تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشاوره برای خانوم مریم آزاده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:M.J.Azizi
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 61

صفحه‌ها (7): صفحه 3 از 7 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

مشاوره برای خانوم مریم آزاده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    aram آواتار ها
    مریم عزیز الان شما دوران سوگواری رو می گذرونین و با گذشت زمان و تخلیه و ابراز سوگتون، از میزانش کمتر میشه و الان شما بزرگترین مشکلی که داری این هست که نمی تونی تو خونه خودت رو تخلیه کنی و به نظرم این مورد بیشتر اذیتت می کنه. اگه تو خونه این امکان رو داشتی این همه اذیت نمی شدی
    به نظرات مشاورا توجه کن و اگه تونستی به یک پزشک هومیوپات مراجعه کن، هومیوپاتی داروئی برای سوگ داره که خیلی عالی عمل می کنه و فرد رو بازتر می کنه برای ابراز سوگش.
    فکر کنم تهران هستی و هومیوپاتهای مجربی تهران هستن و اگه بخواهی من می تونم در این مورد راهنمائیت کنم

  2. ارسال:22#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام.

    مریم خانم سرنوشت  و تقدیر ما انسانها دست خود ما هست و این خود ما هستیم که سرنوشتمون را رقم میزنیم البته از عنایات خداوند نباید غافل بشیم که اون خودش هر چی که مصلحت و بهترین برامون باشه رقم میزنه.


    زندگی همیشه در جریان هست، ما نباید با زندگی بسازیم بلکه باید [size=x-large]زندگی را بسازیم.[/size]

    آینده پیش رو  ، امیدها فراوان و آرزوها بینهایت ، پس باید بایستیم و بسازیم و بدانیم که خدا پشت ما هست و دستمان را گرفته.

    زندگی آتشگهی دیرینه پا برجاست
    گر بیفروضیش
    رقص شعله اش از هر کران پیداست
    ورنه خاموش هست و خاموشی گنه ماست

     

  3. ارسال:23#
    سلام
    من هم به عنوان یک عضو ساده انجمن اما یک انسان، به شما تسلیت می گم و  از خداوند می خوام، به شما صبر بده.
    من نمیتونم واژه همدرد رو  بکار ببرم. چون غم از دست دادن همسر با مادر تفاوت داره. اما فقط بعنوان کسی که غم از دست دادن عزیزش رو به چشمش دیده، اون هم بعد از تحمل سختی و بیماریش، و پس از گذشت چند روز به کما رفتنش، و سرانجام، درگذشتش، می خواستم فقط بگم می دونم تو چه موقعیتی قرار دارین.

    این حال و روزی هم که دارین واقعا طبیعیه. اصلا به خودتون سخت نگیرین که چکار کنین. من خودم همون اوایل چندین بار خوابشو می دیدم و فکر می کردم از دنیا نرفته. اما باور کنین که  بهترین چیزی که می تونه این حالتون رو تغییر بده، گذر زمانه. میگن هر کدوم از اموات که از دست عزیزانش راضی باشه و اونها برای آمرزش و شادی روحش قرآن بخونن و خیرات برایش بدن، روح مرده آزاد و رها میشه و هر از چند گاهی می تونه بخواب عزیزانش بیاد و یا حتی نظاره گر رفتار و کارهاشون در دنیا باشه. قطعا بدونین ایشون هم شما رو می بینه. پس شما هم سعی کنین هر چه می تونین ایشون رو  شاد کنین.
    و بهترین کار برای شاد کردن ایشون که می تونین در این ایام مبارک  انجام بدین، خواندن قرآنه. اون هم به دو هدف. یکی شادی روح اون عزیز و یکی هم کسب آرامش خودتونه.

    از نظر طب سنتی هم شنیدم که گلاب، غم زداست. می تونین هر روز مقداری شربت گلاب بنوشید و همینطور دستمال کاغذی آغشته به گلاب رو در ظرفی قرار بدین و کنار بالشتتون بذارین تا خواب آرامی داشته باشید.
    همه ماها روزی از این دنیا خواهیم رفت. این دنیا محل گذره. و روزی خواهد آمد که همه انسان ها در پیشگاه خداوند به یکدیگر خواهند رسید.
    انشالله هر چه زودتر به اون آرامشی میخواید، برسید. برای شادی روح اون عزیز فاتحه ای قرائت کنیم.

  4. ارسال:24#
    maryam.azadeh آواتار ها
    مرسی از مشاوره دوستان و اقای پارسا برزگر عزیز
    آرام جان از راهنماییت خیلی ممنونم. گلم شما درست میگین من توی خونه امکان تخلیه روحی روانی رو ندارم و اصلا و ابدا هم امکانش وجود نداره چون خانواده ام اغلب مواقع هستن و جلوی اونها به هیچ وجه مایل نیستم کلامی بگم و یا رفتاری نشون بدم که اونها پی به موضوع ببرن. 
    در مورد هومیوپاتی که گفتین بله من تهران هستم و نزدیک خونه مون هم یک دکتر هومیوپات هستش و اتفاقا دوتا از اقوام نزدیکم تو چند سال اخیر رفتن پیش هومیوپات برای مشکلات جسمی شون و نتیجه خاصی متاسفانه نگرفتن. حالا سوالم اینه که ایا ممکنه هومیوپاتی برای مشکلات روحی و روانی بهتر از مشکلات جسمی عمل کنه؟ اگه این هست واقعا خوشحال میشم لطف کنین و دکترهای مجرب درین زمینه رو بهم معرفی کنین. 
    اقای صالح عزیز شما خیلی خیلی لطف کردین و از محبت تون و توصیه هاتون ممنونم. متاسفم بابت اتفاق تلخی که برا شما افتاده و شاید بشه گفت ما به نوعی با هم همدرد هستیم. محبوب منم مدت های طولانی در کما بود و درحالی یکباره رفت که درجه هشیاریش خیلی بیشتر شده بود و همه مون منتظر بودیم که بهوش بیاد.
    دلم نمیخواد برا اون قرآن بخونم تا این لحظه یک فاتحه هم براش نفرستادم چون حس میکنم اون احتیاجی نداره به این کارها. اون خیلی بزرگتر از این حرفا بود. در زمان حیاتش بیزار بود از این مدل کارها و منم برا خوشایندش یک ایه هم براش قرآن نمیخونم تا عزیزم ازم خوشنود باشه.

  5. ارسال:25#
    سلام مریم خانم.نمیدونم چی شد اتفاقی امشب سر به سایت زدم و این خبر دردناک به گوشم رسید.همدردی بنده را بپذیرید امیدوارم بتونید با این مسئله کنار بیایید و صبور باشید.صمیمانه تسلیت میگم اقرار میکنم خیلی ناراحت شدم.
    کل نفس ذائقه الموت....
    انا لله و انا الیه راجعون.
    من فقط یک جمله خدممتون عرض کنم و زیاد اذیتتون نمیکنم.شما که اینقد دوسش داشتی و برات ارزش داشت والان قرآن نمیخونی چون اون ازین جریانات زیاد خشنود نبود به نظرت دوس داره و خشنوده که اینجور ناراحتش باشی؟من فکر میکنم اون دوس داره تو به زندگی عادیت بپردازی پس بیا و اروم تر باش و بزار روحش در ارامش بیشتری باشه.انشالله خدا بیامرزدتشون.بازم تسلیت میگم.

  6. ارسال:26#
    aram آواتار ها
    مریم عزیز در هومیوپاتی موارد روحی و روانی بیمار بیشتر از موارد جسمیش برای پزشک مطرحه یکی از هومیوپاتهی مجرب در تهران دکتر شهردار هستند و استاد من هم بودن الان من شماره ایشون رو همراهم ندارم اگر نتونستین پیدا کنین برام پیغام خصوصی بدین تا من براتون بدم
    و در مورد خوندن فاتحه و قرآن شاید ایشون زمان حیاتش از این موارد خشش نمی آمد ولی اینو بدون که تمام اموات اون دنیا فقط چیزی که نیاز دارن همین فاتحه و قرآن خوندن ماست نه گریه و سوگواری ما

  7. ارسال:27#
    maryam.azadeh آواتار ها
    مرسی اقا جلال عزیز
    شما خیلی مهربون هستین. دیدین چی سرم اومد؟ دیدین اخرش من که گله داشتم موندم اونکه عشقم بود رفت. این دنیا بر مبنای ظلم ساخته شده و خدا از بیچارگی و ناکامی بنده هاش لذت میبره.
    من نمیتونم به زندگی عادیم بپردازم حتی اگه اون دلش بخواد من نمیتونم نه که نخوام نمیتونم. فقط به یک شرط اروم میشم اینکه اون برگرده به این دنیا.
    آرام جون ازت ممنونم.
    من سرچ کردم و پیدا کردم دکتر اردوان شهردار رو. سعی میکنم اگه بشه یک سری پیش ایشون برم شاید بهم کمک بشه و یک مقدار ارامش پیدا کنم. بازم تشکر خانومی.

  8. ارسال:28#
    maryam.azadeh آواتار ها
    راستش می خواستم برا این موضوع خودم یک تاپیک درست کنم ولی خب گفتم همینجا مطرحش کنم چون دوستان قبلا اومدن اینجا و خیلی بهم راهنمایی کردن.
    راستش دیشب عشق عزیزم رو توی خواب دیدم بعد از رفتن ایشون اولین باری بود که می دیدمش ولی خیلی خیلی خواب بدی بود. خودم هم خیلی تو خوابم تحت فشار بودم.
    توی خوابم فضایی رو دیدم که تا حد زیادی میتونم بگم شبیه بلوار کشاورز تهران بود ولی خب خیلی فضا تاریک بودش و تاجایی که یادم میاد هیچ ماشین هم تردد نمیکرد ولی مردم زیاد بودن یهو محبوبم رو دیدمش اول یادم نبود ایشون دیگه تو این جهان نیستن. موهاش خیلی ژولیده بود برخلاف واقعیت که همیشه موهاشو مرتب میکرد و هیچوقت سابقه نداشت موهاش توی پیشانی اش بریزه ولی تو خواب من موهاش درهم برهم بود و ژولیده و صورتش خیلی تیره و وحشت زده بود یک کارت دستش بود انگار دنبال آدرس میگشت و سر راه همه رو میگرفت و با لحن خواهشی از بقیه میپرسید که راهنمایی اش کنن یادم نیست کسی بهش جواب میداد یا نمیداد ولی حالتش خیلی خیلی پریشون و آشفته و وحشت زده بود توی چشم هاش ترس و وحشت خیلی زیاد بود بر خلاف اونچه که همیشه در ایشون دیده بودم یعنی وقار و آرامش و خونسردی ولی توی خوابم خیلی پریشون و سرگردون و دچار ترس بود.
    یهویی یادم اومد که چه فاجعه ای پیش اومده ولی خب نترسیدم و تعجب هم نکردم که ایشون توی خیابان هستن ولی چیزی که برام عجیب بود اینکه توی خوابم ذوق زده نشدم درحالیکه اگه تو واقعیت ایشون به این دنیا برگردن من حاضرم تموم زندگی خودمو فدا کنم حتی اگه بنا باشه یک ساعت فقط به این دنیا بیان و دوباره برن. ولی تو خوابم من نمیدونم چرا ذوق نکردم و تعجب هم نکردم ولی سعی کردم برم راهنمایی اش کنم ولی انگار به پاهام سنگ بسته بودن و نمیتونستم برم جلو و خودمو بهش برسونم اونم همینجور با خواهش و التماس از این و اون آدرس میپرسید و انگار نتیجه ای نمیگرفت.
    نمیدونم دوستان چرا با شماها این خواب وحشتناک رو مطرح کردم ولی دوست دارم اگه کسی تعبیر خواب رو بلد هست لطف کنه برام معنا کنه و همچنین اینکه آیا رویا میتونه تعبیر داشته باشه یا نه؟ اصلا چنین چیزی صحت داره؟ آیا ممکنه این خواب ها اثرات فیلم ها و صحنه هایی باشه که طی روز میبینیم؟
    ممنون میشم اگه لطف کنین راهنمایی کنین منو.

  9. ارسال:29#
    طباطبایی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'maryam.azadeh' pid='14243' dateline='1373473682'
    دلم نمیخواد برا اون قرآن بخونم تا این لحظه یک فاتحه هم براش نفرستادم چون حس میکنم اون احتیاجی نداره به این کارها. اون خیلی بزرگتر از این حرفا بود. در زمان حیاتش بیزار بود از این مدل کارها و منم برا خوشایندش یک ایه هم براش قرآن نمیخونم تا عزیزم ازم خوشنود باشه.
     
    ببخشید ایشون به خوندن قرآن اعتقاد نداشتند یا به قرآن خوندن برای مرده؟
    ایشون هر چقدر هم که خوب بودند معصوم نیستند و همه ما نیازمند این کارهای خیر هستیم ، کارهایی مثل فاتحه خوندن ، قرآن خوندن، یا خیرات کردن ، پولی به نیازمند از طرف اون شخص دادن و .... 

    ببینید چون در آخرت مثل دنیا نیست که محدودیتی وجود داشته باشه حتی اگر فردی فرشته هم بوده باز هم بی نیاز از این کارهای خیر نیست ، چون محدودیتی نیست..
    مثلا یک نفر گناهی کرده ، این کارهای خیر میتونه از بخشی از عذابش کم کنه، یک نفر گناهی نکرده و حتی خودش در بهشته ، جاش هم خوبه ، باز هم این کارها باعث میشه که  اون فرد راحتتر بشه و جای بهتری داشته ...

    من اگر بخوام برداشتی (نه تعبیر) از خواب شما داشته باشم ، این به ذهنم میرسه که اون محبوب شما نیاز به کمکتون داره ، اما شما تمام راه های کمک کردن به اون فرد رو به روی خودتون بستید به خاطر همین  هم نتونستید بهش کمک کنید...


     

  10. ارسال:30#
    maryam.azadeh آواتار ها
    مرسی آقای طباطبایی راستش ایشون اصولا به خود قرآن اعتقاد نداشتن نه به خوندنش نه به محتواش و چه برای زنده و چه برای مرده.
    ممنونم از توضیحات شما راستش من ایشون رو خیلی پریشان احوال دیدم توی خوابم خیلی بهم ریخته بود ژولیده بود صورت تیره ای داشت( برخلاف واقعیت که سبزه رو نبودن ایشون). نمیدونم چرا اینجوری بود و بقول شما منم هیچ کمکی نتونستم بهش بکنم و تا یادم هست همینجور با التماس و خواهش اون ادرس رو از دیگرون میپرسید ولی من نتونستم هیچ نوع راهنمایی بهش بکنم با اینکه خیلی دلم میخواست اینکارو انجام بدم.

صفحه‌ها (7): صفحه 3 از 7 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •