تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خوشحال نمیشم،نمیخندم! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:p.h
آخرین ارسال:p.h
پاسخ ها 9

خوشحال نمیشم،نمیخندم!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    نزدیک 1 ماهه هم همسرم هم خودم هر کاری میکنم خندم نمیگیره.دیگه از چیزایی که خوشحال میشدم خوشحال نمیشم.
    مثلا میگم واااای فلان موضوع چقدر خوبه!یا چقدر به نفعمون شد یا چه خوشحال کننده ست،اما انگار دارم به زور تلقین میکنم که بخندم یا خوشحال باشم.اصلا نمیتونم بروز بدم یا ذوق کنم مثل قدیم...
    خوابمم زیاد شده.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز چندسالتونه؟
    تحصیلاتتون چیه چند وقته ازدواج کردید؟
    بچه هم دارید؟
    شغلتون چیه؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام دوست عزیز.نمیدونم شماچندسالتونه.درچه نوع خانواده ای بزرگ شدید و آیا این خصوصیت شما از اول باشما بوده و از کودکی اینگونه بودید یا اخیرا بعداز ازدواج دچار این حالت شدید.ولی من نکاتی رو میگم  که شما دقت کنید:دقت کنید : من همه چیز “دارم” اما خوشحال “نیستم”.ما در زندگی با چیزهایی روبرو هستیم که اکثراً جنسشون یا از “داشتنه” ، یا از “بودن”.داشته ها بدست آوردنیه ، مثل هر چیزی که با پول می خریم. همچنین داشته ها از دست دادنیه ، همونطور که با مرگ ، ما دیگه اون چیز ها رو نداریم.بودن ها ، مثل داشته ها نیستن که راحت با پول بشه خرید. بلکه روشی از روش های زندگی کردنه که من ازش بعنوان هنر زندگی نام می برم.مثالهایی از بودن :من شاد “هستم”
    من معتمد به نفس “هستم”
    من عادل “هستم”
    من قضاوت گر به دیگران “نیستم”
    من بلند قد “هستم”
    من سرحال و با انرژی “هستم”ما در زندگی دو رویکرد کلی داریم. یا عمرمون رو صرف بدست آوردن داشته ها بکنیم ، یعنی جوونی و عمر و انرژی مون رو بذاریم تا چیزایی بدست بیاریم که میشه با پول خرید   یا که عمر و جوونی و انرژی مون رو صرف تربیت و رشد شخصیتمون بکنیم که نتیجه اش می شه “بودن ها”.
    حالا اگه راه اول رو بریم ، بعد از مرگ مفت مردیم. چون زندگی رو دادیم و در نهایت صاحب هیچی نیستیم.
    اما از اونجا که “بودن” ها اکثراً در روح و روان ما تاثیر دارن ، بعد از مرگ و ترک کالبد فیزیکی همچنان اون “بودن” ها در ما هست.و در نهایت این فرق بین روح افسرده و اندوهگین و روح شاداب هست ، زمانی که مرگ به سراغمون اومد و کالبد فیزیکی رو ترک کردیمشاد باشید

    ( یادت نگهدار و به خودت بگو که: درزندگی چیزی نیست که مرا خوشحال کند چون من همیشه و خود به خود تو زندگی خوشحالم و ذات خوشحالی در درونم میجوشد)
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    دوباره سلام مرسی که بی تفاوت نبودید.
    من 23 سالمه.تو خانواده کاملا معمولی و متوسط و متعادلی بزرگ شدم.
    الان 2 سال با همسرم هستم که اون تو این 2 سال همیشه هرکاری میکنه که من خوشحال باشم بسیار خوش اخلاق و مهربونه.منم خوشحال میشدم.
    تا اینکه خونه مون رو تحویل دادیم و به صورت موقت (برای 2ماه) اومدیم خونه پدری همسرم زندگی کنیم تا همسرم یه واحد خونه بسازه.
    مادر و پدر همسرم بسیار پیر و بسسسیار مهربان و انسانن.حتی بیشتر از خانوادم هوامو دارن.
    الان که همسرم به من نیاز داره من یا خوابم یا دارم گریه میکنم یا سر یه موضوع دعوا راه میندازم...بعد 30 ثانیه چنان پشیمون میشم که باورتون نمیشه.
    اون الان کمک منو میخواد کمکم کنید تا بتونم به شادابی قبلم برگردم.
    ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    موج آبی آواتار ها
    دوست عزیز قبلا چطور خوشحال میشدین ؟
    قبلا چیارو میپسندید؟
    آیا اتفاقی در این دو ماه رخ داده که باعث ناراحتیتون شده ؟
    آیا ناراضی بودید که از اون خونه نقل مکان کردید؟
    توی ذهنتون بگردید این اتفاق یه دفعه رخ نداده فکر کنید و ریشه یابی کنید
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    من از غذایی که میپختم یا فیلمی که پخش میشد یا بازی تخته یا کامپیوتر یا هر کاری که اصلا شاید به چشم هیچکس نیاد خوشحال میشدم.
    تو این 2ماه نه اما ماه آذر سگمون رو دزدیدن.که همون ماه من به اندازه کافی گریه کردم و خودم و خالی کردم.
    سوال بعدم که اصلا من پیشنهاد دادم همسرم مخالف بود و میگفت حرف درمیاد بعد 1سال زندگی تو سعادت اباد بریم خونه مامان بابام.من راضیش کردم که باید واسه من مهم باشه که نیست.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    موج آبی آواتار ها
    دوست عزیز
    پس الان سعی کن علایقتو بشمری و سعی کنی کمی شاد بشی مثلا سعی کنی یه چیزی یاد بگیری که قبلا ها خیلی دوس داشتی و نشده
    یا مثلا برای همسرت یه کاری کنی که دوست داشته اون کارو ازت ببینه
    میدونی یه مقدار خسته شدی حالا دوست داری استراحت داشته باشی البته روانت نه جسمت روان هم با مسافرت موسیقی شنا و یا یه کار دوس داشتنی استراحت  میکنه
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    همينطور كه ميدوني بهترين چيزي كه ميتونيم تو زندگي داشته باشيم يه روحيه خوب و آرومه.و بهترين و زيباترين روشي كه ميتونيم به آرامش برسيم ياد خداست.همان خدايي كه جهان هستي همچون طوماري پيچيده در دست قدرت اوست و ميتونه حال انسانها رو با يه اشاره تغيير بده.هر وقت تو زندگي خدا رو از ياد ببريم عرصه هاي زندگي برامون سخت ميشه چه خوبه كه بجاي وابستگي شديد به پديده هاي دنيا به خداي ماندني و هميشگي تكيه كنيم و به او دل ببنديم.در اينجا به چند مورد از روشهاي تغيير احساس و روحيه اشاره ميكنم اميدوارم هميشه به دردتون بخوره.شرط گرفتن نتيجه اعتقاد داشتن و تكرار كردن روش ها حداقل بمدت سي روز و عادت به روشها.1

    .استفاده از قدرت كلمات{powre of words}(تكرار كردن كلمات روحيه بخش. مثبت و قدرتمند در ذهن و به زبان. مانند:آرامش.شادي.سرور.رهايي .طراوت.خوشحالي.سلامتي.موفقي ت.پيروزي.عشق.زيبايي.خداوند و ...  95%احساسات مثبت و منفي ما به چگونه حرف زدن با خودمون بستگي داره چه خوبه كه در دنيايي از صلح و صفا و آرامش با خودمون حرف بزنيم

    .
    2.استفاده از قدرت سوال{power of question} الف:استفاده كردن از كلمه چگونه؟بجاي چرا؟ در همه مواقع(چگونه روحيمو بهتر كنم؟چگونه ميتونم به هدفم برسم؟بجاي؟چرا روحيه ام خوب نيست؟چرا به هدفم نميرسم؟)ب:استفاده از سوال هاي طلايي صبح پس از بيداري و شب قبل از خواب:خدايا چگونه است كه برام خوب خواستي؟خدايا بابت چه چيزايي بايد ازت تشكر كنم؟خدايا چگونه ميتونم در كار و اجتماع به انسانها كمك كنم و لذت ببرم؟چگونه ميتونم به خدا نزديكتر بشم؟چگونه ميتونم موفقتر باشم؟و. ..

    3.كنترل ورودي هايي كه به ذهنمون ميديم.در طول روز اطلاعاتي از قبيل فيلم.متن.عكس و موسيقي به ذهنمون ميديم كه اگه اين اطلاعات مخرب و منفي باشه باعث ميشه خود به خود روحيه انسان تحليل بره.پس ورودي هاي زيبا و مثبت بجاي ورودي هاي منفي و مخرب روحيه عين يك آدم روزه دار بايد در حالت مراقبه به سر ببريم.ذهن انسان مانند كامپيوتر چندتا ورودي داره كه اگه ورودي زيبا بهش برسه خروجيش هم خود به خود زيبا ميشه.{زيرا از كوزه همان برون تراود كه دراوست.هر وضعيت بيروني بازتاب دروني دارد و هر وضعيت دروني بازتاب بيروني دارد.}

    4 .استفاده از قدرت تمركز{power of focus}تمركز بر  تصاوير خاطرات مثبت در ذهن(ساخت آرشيو ذهني از فيلم هاي گذشته)ديدن تصاوير اهدافي كه محقق شده و تخيل آنها {يك عكس ارزش هزارتا كلمه رو داره} 

    5.استفاده از قانون جايگزيني براي تعويض سوژه فكري.{تعويض فكر مثبت با فكر منفي و رها كردن منفي گرايي.چون در يك لحظه فقط ميتونيم به يه سوژه فكر كنيم}.

    6.تمركز برچيزايي كه داريم بجاي چيزايي كه نداريم {سلامتي.خانواده.سواد.اينترن ت.دوستان خوب}و عادت به تشكر از انسانها و خداوند.

    7.نگرش مثبت وبرداشت مثبت از وقايع روزانه.

    8.و اما راحتترين و سريعترين روش تغيير احساس كه از آقاي آنتوني رابينز ياد گرفتم:ژست و حالت بدني عالي. تنفس عميق و آرام{قرار دادن حالت بدن بصورت:كتف ها و سر بالا.ماهيچه ها ي بدن محكم و استوار}راه رفتن بصورت مواقعي كه اعتماد به نفس و روحيمون عاليه}

    9 .عادت به تكرار جملات مثبت.نمونه هايي از جمله هاي مثبت:من خوشحال سالم. سرحال و تندرستم.من انسان آرامي ام.من ميتونم احساسات خودم رو كنترل كنم.من خودم رو دوست ميدارم.من احساس عشق و اشتياق مي كنم 

    10.رد و بدل كردن عشق و شادي بين خود و انسانها.چون عشق و شادي رو هرچي بيشتر تقسيم كني براي خودت بيشتر ميمونه.میتونید روزی 2 دقیقه روبروی آینه بخندید{لطفا حتما امتحان کنید}

    11 .تمركز بر چيزايي كه تو زندگي ميخوايم بجاي چيزايي كه نميخوايم. 

    12     .احساس هيجان و مثبت بودن از طريق داشتن هدف و مقصود مشخص در زندگي.و پيدا كردن رسالت شخصي در زندگي. 

    13.رابطه با افراد مثبت و پرانرژي بجاي رابطه با افراد منفي و نا اميد و بي هدف.{افسرده دلي است كه افسرده كند انجمني را}

    14.دوري از احساسات منفي مانند كينه و دشمني  و سرزنش ديگران.بلكه داشتن روحيه بخشش در ارتباط با افراد.{رها كن رها شو}

    15.رها كردن گذشته ها و چشم انداختن به آينده زيبايي كه ميتونيم بسازيم.{پشت سر نيست فضاي زنده پشت سر خستگي تارخ است.پشت سر مرغ نميخواند.زندگي آبتني كردن در حوضچه اكنون است پس شنا كن.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    سلاام به همه دوستان گلم.من واقعا فكر نميكردم شما انقدر مهربون باشيد كه براي برگردوندن خنده به لب كسي كه نميشناسيد و حتي يك بار نديدينش انقدر دلسوزي و كمك كنيد.واقعا دلم گرم شد:-)
    در مورد حالم؛من خييييلي بهترم!
    دارم نزديك ميشم به حال قبلم.
    حالا يه چيز بگم من عاشق اهنگاي محسن يگانه هستم و اگه كسي نباشه پيشم ٢٤ساعت اهنگاشو گوش ميدم.ايشون اهنگاي غمگينش خيلي بيشتر از شادشه،من لب تابم تو اين ١هفته خراب شد و مجبور شدم گوش ندم.حالم بهتر شد.
    يعني انقدر روي من به شخصه تاثييييير داره؟!؟!با احترام به ايشون!
    به حرفاتون عمل ميكنم.قول ميدم.بازم نتيجه رو مينويسم.فعلا باااااي:-)
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •