تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




فرهنگ خونواده همسرم+افسرگی من زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:رها.ن
آخرین ارسال:پارمیس
پاسخ ها 18

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

فرهنگ خونواده همسرم+افسرگی من

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    موج آبی آواتار ها
    دوست عزیز بنده کی گفتم خودتونو با شرایط وفق بدید گفتم طوری رفتار کنید که زبانزد بشید و یه جوری که منتظر باشن چیز جدید از شما ببینند اینکه منتظر نباشید دستور بدن یا تعیین تکلیف کنند براتون خودتون خودکار باشید
    و به اطرافیان اهمیت ندید وقتی برید زیر یک سقف این شمایید که تصمیم میگیرید نه مادر شوهرتون قدرت داشته باشید
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
     وقتی برید زیر یک سقف این شمایید که تصمیم میگیرید نه مادر شوهرتون قدرت داشته باشید[hr]
    مشاوران عزیز بهتر قبل از هر گونه راهنمایی مطالب اعضا و دوستان رو خوب بخونید بعد راهنمایی کنید.
    این دوست عزیز ما یک ساله که با همسرش زیر یک سقف زندگی می کنه.
    پس وقتی مطالبو درست نخوندید راهکار غلط ندید.بحث زندگی دوتا جونه



     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    موج آبی آواتار ها
    بله بنده کامل مطلب ایشونو خوندم و در جریان هستم منظوربنده این بود که ایشون در منزل خودشون باید قدرت و مدیریت رو اجرا کنند نه اینکه بگن سخته نمیشه و مادرشوهرم زورمیگه لطفا عمیق تر مطالعه بفرمایید
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    من شرمندم که منظور شما رو از رفتن زیر یه سقف زندگی کردن نفهمیدم.

    جمله شما ایهام داره.
    در ثانی ایشون وقتی خونه مادر شوهرشون می رن مشکل دارن نه خونه خودشون.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    ممنون از تون موج ابي وفهيمه عزيز 
    سه تا ديكه جاري دارم.اره ازاونام توقع دارن.اونا همشهرين بالاخره باهم كنار ميان، ولي اوضاع خونواده ما خيلي فرق داره.
    فهيمه جان اصلا خونواده من درجريان خيلي ازاينا نيستن اصلا نميدونن كه بخوان حرفي بزنن ومنم تحت تاثيرش قرار ب كيرم.موجابي  عزيز اخه به نظر من اينا وظيفه من نيست اونا به جشم وظيفه ميبينن.اين برتوقعيشون اعصابمو خورد ميكنن
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    سلام عزيزم
    فكر ميكنم رفتارهاي خانواده شوهرش و انتظاراتشون خيلي شبيه خانواده شوهر منه ...
    باهت همدري مي كنم واقعا تحمل اين رفتارها سخته
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    سلام عزیزم
    donya 76
    ممنون .اره خیلییییییی سخته کلافم کردن مثل اینکه هیچ راه دیگه ای نیست.
    اومدم اینجا خواستم بهم بگن راه حلی برا بهتر کردن شرایط هست یا نه ولیییییییییییییی.....
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    بنظر من شما خودت از همون اول نباید با این کارا میذاشتی توقعشون ازت بالا بره. عروسو چه به این کارا؟مگه زمان قدیمه؟ آدم باید از همون ابتدا یجوری تا کنه که حساب کار دستشون بیاد و توقع بیجا نداشته باشن. منظورم این نیست که خیلی سرسنگین باشی. باهاشون خوش برخورد و گرم باشی اما سنگینی خودتو حفظ کنی تا نتونن ازت سو استفاده کنن. الان هم بنظر من باهمسرت خیلی منطقی صحبت کن و واسش توضیح بده که توقعاتشون از یک عروس اونم تو این دوره بیجاست. ارتباطتو باهاشون کم کن و یکم باهاشون سرسنگین باش. البته احترامشون رو حفظ کن اما خیلی بهشون نزدیک نشو.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •