تموم دوستای خواهرم تهران هستن و ما کرج.زیاد نمیتونه به اونا سر بزنه یا اونا بیان کرج.از لحاظ اقوام هم ما فامیلای به درد بخوری نداریم.همشون توی این یه سال ثابت کردن که نمیشه روشون حساب کرد.در نتیجه فقط منم که بدرد خواهرم میخورم و این موضوع رو سخت کرده.در بیشتر. مواقع خواهرمو ترجیح دادم به نامزدم.رسما هیچکس درکم نمیکمه که منم نیاز دارم. با نامزدم تنهاباشم یا بیرون برم.میرم ولی با کلی عذاب وجدان واسه تنها گذاشتن خوهرم.