاد که نیستی. تازه معتادها هم ترک میکنند و بعدش سالم زندگی میکنند. شیطان به دلت چنگ انداخته و تو را نا امید کره است. تو آدم موفق و با استعدادی هستی. چرا وقتی صحبت از خدا و پیغبر می شود، این جوری حرف می زنی؟ خیال می کنی خدا بنده هایش را دوست ندارد؟ تو هر چه باشی ، بنده خدا هستی. او مثل تو زیاد داشته است و این قبیل رفتارها را خوب می شناسد.توبه کن و با اعصاب راحت زندگی گن.

یاس از روح الله و ناامیدی از رحمت خدا... از جمله مهلکات عظیمه بلکه گناهان کبیره است و در کتاب کریم، نهی صریح از آن شده، چنانچه می فرماید:«یا عبای الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمه الله.» یعنی ای بندگان که بر خود ستم و اسراف کرده اید از رحمت خدا نا امید نشوید و باز می فرماید: «و من یقنط من رحمه ربه الا الضالون» کیست که ناامید از رحنت خدا شود مگر گمراهان و اهل ضلالت . بلکه از بعضی از آیات  مهلوم می شود که یاس از رحمت خدا ، موجب کفر است . چنانچه می فرماید :«ولا ییاس من روح الله الا القوم الکافرون» یعنی مایوس نمی شود از رحمت خدا مگر کفار. 1 
از جایش بلند شد و تکانی به لباس هایش داد و گفت: من بهتر از تو به خودم آگاهم کسی از گناهان من خبر ندارد. تو هم از اینکه مدتیست حالم گرفته است، پی به مساله ام برده ای. از همه پنهان است ولی خدا می داند من چقدر سر بنده هایش کلاه گذاشته ام و چقدر دروغ گفته ام . دیگر از وجود خودم بدم می آید . خدا هم چنین بنده ای را قبول ندارد.  
مرویست که مردی از بسیاری گناهان این قدر خائف شده بود که از آمرزش خود ناامید بود. حضرت امیرالمومنین (ع) به او فرمودند: «ای مرد! مایوسی تو از رحمت خدا بدتر است از گناهی که کرده ای» و مرویست که مردب بود از بنی اسراییل که مردم را از رحمت خدا نا امید می کرد و ایشان را می ترسانید. در روز قیامت خدا به او خواهد فرمود که امروز من تو را از رحمت خود مایوس می کنم. همچنان که بندگان مرا از من نا امید ساختی و همین قدر بس است در مذمت صفت یاس که آدمی را از دوستی خدا که سر همه فضایل و بالاترین آنهاست باز می دارد. زیرا که تا کسی امیدوار به دیگری نباشد او را دوست نمی دارد و همچنین ظن بد به خدا، دلالت بر مذمت این صفت نیز می کند. 2 
 
بعد از کلی مذاکره، قبول کرد توبه کند و به بخشش خدا امیدوار بشود. قرار شد بعد از یک هفته همدیگر را ملاقات کنیم و نتیجه عوض شدن دیدگاه او را به طور آزمایشی ببینیم . باورتان نمی شود آدمی شده بود مثبت نگر و منظم. زیاد با من صحبت نکرد و بعد از دست دادن و سلام و احوال پرسی، گفت: از این که دریچه جدیدی به روی من باز کردی ممنونم. این روحیه را لازم داشتم. در واقع حالا که احساس می کنم خدا از خطاهای قبلی ام گذشته است، دیگر بهانه ای برای کسالت یا انجام گناهان بیشتر ندارم و رو به جلو حرکت می کنم. امیدوارم موفق و تن درست باشی.
و این همان چیزی بود که باید اتفاق می افتاد.
 
از حضرت امام باقز (ع) مرویست که دیدم در کتاب علی بن ابی طالب نوشته بود که حضرت رسول (ص) در بالای منبر فرمودند :«قسم به آن خدایی که به غیر از او خدایی نیست که به هیچ مومنی خیر دنیا و آخرت داده نشد، مگر بواسطه ی حسن ظن به خدا و امیدواری او به خدا و حسن خلق او و احتراز کردن از غیبت مومنین و قسم به خدایی که غیر از او خدایی نیست که خدای تعالی هیچ مومنی را بعد از توبه و استغفار، عذاب نمی کند مگر به جهت گمان بد که به خدا داشته باشد و کوتاهی او در امیدواری به خداوند و بدخلقی و غیبت مومنین.» 3[hr]منابع:
1-
معراج السعاده ص 108
2-همان ص 109
3- همان ص 111

یاسمین کاویانی ، هفته نامه زن روز.