تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خودشناسی: زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:بانو
آخرین ارسال:nanook
پاسخ ها 2

خودشناسی:

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    بانو آواتار ها
    این پست تاحدی به شما می آموزد که شخصیت افراد را از طریق علم روان شناسی ، بهتر بشناسید و از وجود خود بیش از پیش مطلع گردید.

    این پست ممکن است نیاز به مطالعات گسترده تری را در وجودتان بیدار نماید و شاید بتواند دریچه ای برای بررسی های بیشتر شما گردد:


    بعضی از افراد به رفتار خود، آگاه هستند و برخی دیگر نیز بی خبرند. گروهی از افراد واقعا به ناهنجاری های رفتاری دچارند و دسته ای دیگر فقط نقش آن را بازی می کنند.

    روان شناسی، تمام رفتارهای درونی و بیرونی انسان را مدنظر قرار می دهد و انگیزه های درونی و بیرونی این رفتارها را نیز بررسی می کند :
    پیوند با دیگران:کمک به دیگران یک نوع پیوند است که فرد را به یک تجربه دلپسند نزدیک می گرداند، حتی اگر این پیوند با غمها و ناراحتی های دیگران باشد.



    مشاور خانواده

    پیوند با دیگران ، مستلزم قبول یا بازگویی واقعیت هاست. بازگویی آن چه هست و تلاش برای آنچه باید باشد . ارتباط انسانی یعنی پیوند بین افراد، یعنی پیوندِ از صمیمِ قلب که در پی شراکت غم و شادی است.

    روابط بین انسان ها مستلزم وجود اعتماد و اطمینان است. هیچ یک از انسان ها دوست ندارند که یک عمر با حیله، تزویر و دروغ زندگی کنند. هیچ کدام از آنها دوست ندارند که دروغگو باشند و از کاری که می کنند شرمنده گردند.

    ترس:ولی ترس از تجربه کردن و خطری که باید متحمل شوند ، آنان را از بازی کردن "نقش" و زیر نقاب رفتن ناگزیر می کند.

    انسان طبیعی ، کسی است که از انعطاف و کشش روانیِ نیرومند و هماهنگی برخودار است. یک انسان واقع بین همواره در حال تعادل است، تعادل بین حالات درونی و بازتابهای برونی، یعنی ظاهر و باطن وی با هم برابری دارند.

    کسانی که بیشتر به درون خویش می نگرند و در لاک خویش فرومی روند و نیز کسانی که تنها به ظواهر خویش می پردازند، هر دو دسته در افراط و تفریط هستند و واقع بین نیستند.



    افراد وابسته :وابستگی شدید به مادر، طبیعی نیست و در بزرگسالی، مشکلات فراوانی به همراه خواهد داشت. مادر همیشه طرفدار کودک بوده و همواره کوشیده است تا بر کار اشتباه فرزند خود سرپوشی بگذارد. مسایل او را خود حل کند و به جای او تصمیم بگیرد و عمل نماید. اصولا مادران خودخواه که فقط نقش مادر را خوب بازی می کنند و کودک را به صورت موجودی کاملا وابسته به خود بارمی آورند، مسئول بیماری های روانی و عدم تعادل طبیعی فرزندان خود در آینده اند و کودکان آنان هنگامی که به سن بلوغ می رسند و پای در عرصه اجتماع می نهند، ناگهان با دنیایی روبه رو می شوند که با آن هیچ گونه آشنایی ندارند و در خود هیچ گونه آمادگی برای روبه رو شدن و مقابله با مشکلات حس نمی کنند و حامی آنان نیز نمی تواند در این مراحل کمکی بکند.


    اعتماد به نفس:افرادی که اعتماد به نفس دارند در مقابل رویدادهای گوناگون با رفتار خود که قوی، محکم، آرام، موقر و متین است مشخص می شوند. در برابر فشارهای زودگذر مقاومت کرده و با آینده نگری به آنچه که دارای ارزش بیشتر و دیرپا باشد دل می بندند و از عادات ناپسند دوری می کنند، مسئولیت های خود را بر گردن دیگران نمی اندازند.

    افراد مشکوک و دودل افراد بسیار خودپسندی نیز هستند زیرا که فقط به خود فکر می کنند و در این نوع تفکر نیز ضعیفند به همین دلیل به حقایق اطراف نیز با شک و ضعف می نگرند و آنها را آن طور که هست نمی بینند...

    اینان خود را انسان باارزش و مفید می دانند و معتقدند دیگران آنها را دوست دارند.


    در مقابل افرادی که اعتماد به نفس ندارند ،رفتارشان به صورتی است که احساس می شود بی خیال و بی حال هستند و یا برعکس بیهوده منقلب می شوند. خود را در دست لحظات و خوشحالی های زودگذر رها نموده و به سختی می توانند در مقابل هوسها و تمایلات خود مقاومت کنند و به سادگی به وسیله دیگران متقاعد می شوند.

    این افراد معمولا خود را گناهکار دانسته و سرزنش می کنند و علی رغم این که مرتکب کاری که اخلاقا نادرست است، شده باشند یا خیر، دچار عذاب وجدان هستند.

    بزرگترین اشتباهی که گاه مرتکب می شویم،
    ترس از اشتباه کردن است.

    شکاکیت:شک و تردید و مردد بودن ، از جمله راههای فرار از اشتباهات و مسئولیت ها به شمار می رود زیرا هنگامی که افراد صددرصد تصمیم نگرفته اند، خطر اشتباه کردن را هم به عهده نمی گیرند. اصولا ترس از اشتباه کردن به افراد دودل اجازه نمی دهد که در زندگی خود تصمیمی قطعی بگیرند.

    افراد مشکوک و دودل افراد بسیار خودپسندی نیز هستند زیرا که فقط به خود فکر می کنند و در این نوع تفکر نیز ضعیفند به همین دلیل به حقایق اطراف نیز با شک و ضعف می نگرند و آنها را آن طور که هست نمی بینند. در افراد بی قرار غالبا افکار سیاه ناپدید می شوند و جای خود را به شادی تصنعی می دهد. در این حالت احساس عیب و نقص درونی و احساس حقارت و تردید و دودلی از بین می رود. فرد بی قرار استراحت سرش نمی شود زیرا محرکات در او فوق العاده نیرومند است و این فرد در چشم مردم فردی پرتحرک و خستگی ناپذیر و صاحب عزم و اراده پولادین جلوه می کند و از احترامی شایان توجه برخوردار می شود.

    خشکی و عدم انعطاف زمانی ظاهر می شود که فرد احساس ضعف و ناامنی شدید کند. این افراد برای احساسات طغیانگرشان احتیاج به یک راه خروج دارند. در این شرایط اگر افراد خود را در موقعیت وجه المصالحه و سوء استفاده قرار دهند به رشد تکاملی خود هیچ کمکی نکرده اند.


    متکبر:تکبر ، امری بسیار زشت و ناپسند است. فرد مبتلا به این حالت هرگز نمی تواند مسئله ای را به گونه ای واضح بررسی و تجزیه و تحلیل کند چرا که هنوز از خویشتن فاصله نگرفته و حب نفس بر احساس و عقل او چیره است. بدون بحث و گفتگو و صحبت، گاهی مشکلاتشان را نیز حل می کنند و پیش می برند.
    افراد منفی باف یا بدبین:این خصوصیت ، واکنشی است که آموخته می شود و در طول زمان و بر اثر تکرار زیاد بدون فکر و به طور خودکار از انسان سرمیزند. بعضی افراد در زندگی خود به مرحله ای می رسند که در آن مرحله نسبت به دیگران بیزار و بدبین و عیب جو می شوند، نیکویی را مثبت نمی پندارند و تصور می کنند که دنیا بر علیه آنان است و حتی یک بخت خوش ندارند .

    در این مجال کوتاه ، با چند گونه تیپ شخصیتی آشنا شدیم و فهمیدیم که هر عملی از فرد سر می زند ، بی علت نیست ؛ پس بی دریغ خود را وارسی نمائیم ، مراقب اعمالمان باشم ، قبل از اینکه دیگران به قضاوت مان بنشینند .
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    در مقابل افرادی که اعتماد به نفس ندارند ،رفتارشان به صورتی است که احساس می شود بی خیال و بی حال هستند و یا برعکس بیهوده منقلب می شوند. خود را در دست لحظات و خوشحالی های زودگذر رها نموده و به سختی می توانند در مقابل هوسها و تمایلات خود مقاومت کنند و به سادگی به وسیله دیگران متقاعد می شوند.

    این افراد معمولا خود را گناهکار دانسته و سرزنش می کنند و علی رغم این که مرتکب کاری که اخلاقا نادرست است، شده باشند یا خیر، دچار عذاب وجدان هستند.


    خوب برای اینکه این خصوصیات رو از بین ببریم باید اعتماد به نفسمون رو افزایش بدیم؟
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •