تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مخالفت خانواده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:سوده
آخرین ارسال:سوده
پاسخ ها 6

مخالفت خانواده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    من یک دختر 25 ساله هستم، پزشک، که توی محیط کار با پسر پزشک 27 ساله ای آشنا شدم و به دلیلی تمایلی که نسبت به هم پیدا کردیم، ایشون مستقیمن به من ابراز علاقه کرده و من هم بعد از اینکه خونواده م رو در جریان گذاشتم کم کم با ایشون وارد یه رابطه شدم جهت گفت و گو و شناخت بیشتر. 

    توی این مدت متوجه شدم که یک مشکل اصلی داریم. اینکه من خونواده ی مذهبی ای دارم، در حالیکه خونواده ی ایشون از لحاظ مذهبی و دینی خیلی معمولی هستند و حساسیت های خونواده ی ما رو ندارن (مادر روسری-مانتو، اهل نماز و روزه، اما به بچه هاش کاری نداره و تحت فشار هم نمی ذاردشون). از اون طرف، بر خلاف خونواده مذهبی مون، من و برادرم اصلن مثل خونواده م نبودیم هیچ وقت، در حالی که تحت فشار قرار می گرفتیم که باشیم. (مادرم چادری، من روسری و مانتو، بدون اعتقاد سفت و سخت - مادرم خیلی مقید به نماز و روزه، من در حدی که بتونم، و نه تمام و کمال - و برادرم هم که اصلن  مذهبی و اهل اعمال مذهبی نیست).

    وقتی که با هم صحبت می کردیم، دیدم که خودمون می تونیم با هم کنار بیایم (اون دو سه ساله دیگه زیاد اهل نماز و روزه نیست. اما کاری به من نداره. با پوشش من هم مشکلی نداره. ) اما من به طور دائم نگران خونواده م بودم. خصوصن که مادرم هم از وقتی که فهمید، ساز مخالفت رو شروع کرد. و من فهمیدم که بر خلاف آرزو و خواسته درونی خودم، میل قلبی اون اینه که من با کسی ازدواج کنم که از خودم مذهبی تر باشه تا منم این جوری مذهبی تر بشم!! و با اینکه ما خودمون با هم مشکلی نداشتیم و به توافق هم رسیدیم، اما از وقتی ساز مخالفت مادرم شروع شد، همه چی به هم ریخت.... (البته این مخالفت ها به شکل اجبار نبود. مثلن اول میگفت من نظرم رو می گم تا بهتر بتونی تصمیم بگیری. اگر خودت مشکلی نداری، مسئله ای نیست. اما بعدن می دیدم که به نحوه های مختلف سعی در برگردوندن نظر من میکنه و یا مثلن در جلسه ای که با اون صحبت کردند، خیلی از لحاظ اعتقادات مذهبی بهش ایراد وارد کردند.... و اون هم از سرسختی و انعطاف ناپذیری خونواده م ترسید و جا خورد و هم ام اینه خیلی ناراحت شد از ایرادات وارده....)

     از اون طرف، خودم هم خیلی چیزها دوست دارم که توی جو مذهبی خونواده ی خودم، نمی تونم اون جور باشم و از این تحت فشار بودن اصلن راضی نیستم. ولی طرف مقابلم هیچ مشکلی در این زمینه نداره که این مسئله به همراه تحصیلات متناسب و رشته تحصیلی یکسان (یکی از مهم ترین و سخت ترین فاکتورها برای من با توجه به پزشک بودن خودم)، فاصله سنی مناسب، سالم بودن اخلاقی، شخصیت متین، موقر، قابل اعتماد، منطقی، مسئولیت پذیر و کاری ای که در این 1 سال از ایشون دیدم و داشتن خانواده ای با سطح فرهنگی و اقتصادی مشابه، باعث میشه نخوام ازش بگذرم... اما از اون طرف گاهی به ذهنم خطور کرده که شاید باید اون کسی باشم که خونواده م دوست داره، تا این جوری همه خوشحال تر باشن و برخوردی هم پیش نیاد، حتا اگر آرزوی خودم این نباشه....

    نمی دونم. نگرانی ها و مخالفت ها و برخورد های خونواده م طرف مقابلم رو هم اذیت کرده. و از چند روز قبل دیگه نا امید شد و گفت که ما خودمون با هم به توافق رسیدیم اما بقیه رو چی کار می تونیم بکنیم اگر بعدن هم بخوان به همین شکل باهامون رفتار کنند؟؟ و رابطه مون با وجود علاقه ای که به هم داشتیم، بعد از یک سال تلاش و گفت و گو، الان تقریبن قطع شده....

    بهم بگید چی کار کنم؟ من در هر صورت مثل خونواده م نیستم و چیزهایی که برای اونها ارزشه، برای من لزومن نیست... و این مسئله تا همیشه با من خواهد بود.... خصوصن اینکه میدونم اگر بخوام به اولویت اونها در وهله اول توجه کنم، ممکنه 
    از توجه به اولویت های اصلی خودم باز بمونم.... چون همه ی انسانها همه خصوصیات رو با هم ندارن و من هم آدمی هستم که به سختی به کسی اعتماد می کنم و دل می بندم.... (ایشون دومین موردی بودند که در طی 7-8 سال گذشته به دلم نشسته بود....)
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    دوست عزیز خوشبختانه در اظهارات شما نشان داده شده که از نظر بلوغ فکری در حد کامل هستین و خیلی از مسائل و مواردی که در ازدواج مطرح میباشد برایتان کامل روشن و واضح میباشد.

    اما در مورد مخالفت خانواده با مواردی که شما انتخاب میکنید باید با خانواده همگام باشید و از نظرات والدین خود استفاده کنید. و بدانید در زندگی همه افراد به نوبه خود تاثیر گذار میباشند. مخصوصا والدین زوجین .

    در موارد زیادی دیده شده است به دلیل نارضایتی والدین زوین ازدواجها و زندگی زناشویی با مشکلاتی همراه شده که تعدادی از آنها هم به طلاق کشیده میشود.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام و ممنون از نظرتون.
    راستش من این مسئله رو میدونم و برای همین هم می خوام مشورت بکنم. برای من و طرف مقابلم نظر خانواده ها مهمه. اما مسئله ای که این وسط هست اینه که من، به دلیل اختلاف عقیده ای که خودم از این نظر با خونواده ی خودم دارم، در هر صورت شخصی رو می پسندم که عقیده ش به عقیده ی خودم نزدیک باشه. نه به عقیده خونواده م. و برای همین، این اختلاف با خانواده، با هر شخص دیگه ای غیر از این آقا هم برای من وجود خواهد داشت... چون در هر صورت معیار اول مادر من مذهبی بودن فرد و اعتقادش به نماز و روزه و غیره ست، و معیار اول من چیز دیگه ای.... حتا چه بسا در برخی جهات کاملن مخالفیم! چون من هرگز برای مثال یک همسر مذهبی رو که بخواد روی پوشش به من فشاری وارد کنه، نمی تونم بپذیرم. در حالی که میل خونواده م اینه که طرف مقابلم این طور ی باشه.... و حتا اگر بگید که یک فرد حد واسط بین خودت و خونوادت رو انتخاب کن، این مسئله در عین حال که من رو از اولویت های اصلی خودم دور میکنه و باعث میشه اولویت اولم رو میل خونوادم قرار بدم، نه اولویت اول خودم، باعث میشه به شدت از نظر انتخاب محدودیت برام ایجاد شه. چون اولویت اول من، هم رشته ای بودن طرف مقابلم و پزشک بودن اونه، برای اینکه شرایط زندگی و کاری من رو بتونه بهتر درک کنه.... که این خودش به اندازه کافی دامنه انتخاب من رو محدود خواهد کرد....
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    دوست عزیز پس شما با این اوصاف خواستار یک ازدواجی هستین که خود شما آنرا انتخاب خواهید کرد . پس بهتر است با خانواده خود و مخصوصا با مادرتان صحبت کنید و مسائل و علاقه های خود را به ایشان بگویید و با ایشان به توافق برسید.

    یادتان باشد در انتخاب هر فردی برای ازدواج باید به خانواده و نظرات آنها هم اهمیت داد .چرا که اولا ما باید با خانواده ها تعامل داشته باشیم و  شاید در آینده در زندگی ما مشکلاتی بوجود بیاید و خواستار کمک از خانواده باشیم.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    با سلام
    دوست عزیز چند سؤال دارم:
    1- کدوم یک از ملاک های خانواده را به طور منطقی به نفع خودتون می دونید ؟
    2- قبلا موردی پیش اومده که خانواده با اون مخالف بوده باشه(به خاطر همین مسائل) و حالا پشیمون شده باشند؟
    3- در فامیل چنین مشکلی وجود داشته و  بقیه چطور با اون کنار اومدن؟
    4-  در مورد پاسخ این سؤال ها از طرف خانواده خواستگارتون( در مورد خانواده خودش) چی می دونید؟

    نکته قابل تأمل: در زندگی دینی و اعتقادی شما، نماز  و اهل نماز چه جایگاهی داره؟ آیا به اهل نماز کمتر از بی نمازها اعتماد دارید؟!
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام،
    در پاسخ به سوال تون:
    1. خونواده من از تخصیلات و جایگاه اجتماعی و وضعیت مالی ایشون راضی ان. اما مشکل شون با اعتقاد این فرده. تمامی این ملاک ها هم مهم هستند. اما برای مثال ملاک اعتقاد از نظر من موقعی صحیحه که با اعتقاد من سنجیده بشه، نه با اعتقاد خونواده ام. چون من در این زمینه مثل خونواده ام نیستم. و مسئله اینجاست که خونواده و در واقع مادر من، بعد مدت ها، و ایجاد ذره ذره این شخصیت و اعتقاد در من در طی 7-8 سال اخیر، هرگز روی این مسئله پذیرش نداشتن. یعنی هم چنان فکر می کنن که می تونن من رو تغییر بدن و تلاش هم میکنن و پذیرش این خواستگار هم به معنی پذیرش شخصیت و اعتقاد من هست.

    2. نه. ملاک هایی رو که ایشون دارن، تا حالا کسی نداشته و سر نداشتن همین ملاک ها، سایر افراد کنار گذاشته شده اند.

    3. تمام فامیل ما مذهبی نیستند. حتا خانواده هایی هم داریم که دختر خونواده بی حجاب است و پسر خونواده همسر چادری انتخاب کرده و مشکلی هم با هم ندارند. در واقع توی فامیل ما معمولن انتخاب بیشتر با خود دختر و پسر بوده. اما توی خونواده ی ما مادرم حرف اول رو میزنه همیشه و روی این مسائل هم حساسه....

    4. خانواده ایشون با من مخالفتی ندارند. معتقد تر بودن من نسبت به پسرشون رو هم نکته مثبتی می دونن (مادر خود ایشون هم اهل نماز و روزه هست و حجابش رو رعایت میکنه، اما برای بچه هاش اجباری قائل نشده و روشون فشاری نمیاره.) اما از بابت حساسیت ها و تعصب های روی این مسائل مادرم نگران شده اند.

    در مورد نکته شما هم من نماز رو چیز بدی نمی دونم. وجودش رو در یک فرد نکته مثبتی می دونم. اما عدم وجودش رو دلیل بر منفی بودن فرد نمی دونم. یعنی اگر همین فرد با همین شرایط، نماز هم می خوند، از نظر من بهتر بود. اما صرف نظر از این مسئله، ایشون تا به حال بهترین موردی هستند که برای من پیش اومده.  
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •