تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دوراهی بزرگ زندگیم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:arezoooo
آخرین ارسال:arezoooo
پاسخ ها 9

دوراهی بزرگ زندگیم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام.من یه دختر 17 ساله هستم.تقریبا سه ساله که با پسری رابطه دارم.ماهمدیگرو خیلی دوست داریم و من بدون اون نمیتونم زندگی کنم.
    اون الان 20 سالشه و درحال حاضر سربازه.چندین بار با خانواده من حرف زده اما نه اونها قبول میکنن و نه خانواده خودش.http://hamyaryiran.irhttp://www.hamyaryiran.ir/images/smilies/mili/06.gif
    پسر با پشتکاریه و هرکاری ازش برمیاد میکنه.ولی خانوادم درک نمیکنن.
    چندماه پیش به من تجاوز شد و اون میتونه درک کنه.ولی حالا من دوتا ترس دارم.
    یکی ترس از اینکه بعدها بهم مشکوک باشه.با اینکه خودش میگه درکم میکنه.و مشکل بعدی خانوادم که نمیدونم چطور راضیشون کنم.....
    کمکم کنید..من بدون اون نمیتونم زندگی کنم...http://hamyaryiran.irhttp://www.hamyaryiran.ir/images/smilies/mili/06.gif
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خوش آمدید

    آفرین که مساله رو درک کردید و از همین حالا به فکر علاجش هستید. فقط یک نکته مهم رو در ابتدا باید بگم و اونم اینکه با جملات و افکار منفی نباید تفکر خودتون رو محدود کنید.

    جملاتی مثل «من بدون اون نمیتونم زندگی کنم» و ... نباید تکرار بشن. چون فکر شما رو دربرمیگیرند و در نتیجه هیجانات و رفتارهای شما هم میتونه در همون جهت حرکت کنه. در حالی که هدف اینه که مساله بررسی بشه و در صورتی که به این نتیجه رسیدید که به درد هم نمیخورید یا امکان ازدواج فراهم نیست یا فعلا فراهم نیست، بتونید باهاش کنار بیاید.

    خب، مقداری درباره خودتون و ایشون توضیح بدید. تحصیلاتش چقدره؟ چه شناختی ازش دارید؟

    درباره خودتون بگید. تجاوزی که بهتون شده مربوط به کی هست؟ چی شد که ایشون ماجرا رو فهمید؟ واکنشش چی بود؟

    رابطه شما با ایشون تا چه حدی بوده؟

    ایشون چگونه مساله خواستگاری رو مطرح کرده؟ فکر می کنید دلیل مخالفت خانواده ها چیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام آقای محسن.ممنون که جواب دادین..
    دیپلمش رو گرفته و فعلا برای سربازی درس رو ول کرده اما خودش هم پشیمونه و بعد از سربازی درسش ادامه میده..
    همونطوری که گفتم سه ساله ما باهم هستیم و شناخت تقریبا 80 درصدی ازش دارم..
    تجاوز مربوط میشه به یک ماه پیش که یکی از هم محله ای هامون که پسر خلافکاری بود کرد و آرش(پسری که دوستش دارم)تا این رو فهمید پسره رو تا حد مرگ کتک زده بود و دنبال کارای ترمیمش بود..وقتایی که خودم باهاش حرف میزدم همش دلداریم میداد و میگفت هه چی درست میشه..خوب با موضوع کنار اومد..
    رابطه ما خیلی نزدیک..و من اونقدری بهش اعتماد دارم که چندباری باهم خونه دوستاش هم رفتیم اما خیلی خوبه و ما فقط در حد بغل کردن و بوسیدن به هم نزدیکی کردیم..
    خانواده من بخاطر اینکه آرش هنوز شغل نداره و سربازیش تموم نشده و سن من کمه.و خانواده اون هم میگن چرا میخوای یه دختر رو با این سن کم و درحالی که چیزی نداری بیاری خونت و ازدواج کنی..
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام آرزو خانم

    خب، دلم میخواد پیش از اینکه توضیحاتم رو بیان کنم، نظر خودتون رو راجع به نگرانی های والدین هر دو طرف بدونم.

    تا چه حد فکر می کنی که نگرانی والدین، منطقی هست؟

    اگر خودت جای اونها بودی و فرزندت چنین شرایطی رو داشت، چه کار می کردی؟ پیشنهاد خودت چیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    fسلام مجدد..
    خب واقعا منطقیه..از اونجایی که اگه تعریف از خود نباشه من هوش خوبی دارم و اگه بخوام ازدواج کنم دیگه نمیشه درسمو خوب بخونم.با اینکه آرش بهم اجازه ی درس خوندن رو میده ولی با اون موقعیت دیگه نمیتونم..مامانم خیلی نگرانه که بعد از ازدواج آرش اخلاقاش عوض شه و دیگه این شور و شوق رو نداشته باشه..آرش به من قول داده که مثل همین الان بموننه ولی خودمم میترسم ...حالا که یکم عاقلانه تر نگاه میکنم من دوتا راه دارم.اگه با آرش باشم معلوم نیس تهش چیه ..یا خوشبختی..یا بدبختی محض..ولی اگه باهاش نباشم درسمو میخونم و تهش هرچی که بشه خوب میشه...هرچی میخوام از روی منطق تصمیم بگیرم احساسم جلوشو میگیره..اونقدر فکرم مشغوله این روزا دیگه دارم دیوونه میشم...بهترین فکری که فعلا به ذهنم میرسه اینه که بگم نامزد شیم تا یک سال دیگه که سربازیش تموم میشه بعدش یه فکری واسه آیندمون کنیم...
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    خواهشا کسایی که بازدید میکنن حتی اگه یه نظر کوچولو هم دارن بدن شاید کمکم کنه...مرسی...
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    star12 آواتار ها
    سلام آرزو جان
    شرایط شما شبیه به شرایط منه.
    من فقط یه نظر داشتم. میخواستم بگم چون شما هنوز کنکور ندادی اگه صبر کنی بعد از کنکورت برای این موضوع که با این آقا باشی یا نه تصمیم بگیری بهتر باشه. چون اون موقع شرایط فرق میکنه و احتمال زیاد شرایطتون برای تصمیم گیری بهتر خواهد بود.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    parvane آواتار ها
    سلام
    خیلی خوش اومدید
    شما الان در مرحله سنی هستید که احساساتتون در حال رشد هست و اکثر تصمیماتتون بر همین پایه شکل میگیره
    باید کمی تامل داشته باشید
    ...
    شما گفتید آرش گفته هیچوقت تغییر نمیکنه این واقعا بعیده - چون هر لحظه که از عمر میگذره - با وجود تجربه ها و اتفاقاتی که پیش میاد - ذهن و اعتقادات هر لحظه تغییر میکنه
    ...
    بنظر من ارش - چون نسبت به اتفاقی که برای شما افتاده احساس مسئولیت میکنه، تصمیم به ازدواج با شما گرفته
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    کمـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــک
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •