تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




افسردگی (شاید تردید) زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:alias67
آخرین ارسال:alias67
پاسخ ها 17

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

افسردگی (شاید تردید)

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    وقتی دچار استرس میشید چه حالت هایی دارید؟
    جسمی و روانی کامل با مثال توضیح بدید
    مثلا لرزش بدن دارید؟
    تکررادارار و پراشتهایی و یا بی اشتهایی چطور؟
    بدخواب میشید؟
    تشنگی مفرط بهتون دست میده؟
    هم لرزش بدن،تکرر ادرار، بی قراری،از جا پریدن، گوش به زنگ، عرق کردن( البته این مورد ارثی هست، ولی موقع اضطراب ، تشدید میشه) ، تپش قلب،عدم تمرکز حواس. ولی تشنگی رو نمیدونم دقت نکردم .جدیدا آب زیاد میخورم. و من کلا کم غذا میخورم، اما قبلا اگه دچار اضطراب یا عصبانیت میشدم ، همراه غذا ، فلفل میخوردم.
    در کل من قبل از دوم دبیرستان ، با وجود اینکه خیلی اجتماعی بودم، اضطراب نداشتم، اما از اون موقع به بعد این حالت ها رخ میده. اما چون من از اکثر موقعیت ها فرار میکنم یا تصمیم گیری واسم سخته، کمتر دچار اضطراب میشم.
    درباره جمع چند مورد رو مثال میزنم از دوره دانشجویی:
    1. تو کلاس درس بود که استاد ازم خواست، برم یه تمرین رو حل کنم، اما من با اصرار استاد قبول کردم، و حالت های بالا بهم دست داد، با وجود اینکه کم صحبت کردم و همچنین احساس میکردم که غیرواقعی هستم و بعدش  بعد از کلاس هم، به مرور حالت های بالا کم شد، بجاش، افکار سریع و نگران کننده پشت سر هم تکرار میشد و نتیجه اش بدخواب بودن.
    2. دوستان یه جلسه معارفه گذاشته بودن که تو اون با همشری هامون که دانشجو بودن آشنا میشدیم حدودا 20 نفر.
    موقع صحبت کردن من که شد، علاوه بر موارد بالا این رو متوجه شدم که خیلی بد صحبت میکنم یعنی چیزایی رو میگفتم که واسه خودم هم تازگی داشت و تعجب بر انگیز بود، مثلا این که گفتم: من دوستام رو فقط از هم رشته ای هام انتخاب میکنم و... . اما چون اون موقع مشاوره میرفتم، بعد از اون با وجود اینکه یکی از دوستام میگفت بد  صحبت کردی، اما نه استرس داشتم، نه با مشکل خواب مواجه شدم.
    3. قرار بود به 2 دختر که همکلاسی دوستم بودن، تو پروژه اشون کمکشون کنم. بنابراین یه قرار تو دانشگاه گذاشتیم، اونجا هم حالت های بالا رو  داشتم، اما نمیدونم دلیلش چی بود، که تونستم به اندازه قابل قبولی مشکلشون رو حل کنم، شاید بخاطر اینکه یکیشون زیاد شوخی میکرد. اما بعد از اون باز افکار ناراحت کننده و تحقیر آمیز سراغم میومد. و بعدش اون شب بد خواب شدم.

    نتیجه اینکه من متوجه شدم علاوه بر اضطراب جمع ، برای صحبت کردن با دخترا هم دچار مشکل هستم.



    بیخوابی مشکلی نیست که حل نشدنی باشه. اول اینکه بررسی کنین قبل از خواب ایا نوشیدنی های محرک(چای، قهوه، کاکائو) میخورین یا نه؟ این نوشیدنی ها حاوی آلکالوئیدهایی هستن که هوشیاری رو بالا میبرن و جلوی فرایند خواب رو میگیرن و یا اجازه نمیدن خواب شما وارد مرحله عمیق بشه.
    برای رفع مشکل تون بهتره این نوشیدنی ها رو به صبح و عصر و اول شب محدود کنین.
    فکرهای ازاردهنده و نگرانی ها یکی از مهم ترین عواملی هستن که جلوی خواب اسوده رو میگیرن.
    کلا از موقعی که اثر قهوه رو متوجه شدم، قهوه و اینا نمیخورم.
    اره این افکار منفی، همیشه واسه من ضد حاله، حالا اگه افکار منفی همراه با اضطراب داشته باشم، خوابم نمیبره
    . حتی اگه موقع خواب آهنگ کلاسیک یا قرآن گوش بدم یا حتی اگه قبل خواب یکم پیاده روی کنم.
    فک کنم هر استانی مرکز هیپنوتراپی نداشته باشه، مخصوصا استان محروم اما پر از طلای سیاه ما.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    maryam.azadeh آواتار ها
    دوست عزیز
    مشکل شما به احتمال زیاد مربوط به همون افکار منفی هستش که خودتون بهشون اشاره کردین. چون حتی میگین با گوش دادن به موزیک کلاسیک و قرآن و یا پیاده روی قبل از خواب، بازهم مشکل بیخوابی رو دارین. 
    فکر کنم بهتر باشه روی اون افکار منفی کار کنین و سعی کنین اونا رو از بین ببرین. مشاوره حضوری خیلی میتونه براتون مفید باشه. هیپنوتراپی اگه هم نیاز باشه اخرین مرحله درمان هستش و میتونین چند سفر بیایین تهران چون معمولا این نوع درمان چند جلسه طول میکشه( 8 یا 10 جلسه یا بیشتر).
    خیلی بعید هست شما نیاز به هیپنوتراپی داشته باشین. ضمنا چای و شیرکاکائو هم تقریبا همون اثر قهوه رو دارن که البته فکر نکنم شما از اونا شب ها استفاده کنین. 
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    من عطاری هم رفتم و یه سری ترکیبات گیاهی بهم معرفی کرد، مثلا برای خواب روغن بادام شیرین . و اون دوتا اسمش بود معجون اعصاب و مفرح اعصاب!!
    تا ببینیم تاثیرش چی میشه.
    دوستان من هنوز منتظر مقاله ها یا راهکار هاتون برای کنترل استرس و خواب هستم.
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    دوستان من هنوز منتظر مقاله ها یا راهکار هاتون برای کنترل استرس و خواب هستم.
    ببین راحت تر بگم مثلا اگه من برم واسه تدریس توی یه جمع چه راهکار های عملی برای کنترل استرس رو دنبال کنم،  چنین مقاله هایی میخوام.
    ینی کسی این تاپیک رو نمیخونه!! یا کمبود مقاله هست!
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به احتمال فراوان مشکل بی خوابی شما ناشی از استرسهای روزانه هست. بنابراین، به طور کلی برای خواب راحت مقاله زیر:

    http://mohsenazizi.blogfa.com/post-1815.aspx

    برای شناخت و  مقابله با استرسها و اضطرابها، مقالات لینک زیر:

    http://mohsenazizi.blogfa.com/post-578.aspx

    و کارگاه آموزشی مدیریت استرس رو دنبال کنید.

    در رابطه با غلبه بر اضطراب هنگام سخنرانی در جمع هم مقالات زیر رو بخوان:

    http://www.iranmojri.com/component/content/104.html?task=view

    http://rangarange.javanblog.com/post-21505.html

    http://www.iranmojri.com/sarfasl/live/431-10-.html

    http://www.iranmojri.com/component/content/429.html?task=view

    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    lale آواتار ها
     سلام
    چرا اصرار دارین خوددرمانی کنین ؟چرا نمیرین پیش یه متخصص؟بی خوابی یه معضل بزرگ نیست که میخواستین بخاطرش شغلتونو از دست بدین یا اینقدر فکرتونو مشغول کنه....
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    موضوع همش درباره پول، فاصله زیاد با یه روانشناس که اکثرا تازه کار هستن، هست. و اینکه درمان داروهای شیمیایی به نتیجه نرسیده.
    من میخوام از طریق راهکارهای عملی وارد بشم.(حتی اگه دیر به نتیجه برسه)
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •