تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اعتیاد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:fatemeh99
آخرین ارسال:مبینا
پاسخ ها 2

اعتیاد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دوستان
    نمیدونم سوالم اینجا مناسب باشه یا نه ولی فک کنم جزء مشکلات خانواده باشن
    اسمم فاطمه ست، 15 سالمه... یک ماهی میشه فهمیدم بابام تریاک می کشه... از وقتی که فهمیدم این کارو از خیلی سال پیش شروع کرده ولی چند بار ترکش کرده و باز دوباره یک ماه پیش شروع کرده، کلی گریه کردم.. دیگه ازش متنفرم... باهاش مثل سابق رفتار نمی کنم و حتی حالم بد میشه وقتی میاد بقلم می شینه...من الان تو سنی هستم که نباید از پدر و مادرم بدم بیاد ولی یک ماهی میشه به خاطر اعتیاد بابام و مادرم خوشم نمیاد...
    مامان و خواهرمم دارن انکار می کنن که من اشتباه می کنم اما من مطمئنم که بابا معتاده... حتی یکی دوبار از دهن مامانم پریده که بابات هر چی دستش بیاد می کشه... گفته خودتو طوری نشون ده که می دونی چون اگه بفهمه میدونی براش عادی میشه و خیلی راحت تر می کشه... البته این هم بگم که از نظر اقتصادی و  احساسی منو تامین می کنه و حتی کافیه بگم اینو می خوام برام می گیره و همه میدونن که بابام حاضره جونشو برام بزاره... بهم خیلی احترام میذاره و منو خیلی دوست داره ولی من از وقتی این موضوع رو فهمیدم، دیگه دوسش ندارم و تا آخر عمرم هم نمی بخشمش به این زبون روزم میگم نمی بخشمش چون هر روز  ظهر که میشه میره تو اتاقش، درو قفل میکنه و پنجره رو باز میکنه و شروع به ... میکنه... به یک ربع بیست دقیقه نمیکشه کارش تموم میشه... البته قبل از یک ماه پیش، چند سالی بود ترک کرده بود و فقط سیگار می کشید ولی یک ماه پیش قسم خورد، دست رو قرآن گذاشت که دیگه لب به سیگار نمی زنه... ولی باز از یک ماه پیش هم سیگار می کشه و هم تریاک... وقتی هم می کشه کلا" رفتارش عصبی تر میشه و بو گند می گیره و مادرم هم انکار میکنه که بابام خواب بوده ولی م خیلی تیز تر از این حرفام...
    وقتی این موضوع رو پشت تلفن با خواهر بزرگتر در میون گذاشتم و حتی گریه هم کردم اونم گفت گریه نکن و به این موضوع اهمیت نده و این به تو ربطی نداره.... 
    آخه آدم یه روز... دو روز.. سه روز... نه دیگه یه ماه ... البته من فقط یه ماهه که میدونم و اگر نه از چند سال پیش بوده یعنی فک کنم من به دنیا نیمده بودم شروع کرده بود اونم به خاطر چندتا دوست و فامیل عوضی که ایشالا... به تقاض کارشون برسن .. ولی  چندسالی ترک کرده بود ولی باز دوباره از یه ماه پیش شروع کرده...
    قسم می خورم که دیگه ازش نمی گذرم ... نه از بابام که داره بهم ظلم میکنه و نه به مادرم که عرضه نداره جلو بابام وایسه...

    ببخشید که طولانی شد.. آخه خیلی حرفا تو دلم مونده بود که نگفتم... هیچ کسی پشتیبانم نیست و نمی خوام این موضوع رو با کسی در میون بذارم و خواهرام هم عین خیالشون نیست و سکوت می کنن ... 

    خواهش می کنم کمک کنید کنید تا بدونم چطوری با پدرم رفتار کنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    بهتربود در یک تایپیک جداگانه مثلا با عنوان اعتیاد مشکلتون رو مطرح میکردین.
    ولی خب اگرواقعا صددرصداطمینان دارید که پدرتون معتاده، میتونید بگیدکه ترک اعتیاد براتون نوبت گرفتم و یه جور راضیشون کنید ببرید مرکز ترک اعتیاد، همچنین اون چیزایی که باعث وسوسه شون میشه رو ازشون دور کنید، در مورد ضررهایی که مصرف مواد داره و فایده هایی که از طریق ترک مواد به دست میاره باهاش صحبت کنید.
    پیروز باشید
    [size=medium]ای پسرعمران، هرگاه بنده ای مرا بخواند آنچنان به سخن او گوش می سپارم گویی بنده ای جز او ندارم،اما شگفتا از بنده ام که دیگران را چنان می خواند گویی همه خدای اویند جز من...[/size]
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •